- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

ترکیه دیگر به هیچ لحاظ جمهوری نیست

n00054193-b

کارشناس و تحلیلگر ترک معتقد است دیگر نمی توان به هیچ لحاظ ترکیه را جمهوری دانست.

به گزارش مدار شرقی به نقل از موسسه «هادسون»، «اریک ب. براون» کارشناس و تحلیلگر ترک در یادداشتی نوشت: جمهوری ترکیه از هم فروپاشیده است؛ جمهوری ترکیه به آن شکل که در نیمه ی دوم قرن گذشته شناخته بودیم و نتیجه ی تحول از یک دوره ی استبدادی آغازین (۵۰-۱۹۲۳) به یک حکومت متزلزل اما چندحزبی و رو به دموکراسی بود. حکومت ترکیه دیگر عملاً به هیچ لحاظ جمهوری نیست و سیاست گذاران غربی باید رخوت عقلانی و خیالات خام شان را به کناری گذاشته و موضوع را بسیار جدی بگیرند.
سال هاست که روشن شده پدیده ی حزب عدالت و توسعه (آ ک پ) به لطف فساد و رهبری ضعیف احزاب سکولار قدیمی بر پایه ی تغییرات زلزله آسا در جامعه ی ترکیه و نه یک دوره ی کوتاه در میانه ی دوره های حکومت جمهوریانه ی مدرن استوار است. بسیاری از کارشناسان قدیمی غربی که به “شش تیر” ترکیه ی آتاترکی دوران جنگ سرد عادت کرده اند، هنوز این واقعیت را نپذیرفته اند. دلیل آن هم این است که قبول آن دردناک بوده و مغایر باور دیرین آنها مبنی بر این است که مدرنیزاسیون دنده ی معکوس ندارد.
حالا چالش فکری بسیار بزرگ تری در میان است: این چالش در ارتباط با این نیست که چه کسی اداره ی جمهوری ترکیه را در دست دارد بلکه در ارتباط با نفس وجود داشتن جمهوری است. از دو حال خارج نیست: ترکیه یا به سوی دوره ی پیشادموکراسی اش در حرکت است تنها با این تفاوت که به جای مدرنیست های غرب گرا، اوراسیاگراها و اسلام گراها سکان قدرت را در دست دارند یا اینکه ترکیه به سوی شکلی از حکومت در حرکت است که فعلاً مشخص نیست.
ترکیه از ماه جولای که یک گروه نظامی انشعابی در تلاشی ناموفق خواستند حکومت منتخب اردوغان مستبد را سرنگون کنند و بیش از ۳۰۰ نفر را قلع و قمع کردند، از برقراری وضعیت اضطراری بسیار لطمه دیده است. از آن زمان به بعد روندی که حزب حاکم آ ک پ از سال ها پیش برای تغییر بنیادهای سیاسی کشور به جریان انداخته بود، شتاب گرفته است. تمام محدودیت هایی که قانون و قانون اساسی پیش از این بر اختیارات رئیس جمهور وضع کرده بود، به شکلی نظام مند برداشته شده اند. ده ها هزار نفر با سرعتی سرسام آور یا بازداشت شده یا از دادگستری، رسانه های مستقل، آموزش و پرورش و ارتش با این هدف که این نهادها تحت فرمان آ ک پ قرار گیرند، پاک سازی شده اند. مخالفت مدنی را ساکت کرده اند و بسیاری از مردم از ترس بر بادرفتن آبرو و معاش شان علیه “کاخ” لب به سخن نمی گشایند. حالا تلاش همه جانبه ای برای قانونی کردن اختیارات اردوغان از طریق همه پرسی تغییر قانونی اساسی که اوایل سال ۲۰۱۷ را برای آن در نظر گرفته اند، در جریان است.
فروپاشی جمهوری ترکیه به چندین لحاظ با فروپاشی در حال جریان شرایط ژئوپولتیکی پس از ۱۹۹۱ در سراسر جنوب غرب آسیا به هم آمیخته است. متحدان ترکیه ای ما به سهم خود می پرسند در همین حال که جهان اطراف آنها در حال فروپاشی است، ناتو کجاست – واشنگتن واقعاً کجاست – . روسیه سلطه اش را بر دریای سیاه برقرار کرده و به لطف استقرار جدید و ظاهراً دائمی اش در سوریه دسترسی استراتژیک خود در طول حوزه ی مدیترانه را گسترش داده است. شبه نظامیان مورد حمایت ایران به سوریه ی بزرگ ریخته اند و تنها کسانی که در برابرشان می ایستند، نیروهای جهادی سلفی هستند که بنا به برخی دلایل به رغم عقب نشینی ارضی خلافت داعش، قدرتمندتر از همیشه هستند. اوباما اقدامات ارتش آمریکا علیه داعش را افزایش داده است اما فکری به حال مشکل استراتژیک اصلی یعنی بحران حکمرانی در میان اعراب سنی و پیشروی ایران به درون خلأ حاصل از آن نشده و همین مأموریت ارتش آمریکا را با مشکل مواجه و احتمالاً بی ثمر کرده است.
