فرهاد، آزاد، گوران، رستم، هادی و ……. کولبرانی که تک به تک نامشان یادآور مشقت زیستن زیر بار محرومیت و رنج بودن در منطقه هایی است که به تعریف جامعه شناسان ومسئولان پایتخت نشین « توسعه نیافته» است اما آنان با واقعیت دردناکتر با این عبارت روبرو شدند؛ آن زمانی که در گردنه ته ته با باری بر دوش گرفتار بهمن شدند، در منطقه مین گذاری شده رفتن و یا از کوههای صعب العبور سقوط کردند.

«توسعه نیافتگی» و «محرومیت»، عبارات کاملی هستند برای توضیح یک وضعیت؛ می توان از این عبارات بارها و بارها در لایحه های دولت و طرح های مجلس استفاده کرد، می توان در نطق های آتشین و مناظره ها علیه احزاب رقیب بهره برد، کلا عباراتی هستند که توجه را جلب می کنند اما مسئله این است که این جلب توجه تاکنون به از بین بردن این وضعیت و بخصوص کولبری منجر نشده است !
وقتی میخواهید در مورد پدیده کولبری گزارشی کامل بنویسید مشکل عجیبی دارید، با کوهی از اخبار تکراری مواجه هستید، اخباری از تاکید مقامات مسئول برای از بین بردن این پدیده، اشتغال زایی و توسعه مناطق مرزی در کنار انبوهی از خبر مصوبه ، طرح ، لایحه ، تاییدیه ، اصلاحیه برای بازگشایی بازارچه های غیر رسمی یا پرداخت حق مرز نشینی و …. که البته وقتی به تاریخ انتشار آنها دقت می کنیم، می بینیم که اکثر آنها همزمان با انتشار خبر کشته شدن کولبری منتشر شدند اما در هر صورت باز هم منجر به از بین بردن این پدیده نشدند !
برای نوشتن گزارش کولبری اما مشکلات پیچیده تری هم دارید، کشته شدن کولبران توسط نیروی مرزبانی، دستگیری و یا جریمه های سنگین آنان….
میخواهید به نیروی انتظامی و مرزبانی انتقاد کنید، البته که شلیک مستقیم به کولبر جای انتقاد هم دارد اما با مسئله خطای دید یا خطای تشخیص بین یک عامل خرابکار با یک کولبر واقعی روبرو هستیم بعد می بینیم با وجود ۲۲۷ کیلیومتر مرز مشترک با همسایه ای که توان مقابله با مخالفان مسلح خود را هم ندارد، چطور باید توقع داشت که همیشه مرز برای رفت و آمد غیر رسمی برای قاچاق کالا، باز باشد.
می دانیم که سالهاست گروهای مسلحی چون پ.ک.ک ، کوموله، تکفیری، دموکرات و …. در این منطقه فعال هستند اما از سویی دیگر خطای انسانی یا اشتباه در تشخیص یا هر آنچه که اسمش را بگذارید، توجیه نمی کند به انسانی که برای درآمد ناچیز بار سنگینی را بر دوش خود حمل می کند، شلیک کرد. برای این وضعیت جواب قانع کننده ای پیدا نمی کنیم.
اگر از نگاه امنیتی مسئله را ببینیم با این نظریه روبرو می شویم که مرزها باید کاملا بسته شود و هیچ رفت و آمد غیر رسمی وجود نداشته باشد، ضمن اینکه احتمال خطا در تشخیص خیلی بالاست و احتمال کشته شدن کولبران هم زیاد.
از نگاه اقتصادی سالانه حجم زیادی کالا بصورت غیر رسمی وارد یا از کشور خارج می شوند، اقتصاد دچار مشکل شده و روی صادرات رسمی تاثیر می گذارد، پس الان باید مرزها بر روی قاچاق بسته باشد اما می بینیم که این اتفاق نمی افتد!
از سویی دیگر بر اساس گفته های دکتر حسینی، دبیر کل سابق و فعال در اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق، سالانه ۳ میلیارد کالا رسما به عراق صادر می شود که در کمال حیرت و تعجب، بخش زیادی از این کالا از طریق آنچه که وی شبکه وسیع توزیع می نامد، دوباره توسط کولبران به کشور باز می گردد !
در واقع هم صادرات صورت می گیرد با تعرقه های مشخص و هم قاچاق صورت می گیرد توسط باند مافیای قاچاق که دکتر حسینی ترجیح میدهد اسم دیگری رویش بگذارد و رقمی میلیارد دلاری جا به جا می شود؛ بنابراین خط گزارش از کولبری به یک مافیای قاچاق می رسد، به سادگی !
با چالش دیگری روبرو هستیم و آن قاچاق چی بودن یا نبودن کولبر و رسمی بودن یا نبودن کولبری است؛ هیچ مقام مسئولی تاکنون جواب دقیق و درستی به این پدیده را ندارد. در این بین گاهی به اصطلاح « قاچاق چیان مظلوم » هم بر می خوریم !
وقتی گزارش مانند کلاف سردرگم می شود که می بینی با وجود این همه تاکید مجلس، دولت و نهاهای دیگر در کنار الزامات امنیتی، مشکلات اقتصادی و موانع های موجود، نه تنها پدیده کولبری برای قاچاق سازمان یافته، از بین نرفته بلکه نسبت به سالهای گذشته، رشد چند برابری هم داشته است !
آمار دقیق از تعداد کولبران وجود ندارد اما بر طبق پژوهشی که سازمان تامین اجتماعی در سال ۹۶ انجام داد، حدود ۸۰ تا ۱۲۰ هزار کولبر در استانهای کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان وجود دارد که باید گفت امرار معاش اکثر خانوارهای مرز نشین به عهده آنهاست.
منابع غیر رسمی اما از رشد یکباره این پدیده از سه سال پیش تاکنون خبر می دهد، از رونق روستاهای لب مرز و افزایش تعداد کولبران تا حدود ۱۷۰ هزار نفر که نوجوانان و زنان را هم شامل می شود، از بیشتر شدن خروج کالا تا وارد شدن آن و از حجم مواد غذایی، صنعتی و سوخت که به آنسوی مرزها می رود؛ از سه سال پیش قیمت ارز رو به صعود بوده!
حالا برای نوشتن یک گزارش ساده با انبوهی از سئوال رو برو هستیم؛ آیا کولبر مرز نشین می تواند جلوی بسته نشدن مرزها را بگیرند ؟ و یا اینکه ارتباطات وسیعی برای فروش محصولات در بازار دو کشور داشته باشد ؟ تاجرانی که پشت پدیده کولبری هستند، چه کسانی هستند و کجا فعالیت دارند ؟ فعالیت قریب به ۱۷۰ هزار کولبر در یک شبانه روز، چه حجم کالا را بدون تعرفه گمرک و مالیات وارد یا خارج می کند ؟ ارزش کالایی که در روز و ماه از این طریق جا به جا می شود، چقدر است ؟ با وجود تحریم های بانکی، ارتباط مالی چطور صورت می گیرد ؟ و …..