گرایش به اسرائیل، عربستان سعودی و شیخنشینان خلیج فارس
در سالهای اخیر شاهد برخی تحولات سیاسی و اجتماعی در بین کشورهای عرب حاشیهی خلیج فارس و عربستان بودهایم که تمایل به برقراری ارتباط و صلح با اسرائیل، از جمله این تحولات است. به گزارش مدار شرقی، ارتباطاتی که با توجه به حساسیت جهان عرب در این موضوع، در خفا آغاز گرفته بود، با ریاست […]
در سالهای اخیر شاهد برخی تحولات سیاسی و اجتماعی در بین کشورهای عرب حاشیهی خلیج فارس و عربستان بودهایم که تمایل به برقراری ارتباط و صلح با اسرائیل، از جمله این تحولات است.
به گزارش مدار شرقی، ارتباطاتی که با توجه به حساسیت جهان عرب در این موضوع، در خفا آغاز گرفته بود، با ریاست جمهوری ترامپ رو به علنی شدن گذاشت و وارد مرحله جدید خود شد. سیاستهای خاورمیانهای اروپا و تعهدات ایدئولوژیک ریاست جمهوری جدید امریکا نیز در سوق دادن اعضای شورای همکاری خلیج فارس به این مسئله قابل بررسی است.

به نوشته دین آنلاین، نخبگان فکری و فرهنگی و رسانهای مانند سفیر امارات در واشنگتن، یوسف العتیبی یا محمد پسر سلمان و محمد بن زاید، اینها و همفکرانشان اسرائیل را بیش از آنکه به عنوان کشور غاصب و متجاوزی که حقوق فلسطینیها را پایمال کرده و رابطهی خصمانهای با اعراب دارد، ببینند، او را به عنوان کشوری که سمبل علوم و تکنولوژی و دمکراسی غربی است، میبینند. به این لحاظ مایل هستند به این کشور نزدیک شوند و از قِبل این نزدیکی آیندهی بهتری را برای خودشان و منطقهی خودشان ایجاد بکنند؛ اتفاقاً در این کار عجله هم دارند. یعنی عجلهی این بخش نخبه از عجلهی بخش سیاسی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
دو سه هفته پیشتر نمایندهی اسرائیل در سازمان ملل گفت که در اوایل سال ۲۰۱۹ یعنی سال آینده، ابعاد و مسائل معاملهی قرن روشن و بیان خواهد شد و میگوید من از تفصیلش اطلاع ندارم، ولی میدانم که وجود دارد و میباید تحقق پیدا بکند. این معامله درباره تحکیم موقعیت اسرائیل و پایتختی بیتالمقدس است، حتی تا آنجا که باید مسجد الاقصی تخریب و بجای آن معبد یهودی ساخته شود. این براساس اعتقادات یهودیهای افراطی و اونجلیستها است. یکبار هم سفیر آمریکا در اسرائیل که اتفاقاً یهودی هم هست، تصویری را که نشان میدهد که در جای مسجدالاقصی معبد بزرگ یهودیها ساخته شده است.
بحرین، در حال حاضر زاییدهی عربستان است، و لذا سیاست مستقل بحرینی ندارد، منجمله در زمینهی نزدیکی به اسرائیل، لذا همان سیاستی را اتخاذ میکند که عربستان به او توصیه میکند و درنهایت در چارچوب تفکر عربستانیاش، سیاستهایش را تعریف میکند. در مورد امارات، این کشور پدیدهی خاصی شده است. کشوری که تا حدود دهسال پیشتر از محافظهکارترین کشورها در زمینهی سیاست خارجی بود، به ناگهان به یک کشور توسعهطلب تبدیل شده است. لذا به صورت نامفهومی فراتر از ظرفیت خودش در دریای سرخ، سومالی و جیبوتی و حتی در یمن و لیبی و تونس دخالت هایی کرد و یک سلسله مشکلاتی هم برایش ایجاد شد که ادامه خواهد یافت.