در همین حال حملات داعش به استانبول و دیگر شهرهای ترکیه نشان داده است که ترکیه که یک زمان حفاظی در برابر هرج و مرج خاور میانه پنداشته می شد، از قبل در معرض این هرج و مرج قرار گرفته و دولت آ ک پ هم ناتوانی یا عدم تمایل خود برای پاسداری کردن از مرز شرقی طولانی خود را ثابت کرده است. مقامات غربی برای اطمینان از دسترسی به پایگاه هوایی اینجرلیک و همچنین کمک اردوغان در جلوگیری از تهاجم انبوه آوارگان به اروپا ترجیح می دهند که نگرانی های شان در مورد انحلال مدام نهادهای مستقل را تنها به طور خصوصی با همتایان خود در آنکارا در میان بگذارند اما این رویکرد با شکست روبه رو شده است.
شکست این رویکرد موجب شده است که میلیون ها ترک طرف دار دموکراسی دست به مقابله بزنند در حالی که عناصر افراطی ایدئولوژیک در آ ک پ که زمانی فکر تفوق اسلام گرایی را درسرمی پروردند اما در اقلیت قرار داشتند، دلگرمی پیدا کرده اند. در واقع بسیاری از ترک ها از بد شدن رابطه شان با غرب به عنوان فرصتی برای آزاد شدن استقبال کرده اند تا کشورشان را به یک قدرت اوراسیایی – اسلامی بزرگ تبدیل کنند.
در همین حال ارتش ترکیه که رکن تاریخی روابط جمهوری با دنیای آتلانتیک بوده، از بیخ و بن زیر و رو شده است. این نوسازی نیروهای مسلح قابلیت آن را به عنوان یکی از متحدان ناتو تضعیف کرده و می کند. در بحران های دهه های اخیر بی گمان گاه پیش آمده است که دولت های آمریکا و ترکیه با هم توافق نداشته باشند اما حالا انگار این مسأله در روابط دوجانبه ی دو کشور دیگر نه یک استثنا که بیشتر یک قانون است. نخوت غرب در مورد اینکه ترکیه جای گزینی برای غرب ندارد، بی مورد است. اردوغان بیشتر از آنکه به دنبال متحدانی باشد که برای دفاع از جمهوری گرد هم آیند، به دنبال متحدانی است که حکمرانی خود او را تقویت کنند. روسیه و حتی به احتمال بیشتر چین ثروتمند می توانند این متحدان باشند در حالی که “پیمان شانگهای” و “منطقه ی راه ابریشم” بنیان یک ریخت بندی جدید قدرت در طول آسیا هستند.
اردوغان خود را برتر از آتاترک و پدر “ترکیه ی جدید” می داند اما او بر خلاف آتاترک سازنده ی یک کشور نیست بلکه سازنده ی یک جنبش اجتماعی است. آ ک پ – دولت نوپا می خواهد که قدرت را به انحصار خود درآورد و بر ناسیونالیسم مذهبی – که ابزار آن نفرت و هراس است – به منظور همراه کردن اکثریت مورد نظر نمایندگان پارلمان برای تجدیدنظردر قانون اساسی متکی است اما رؤیای آ ک پ چندان با موزائیک جامعه شناختی ترکیه جور درنمی آید و به جای آن فرقه گرایی وحدت ترکیه را از بین می برد و مقابله ی مدنی، این کشور را در برابر چنددستگی و تفرقه و اعمال فشار خارجی آسیب پذیرتر می کند. اینکه تشکیلات امنیتی داخلی آ ک پ در اعمال فشار بر معلمان و روزنامه نگاران به خاطرعقاید سیاسی یا مذهبی مخالف آنها کارآمدتر بوده است تا مهار طرف داران داخلی داعش و دیگر گروه های جهادی، خود گویای بسیاری چیزهاست.
خطرناک ترین خطوط گسلی که تحت حکومت آ ک پ عمیق تر می شود، در امتداد مرزهای مشترک ترکیه با کردهاست: در شمال شرق عراق، در نواحی محصور خودمختار سوریه و در داخل خود ترکیه در جنوب شرق. کردهای این مناطق به لحاظ سیاسی پراکنده و چنددسته اند اما جمعیت شان رو به افزایش است. این موضوع فشاری تحمل ناپذیر بر آنچه از نظم مبتنی بر دولت باقی مانده است، وارد می کند. سیاست هم مانند همیشه نمی تواند جلوی آنها را بگیرد. آنکارا در جنوب شرق به خاطر حفظ جمهوری به یک تمهید فدرال نیاز دارد. ترک های دوراندیش همچنین فکر می کنند که اتحادی از نوع اتحاد ترکیه و حکومت اقلیم کردستان عراق با حکومت کردهای سوریه ی نزدیک به پ ک ک قابل دست یابی است.
