در کنار نزدیک به ۳ میلیون غیرنظامی در منطقهای به وسعت ۶۰۰۰ کیلومتر مربع، نیروهای نظامی از گروههای متعدد تروریستی و گروههای مسلح مخالف دولت و ارتش ترکیه بخشهای مختلف این استان را در اختیار خود دارند.

به گزارش مدار شرقی، ۱۸ ماه پیش زمانی که اولین توافق مناطق کاهش تنش در خاک سوریه در آستانه به دست آمد، دولت مرکزی سوریه کمتر از یک چهارم خاک سوریه را در اختیار داشت، داعش هنوز یک قدرت مسلط در بخش بزرگی از خاک سوریه بود و دمشق در تیررس حملات گروههای مخالف قرار داشت. اما طی ماههای اخیر وضعیت کاملا زیر و رو شده است. از چهار منطقه کاهش تنش مورد توافق در آستانه، دولت سوریه سه منطقه را از کنترل گروههای مخالف خارج کرد و یک به یک بعد از محاصره هر منطقه، مخالفان مسلحی را که حاضر به تسلیم سلاحهای سنگین خود میشدند به این صورت به استان ادلب میفرستاد. حالا وسعت سرزمینهای تحت کنترل دولت مرکزی چند برابر گذشته شده است و بعد از حلب، استانهای حمص، حما، قنطریه و درعا، یکییکی آزاد شدند و تنها استانی که تحت تصرف مخالفان باقی مانده است، ادلب است. امروز برآورد میشود که نزدیک به ۳ میلیون نفر در استان ادلب زندگی میکنند؛ رقمی معادل دو برابر تعداد ساکنان این استان قبل از آغاز بحران سوریه. مخالفان حمله به ادلب معتقدند که حمله دولت مرکزی سوریه به این استان باعث میشود بخش بزرگی از آوارگان درون خاک سوریه که از ترس حملات دولت مرکزی به ادلب پناه بردهاند، دوباره آواره شوند. در برابر دولت مرکزی سوریه، روسیه و ایران، تمرکز گروههای تروریستی در این منطقه را به عنوان آخرین پناهگاه مخالفان مسلح، عاملی برای رشد و توسعه مجدد تروریسم در سوریه عنوان میکنند. ثانیهشمار حمله به ادلب آرام آرام میگذرد و هنوز راهحل میانهای برای تسلیم نیروهای مسلح مخالف پیدا نشده است. مسوولیت تضمین کاهش تنش در ادلب بر عهده ترکیه است، اما دمشق و مسکو این کشور را متهم میکنند که در شناسایی و جداسازی گروههای مخالف مسلح از تروریستها تعلل کرده است.
موقعیت جغرافیایی ادلب
استان ادلب با جمعیتی معادل یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در شمال غربی سوریه در بین استانهای حلب، حما و لاذقیه و در کنار مرزهای ترکیه واقع شده است. از زمان آغاز بحران سوریه تاکنون نزدیک به یک میلیون و ۵۰۰ هزار آواره جنگی از نقاط جنگزده سوریه به این استان مهاجرت کردهاند. موج مهاجران در استان ادلب و دو برابر شدن جمعیت آن از زمان آغاز بحران سوریه تاکنون، این منطقه را به یک نقطه با تراکم بالای جمعیتی در خاک سوریه تبدیل کرده است. در کنار نزدیک به ۳ میلیون غیرنظامی در منطقهای به وسعت ۶۰۰۰ کیلومتر مربع، نیروهای نظامی از گروههای متعدد تروریستی و گروههای مسلح مخالف دولت و ارتش ترکیه بخشهای مختلف این استان را در اختیار خود دارند. موقعیت خاص این استان که از جنوب و شرق در محاصره نیروهای دولت مرکزی و از شمال و غرب در مرزهای ترکیه واقع شده است، راهی برای فرار غیرنظامیان در صورت آغاز یک عملیات تمامعیار نظامی باقی نمیگذارد. ادلب به عنوان یکی از حاصلخیزترین نقاط سوریه به صورت سنتی مرکز تولید محصولات کشاورزی در این کشور بود. زیتون و حبوبات، از جمله اصلیترین تولیدات این استان بودند که پیش از آغاز بحران سوریه تامینکننده اصلی محصولات کشاورزی در پایتخت اقتصادی سوریه، حلب بود. از بهار ۲۰۱۱ که اعتراضهای عمومی علیه دولت مرکزی سوریه آغاز شد، ادلب به عنوان یکی از مراکز اصلی عملیات گروههای شبهنظامی محسوب میشد.
