سید جمال ساداتیان
مصوبه احساسی اخیر محلس موسم به طرح راهبری لغو تحریمها، نمیخواهد اعتبار مذاکره موفقیت آمیز را به دولت دوازدهم برگرداند و میخواهد دولت جدید وارد مذاکره بشود.
یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در جلسات علنی هفته اخیر خود دو فوریت طرح اقدام راهبری برای لغو تحریمها را بررسی کرد. مسئله سیاست خارجه ایران امروز، امری نیست که یک دستگاه به صورتی احساسی با آن برخورد کند. برخی امور فراقوهای و فرابخشی هستند و سیاست خارجی کشور ما با نظارت مقام معظم رهبری کنترل شده و پیش رفته است.
هر آنچه در برجام اتفاق افتاده با هماهنگی و تعادل قوای مختلف بوده است. هیچ کشوری بدون پشتوانه عناصر قدرت(قدرت اقتصادی، نظامی و فرهنگی – اجتماعی) امان پیشروی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.
پس در دنیای فعلی صرفا با تیکه بر قدرت نظامی، لنگ خواهیم زد. عناصر قدرت باید هماهنگیهای لازم را با هم داشته باشند. این روزها ناهماهنگیهایی در عناصر قدرت دیده میشود. عملکرد بعضی قوا برابر با تکرویهای احساسی است.
این روزها دولت تدبیر و امید به خاطر بدعهدیهای دونالد ترامپ به شدت تحت فشاراست و بسیاری نیز بدون تقبیح ترامپ همه اشکالات را متوجه دولت میدانند. اگر کارشناسان منصفانه بررسی کنند میتوانند ایراداتی به تیم مذاکره کننده و نحوه مذاکره وارد کنند اما این بررسیها و انتقادات با تهمت، فحاشی و انتقاد یک طرفه تفاوت دارد.
برجام هر چه بود، تصمیم نظام بود. حتی رئیس وقت دستگاه قضا تایید کردهاند که برجام تصمیم نظام بوده است. همه کسانی که در گذشته به این ماجرا اذعان داشتند، تابع شرایط موجود جهت انتقادهایشان تغییر کرد. این افراد امکان بازگشت آقای بادیدن به برجام را نادیده گرفتند و با مصوبه اخیر مجلس شرایط را به سمت و سویی بردند که شرایط ماقبل برجام بر ما تحمیل شود.
شرایط ماقبل برجام یعنی شش قطعنامه که به خاطر برجام ملغی و سند برجام جایگزین آن شد. بازگشت به شرایط ما قبل برجام کشور را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده و وضعیتی را ایجاد میکند که نتیجهاش خوشحالی عربستان و اسرائیل است.
مصوبه اخیر مجلس ایران را در شرایطی قرار میدهد که جو بایدن هم نتواند با ایران روابط کم تنشی را تجربه کند. نزدیک شدن ایران و آمریکا و حل و فصل کردن بسیاری از مسائل به نفع بعضیها نیست. نزدیک شدن ایران و آمریکا به این معنی نیست که همه اختلافات ما با آنها یک شبه پایان میگیرد.
آمریکا در چند سال اخیر بدعهدیهای زیادی نسبت به ایران داشته و بسیاری از مسائل بین ما قابل حل و فصل نیست اما دست کم میتوان از حجم فشاری که مردم ما امروز متحمل آن هستند، کاست.
مصوبه احساسی آقایان در این جهت است که توافقی بین ایران و آمریکا صورت نگیرد یا میتوان مسئله را اینگونه دید که نمیخواهند اعتبار مذاکره موفقیت آمیز به دولت دوازدهم برگردد.
از یک نگاه، مجلس میخواهد دولت جدید وارد مذاکره بشود. صحبتهای بعضی که در گذشته در جریان مذاکره بودند نشان میدهد که عدهای در داخل به دنبال این هستند. همه اینها گمانها و تحلیلهایی است که با استناد به سخنان و عملکرد سیاسیون، نشان میدهد که بیشتر در سودای انتخابات ۱۴۰۰ هستند تا لغو تحریمها.
در واقع باید گفت که مصوبه اخیر مجلس هیچ نسبتی با منافع ملی ندارد و اگر مجلسیها در پی منافع ملی بودند، یک جا با دولتیها جمع میشدند و با هدایت و نظر رهبری، مذاکره را پیش میبردند تا منافع ملی ما بیش از این تهدید نشود؛ و از شرایطی که جو بایدن اعلام کرده، بهره لازم را ببریم تا فشار بر مردم را به حداقل برسانیم.
ما میتوانیم از این طریق به بازار فروش نفت و فرآوردههای نفتی، انتقالات مالی خود بازگردیم. این شرایط اشتغال ما را بهبود میبخشد. اما متاسفانه در شرایط فعلی هر کسی از ظن خود یار شدهاند و بازار اتهامات به دولت و مذاکره کنندگان داغ شده است. اقدام مجلس یک عمل ناهماهنگ و حساب نشده بود. مصوبه مجلس بیتوجه به منافع ملی و در جهت فرصت سوزی است.