اما سودمندی احساسات ضد کردی برای رهبری آ ک پ ثابت شده و اردوغان به همین خاطر جنگ را انتخاب کرده است. پ ک ک در همان حال که جنبشی شهری تر شده است، تکثیر شده و شاخه های تندرو تازه ای از آن بیرون زده که شورش را بی شکل تر و سرکوب تروریسم را دشوارتر کرده است. بنا به گزارش های منابع کرد تمهیدات سرکوب گرانه ی ارتش ترکیه در جنوب شرق شهرها را به ویرانه بدل کرده و منجر به آوارگی پانصد هزار نفر شده است. در همین حال آ ک پ – دولت همان رهبران مدنی کرد را که برای صلح به آنها نیاز دارد، زندانی می کند. خواست قدرت اردوغان در این مورد امنیت ملی ترکیه را به خطر می افکند. این شکاف های آشکار از نظر داعش پنهان نمانده و این گروه می کوشد که از آنها به سود خود استفاده کند. همدستی گروه های سازش ناپذیر پ ک ک با روسیه و برخی رقبای تاریخی ترکیه ممکن است به موقع خود ترکیه را حتی در معرض خطر بزرگ تری قرار دهد.
این همه ناتو را وادار کرده است که به آینده ای بدون تکیه گاه جنوب شرقی اش بیاندیشد. غرب جاهایی دارد که به آنها عقب نشینی کند و فروپاشی در حال جریان نظم منطقه ای که ترکیه را هم با خود می کشد، ناتو را ناچار می سازد که به دنبال جای گزین هایی برای ترکیه و قوی کردن آنها باشد. حتی با این وجود ترکیه اهمیت زیادی را که دارد، از دست نمی دهد. همان طور که ترومن رئیس جمهور آمریکا در سال ۱۹۴۷ متوجه شد؛ هنگامی که کنگره را در راهبردی که منجر به شکل گیری ناتو شد، به سرپانگه داشتن “نهادهای مستقل” ترکیه تشویق کرد. ویژگی سیاسی ترکیه بر ساختار استراتژیک تمام اوراسیا تأثیر می گذارد. دولت ترامپ باید ببیند که آیا بازگرداندن جمهوری ممکن است یا خیر و اگر ممکن است، چگونه.
اردوغان یک فرصت طلب دمدمی مزاج است. هنگامی که سر جاه طلبی های او در داخل یا به لحاظ ژئوپولتیکی به سنگ می خورد، غریزه ی بقایش او را وادار به تغییر مسیر می کند. اساس نظام حمایتی آ ک پ – دولت نیز در برابر فشار اقتصادی آسیب پذیر است. اتحادیه ی اروپا همین ماه وضع تحریم هایی علیه آنکارا را بررسی می کند و دولت آمریکا نیز به آنها می پیوندد مگر آنکه کاخ، احیای جمهوری را تعهد کند. اطمینان خاطر دادن دوباره به کشورهای تحت الحمایه ی آمریکا در خلیج فارس در برابر تعرض ایران نیز می تواند به جلب همکاری ترکیه کمک کند. رهبران خلیج فارس برای جلوگیری از نفوذ ایران به دربار اردوغان و اقتصاد تحت کنترل آ ک پ بی مضایقه کمک مالی کرده اند اما آ ک پ – دولتی که با جامعه ی ترکیه در ستیز باشد، احتمالاً نتواند تعادل را به خاور میانه برگرداند.
دولت ترامپ همچنین باید هم در زمینه ی سیاسی و هم در زمینه ی استراتژیک جسورانه شواهد و ادله ای برای اتحاد آتلانتیک به ترک ها بدهد. چشم انداز استحکام قدرت روسیه در حوزه ی مدیترانه اثراتی برای امنیت اروپا و ترکیه دارد که باید به آن فکر شود اما اولویت اصلی پایان دادن به جنگ های سوریه است. در گام نخست توافق بین ناتو و روسیه، تشکیلات علوی حاکم سوریه و عناصر اکثریت سنی و گروه های اقلیت بر سر تلاشی قدرت در سراسر سوریه ممکن است قابل دستیابی باشد اما تنها به این شرط که کشور از عمال کشورهای خارجی پاک شود. اگر این اتفاق رخ ندهد، با در نظر گرفتن تمام جنبه ها، از بین بردن جهادی های سلفی بعید است.
در همین حال نقشه ی صلحی که نهادهای مستقل در داخل ترکیه اجرای آن را پی بگیرند، باید در رأس نقشه راه دیپلماتیک دولت آمریکا قرار گیرد. دولت آمریکا هم در میان ترک ها و هم در میان کردها در میان بسیاری از انسان های مهم و دارای حسن نیت نفوذ دارد و باید از آن استفاده کند. نتیجه دادن این نقشه ی صلح ممکن است سال ها طول بکشد اما اکنون هم برای احیای حکومت جمهوری در ترکیه و هم برای برقراری دوباره ی نظم در خاور میانه حیاتی است.

منبع: کردپرس