نبردهای ادلب
ادلب از ابتدای بحران سوریه میدان نبردهای متعددی بود. اولین نبردهای ادلب درست در سال ۲۰۱۱ با محوریت گروه «ارتش آزاد سوریه» آغاز شد. ارتش آزاد سوریه در آن زمان گروهی متشکل از سربازان و افسران فراری ارتش سوریه بود که در واکنش به گزارشهایی در مورد حملات هوایی و زرهی ارتش سوریه به غیرنظامیان در استان ادلب، حملاتی را به پایگاههای نظامی ارتش سوریه آغاز کرد. از سپتامبر ۲۰۱۱ که نبردهای ادلب آغاز شد تاکنون نقاط مختلف این استان بارها میان گروههای مختلف دست به دست شدهاند. ارتش آزاد سوریه، بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ قدرت اصلی در این استان بود و توانست بخشهای مختلف را تصرف کند، اما سال ۲۰۱۵ با افزایش قدرت گروههای افراطی که تحت پرچم ائتلافی با عنوان جیشالفتح گرد هم آمدهبودند، کم کم ارتش آزاد کنترل خود را بر این استان از دست داد. سال ۲۰۱۶ جبهه فتحالشام و جیشالاقصی در عملیاتهایی غافلگیرکننده توانستند ارتش آزاد را از بخشهای اصلی استان ادلب بیرون کنند. نهایتا تابستان پارسال گروههای نزدیک به القاعده توانستند شهر ادلب در مرکز استان و گذرگاه مرزی بابالهوا با ترکیه را اشغال کنند.
ادلب به جز نبردهای طولانی ۷ سال گذشته، شاهد رویدادهایی بود که نام تعدادی از روستاهای این استان را به سرخط خبرهای بینالمللی تبدیل کرد. روستای خان شیخون و دو روستای شیعهنشین فوعه و کفریا در استان ادلب واقع شدهاند. دو روستای شیعهنشین فوعه و کفریا، سه سال تمام در میان نبردهای ادلب در محاصره گروه افراطی قرار داشتند و ارتباط آنها با دنیای خارج قطع بود. این محاصره دو ماه پیش با توافقی که در مذاکرات به میانجیگری سوریه و پایمردی ایران کسب شد نهایتا شکسته شد و ساکنان غیرنظامی فوعه و کفریا با کمک هلال احمر سوریه به نقاط دیگر انتقال دادهشدند. از سال ۲۰۱۵ به جز دو روستای فوعه و کفریا، بقیه استان ادلب به صورت کامل در اختیار گروههای مخالف دولت قرار داشت و با تخلیه این دو روستا، عملا تمام نقاط استان در اختیار نیروهای مسلح در آمد. دیگر واقعه خبرساز در ادلب، حمله شیمیایی به روستای خان شیخون بود؛ حملهای که باعث کشته شدن نزدیک به ۸۰ غیرنظامی شد. کشورهای غربی و مخالفان، دولت دمشق را به حمله شیمیایی به این شهر متهم کردند، هر چند دمشق این اتهام را نپذیرفت. در پی این اتهامها ارتش ایالات متحده امریکا با ۵۹ موشک کروز به پایگاه هوایی شعیرات در استان حمص حمله کرد. به ادعای امریکا حمله به خان شیخون از طریق این فرودگاه نظامی انجام شدهبود.
نقش ترکیه
ترکیه اصلیترین بازیگر خارجی در استان ادلب به حساب میآید. در شرایطی که بخش اعظم مرزهای شمالی سوریه با ترکیه در اختیار گروههای کرد و نیروهای نزدیک به امریکا قرار گرفته است، اصلیترین متحدان شبهنظامی ترکیه در استان ادلب متمرکز شدهاند. استان ختای ترکیه که منطقهای مورد مناقشه میان دمشق و آنکارا محسوب میشود در مرزهای شرقی ادلب واقع شده است. طی یک سال و نیم گذشته ارتش ترکیه برای اجرای نقش تضمینکننده آتش بس بر اساس توافق آستانه تعدادی از نیروهای نظامی خود را در نقاط مختلف استان ادلب مستقر کرد. همچنین در عملیات موسوم به شاخ زیتون ارتش سوریه با پیشروی در استان حلب برای تصرف عفرین، در خاک سوریه از شمال شرقی هم به مرزهای استان ادلب رسید. دولت روسیه آنکارا را متهم میکند که نقش خود را در تمایز میان گروههای تروریستی و گروههای مخالف مشروع انجام نداده است. ترکیه از سال گذشته رسما گروه «هیات تحریرالشام» را به عنوان یک گروه تروریستی شناخته است و تلاش میکند با تقویت گروههای نزدیک به خود که تحت لوای «جبهه آزادیبخش ملی» ائتلاف کردهاند، گروههای نزدیک به القاعده در این استان را شکست دهد تا بتواند دست بالاتری در مذاکره در مورد آینده این استان داشتهباشد، همزمان مسکو معتقد است که این گروهها یا باید با ارتش سوریه برای مبارزه با گروههای تروریستی همکاری کنند یا اینکه به عنوان گروه تروریستی شناخته شوند.