
قدرت گرفتن «دونالد ترامپ » در آمریکا سبب شد تا روسیه زودتر از زمان تعیین شده، سند سیاست خارجی خود را بازنگری کند و این مسئله به خوبی نشان می دهد که سیاست خارجی روسیه در مواجهه با «ترامپ» بسیار متفاوت است با سیاست خارجی سالهای گذشته در این کشور.
به گزارش مدار شرقی، «سید رسول موسوی»، سفیر سابق ایران در تاجکستان و فنلاند در سخنانی در شورای راهبردی وزارت امور خارجه گفت: چندی پیش روس ها سندی با نام « مفهوم جدید سیاست خارجی روسیه » منتشر کردند. این سند هر ۵ سال یک بار منتشر می شود که آخرین زمان انتشار آن مربوط به سال ۲۰۱۳ است. اما آنها در سال ۲۰۱۵ در آن بازنگری کردند و نکاتی را در سند جدید مطرح کردند. آنها در پاسخ به این سوال که چرا با وجود آن که هنوز ۵ سال از سند قبلی نگذشته، سند تازه ای منتشر کردید؟ گفتند:” سند ۲۰۱۳ با توجه به قدرت گرفتن خانم کلینتون و سیاست های متقابل جویانه او تهیه شده بود. اما اکنون ترامپ رییس جمهور آمریکا شده است. بنابراین سند نیاز به بازنگری داشت؛ در واقع سیاست خارجی روسیه در مواجهه با ترامپ، سیاست خارجی جدید است.
نکات جالبی در این سند مطرح شده است. در این سند همکاری با آمریکای ترامپ و خط قرمزهایی که برای او مشخص شده، بیان شده است. نکته دیگر در سند، درباره جمهوری اسلامی ایران است. برای اولین بار در سند رسمی روسیه، نام جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که روسیه خواهان همکاری با اوست، درج شده است. پیش از آن به صورت کلی مطرح می کردند که خواهان همکاری با کشورها هستیم. با این حال چند نکته اساسی در این سند وجود دارد:
۱٫ پیشتر روسیه خود را بخشی از تمدن اروپایی می دانست و به مراتب این نکته را در سند ۲۰۱۳ بیان می کرد. اما برای اولین بار در بازنگری سند این موضوع را کنار گذاشته است. در این سند آمده که دنیا در بلوک های قدرت در حال متبلور شدن است: بلوک اوراسیایی، بلوک اروپایی – آتلانتیکی و بلوک آسیا- پاسفیکی. روسیه بر این باور است که قدرت در این بلوک ها در حال شکل گیری بوده و خود را در بلوک اوراسیا تعریف می کند. هیچ بحثی درباره اتحادیه اروپا نمی کند. صرفا می گوید با کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، اسپانیا و برخی کشورهای دیگر اروپایی کار می کند. به نظر می رسد استراتژی گذشته روس ها که به سمت فروپاشی اتحادیه اروپا حرکت می کردند، تغییر کرده است. آنها اتحادیه اروپا را به رسمیت نمی شناختند که در این سند این موضوعی کمی جدی شده است. به نظر می رسد روس ها با توجه به روی کار آمدن ترامپ، نقش جدی تری در تحولات داخلی اروپا بازی خواهند کرد. همان طور که گفته شده در حال حاضر روی فرانسه متمرکز کشده اند. زیرا از نظر روس ها، انقلاب کبیر فرانسه دیگری در راه است. می گویند، اتفاقی که در انگلستان روی داد ( مساله برکسیت)، روی کار آمدن ترامپ در آمریکا و حضور راست گرایان (و به قدرت رسیدن خانم لوپن در فرانسه) در نهایت فروپاشی اتحادیه قطعی است.
۲٫ نکته دیگر در این سند، تمرکز روس ها بر حوزه پیرامونی است. روس ها به راحتی درباره خاورمیانه به عنوان بخشی از روسیه نام می برند. زیرا سوریه جایی است که قدرت روسیه به صحنه آمده و قرار هم نیست عقب نشینی کنند. البته مبارزه با تروریسم و همکاری با ترامپ در ارتباط با سوریه را مطرح می کنند، اما به صراحت از ادامه انتخاب های خود در سوریه سخن می گویند. از دریچه نگاه کشورهای آسیای مرکزی به محیط پیرامونی روسیه این گونه می توان برداشت کرد که:
• روس ها بحران اوکراین را مشکل اساسی می دانستند. از این رو باید کشورهای آسیای مرکزی دچار تلاطم شوند. چیزی که روس ها و کشورهای آسیای مرکزی نیز پیش بینی می کردند موضوع انقلاب های رنگی و اولین آن در قرقیزستان بود. آنها حتی افراد این انقلاب ها را مطرح می کردند. اما با آمدن ترامپ، صحنه به گونه دیگری رقم خواهد خورد. نوعی اعتماد به نفس در رژیم های منطقه شکل گرفته است. از موضوع تغییر رژیم در آسیای مرکزی خبری نخواهد بود. درواقع سیاست ترامپ در آسیای مرکزی، real politic خواهد بود. بنابراین روس ها می دانند چه کار کنند.
• اکنون کابینه ترامپ، با وجود ژنرال ها، کابینه حکومت نظامی است. بنابراین روس ها زبان نظامی ها را می دانند و از این کابینه استقبال می کنند. بنابراین با کمک روسیه، کنار زدن سازمان CIA از صحنه تصمیم گیری سیاسی در حوزه روسیه و اوراسیا انجام و نظامیان به عنوان تصمیم گیران می آیند. زیرا روس ها زبان نظامیان را بهتر از اطلاعاتی ها درک می کنند.
• در آسیای مرکزی و سپس اوکراین به سمت نوعی آرامش خواهیم رفت. زیرا روسیه و آمریکا در ارتباط با اوکراین صحنه را مدیریت خواهند کرد. این موضوع در سند راهبرد سیاست خارجی روسیه آمده است. در سند ۲۰۱۳ گفته شده بود، اوکراین بخش جدایی ناپذیر از حوزه تمدنی روسیه است، اما در سند بازنگری شده، اوکراین رها شده است و این کشور را باید با کشورها و نیروهای ذی نفع مدیریت کرد تا از وضعیت نابسامان خارج شود.
در نهایت آن که بر اساس تحلیل ها – نه آن چه در پشت صحنه روی داده است_ روس ها بر قضیه قدرت گرفتن ترامپ، تقریبا مسلط هستند. آنها می دانند قدم به قدم چگونه است. در مقابل ترامپ هم بحث منفی علیه روسیه بیان نکرده است. عکس آن بحث های منفی علیه چین گفته است. بازی ترامپ در مقابل چین _ تماس تلفنی با رییس جمهوری تایوان _ که رد مساله چین واحد، روی نکته حساسی در کتابی که منتصب به اوست، تمرکز کرده است. او معتقد است، فقط چین از جهانی شدن اقتصاد استفاده کرده است. بنابراین باید صنایع به داخل آمریکا بازگردانده شود. بازگشت این صنایع به داخل آمریکا یعنی هزینه های خاصی بر چین تحمیل خواهد شد. تحمیل هزینه ها بر چین یعنی این کشور طرح های استراتژیک مانند جاده ابریشم را کنار بگذارد. در نهایت دست چین از آسیای مرکزی کوتاه تر خواهد شد و این به نفع روسیه خواهد بود. در حال حاضر روس ها، خلاف دیگر کشورها، از روی کار آمدن ترامپ احساس راحتی دارند.