
به گزارش مدار شرقی، مقامهای مختلف ازجمله استفان دیمیستورا فرستاده دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سوریه و دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکا خواهان اجتناب از شتابزدگی در اجرای عملیات اداب شدهاند و نسبت به وقوع جنایات جنگی اظهار نگرانی کردهاند. ایران و روسیه هم هرچند از بازگشت حاکمیت دولت مرکزی بر ادلب حمایت میکنند، اما همسو با جامعه جهانی خواهان حل و فصل موضوع ادلب با کمترین خشونت و خونریزی هستند، اما نسبت به اولویت آن نسبت به دوران گذار با دیگران اختلافنظرهایی دارند. مساله ادلب بسیار پیچیده و پرابهام است. به دلایل متعدد نمیتوان پیشبینی کرد که طرفهای مختلف که منافع متفاوت و مختلفی را در سوریه دنبال میکنند، نهایتا به چه توافق و تصمیمی خواهند رسید.
درعینحال ایران، ترکیه و روسیه، هر سه خواهان مشارکت در بازسازی سوریه هستند، با این حال هر سه کشور که امروز با تحریمهای امریکا و رویکرد خصومتآمیز دولت ترامپ مواجه شدهاند، از منابع کافی برای سرمایهگذاری در سوریه بهرهمند نیستند و در نتیجه نیازمند گسترش حوزه گفتوگوها به دیگر کشورهای علاقهمند به مشارکت در بازسازی سوریه هستند. در مورد قانون اساسی سوریه و گذار سیاسی در این کشور هم، به دلیل غیبت نمایندگان مخالفان و معارضان در این گفتوگوها، نمیتوان امیدوار بود که سه کشور به صورت یکجانبه بتوانند یک تصمیم فراگیر برای آینده سوریه اتخاذ کنند. برای گفتوگو در مورد آینده سوریه، حضور همه طرفهای دارای منافع، از اهمیت کلیدی برخوردار است. همزمان نگرانی از اقدامات آینده امریکا در مورد سوریه هم همچنان به عنوان یک خطر برای آینده سوریه مطرح است. تاکنون دولت ایالاتمتحده امریکا دو بار راسا در پی عملیاتهای ارتش سوریه و با ادعای استفاده از سلاحهای شیمیایی تصمیم گرفته است اهداف نظامی در خاک سوریه را با استفاده موشکهای خود هدف قرار دهد. دفعه قبل دولت روسیه هشدار دادهبود که اگر حملهای به خاک سوریه از جانب ایالاتمتحده انجام شود محل شلیک هر موشک به سمت سوریه را هدف قرار خواهد داد، با این حال هیچ واکنشی به حملات انجام شده نشان داده نشد و این تهدید خود را عملی نکرد. اما اینبار امریکا در مورد حملهای گستردهتر گمانهزنی میکند؛ حملهای که ممکن است با واکنش هریک از بازیگران مقابل مواجه شود و تنشها در سوریه را بار دیگر بسیار بحرانی کند. امریکا و روسیه، علاقهمند نیستند که رویارویی نظامی مستقیمی با یکدیگر داشته باشند، اما درصورت وقوع تحولاتی اینچنین، احتمال تلفات تصادفی افزایش پیدا میکند که هریک از طرفین را به پاسخگویی و تلافی ترغیب میکند.
مسکو تنها قدرتی در سوریه است که سیاستی چندوجهی و چندجانبه را در این کشور دنبال میکند. برای ایران و ترکیه، مساله سوریه تا حدود زیادی تکساحتی است، ترکیه نگران امنیت مرزهای خودش در جنوب و مساله مهاجران است و ایران نیز به دنبال حفظ یک متحد ارزشمند در خاورمیانه. اما برای روسیه مساله سوریه یک موضوع استراتژیک و چندوجهی است، روسیه تقریبا با همه بازیگرانی که در سوریه منافع دارند دارای روابط نزدیک و همکاریهایی است، از یکطرف با ایران، از سوی دیگر با ترکیه، اسراییل، عربستان سعودی و امریکا؛ و با هر یک به صورت جداگانه در مورد سوریه رایزنی میکند. نفوذ استراتژیک در خاورمیانه، حفظ پایگاههای ساحلی و قدرت دریایی روسیه در مدیترانه، رویارویی با گسترش ناتو و بسیاری از انگیزههای دیگر وجود دارد که روسیه را به حضور موثر در سوریه ترغیب میکند. روسیه تنها کشوری است که هم با تهران و هم با تلآویو در مورد سوریه همکاری مشترک دارد و این باعث نوعی تناقض در کردار مسکو شده است. بههرحال ولادیمیر پوتین، رییسجمهور تلاش میکند تا خود را به عنوان یک قدرت موثر جهانی مطرح کند و تلاش میکند تا با تمام توان در مساله سوریه تسلط خود را به نمایش بگذارد و از همه ابزارها در این میان استفاده کند. اما نهایتا روسیه باید موضع خود را در برخی از مسائل کلیدی روشن کند، تضاد در رفتار مسکو در مورد مساله تهران و تلآویو، بسیار موضوع آزاردهندهای است و این کشور باید بتواند انتخاب نهایی خود را مشخص کند چرا که نمیتواند همزمان هم دوست تهران باشد و هم دوست تلآویو.