به گزارش مدار شرقی، اگر تا دیروز تصور میشد که ساختار سیاسی و اجتماعی عراق منسجم نیست و همه درد آن ناشی از تنشهای فکری و سیاسی بین شیعه، سنی و کرد است، امروز آشکارا میتوان دید که درد فقط این نیست و علاوه بر اختلافات دینی و قومی، مشکلات بسیار جدیتری وجود دارد که الزاما همه این مشکلات مربوط به حوزه سیاسی نیست و بسیاری از آنها به مسائل تاریخی و اجتماعی ربط پیدا میکند و هیچ کدام از این سه سو یعنی شیعه، سنی و کرد در صفوف داخلی خودشان، در شرایطی نیستند که بتوانند برای تصمیم و اقدام در یک ساختار سیاسی، اجرایی و اجتماعی، عملکرد قابل قبولی از خود ارایه دهند و حتی از آن بدتر اینکه به ابتداییترین قواعد تعهد و اخلاق حزبی پایبند نیستند. آنچه دو روز پیش و در افتتاح مجلس عراق مشاهده شد، شباهت کاملی با یک بازار مکاره داشت که در آن، هر دلال و بازرگانی به دنبال قالب کردن کالای خودش است و بخش قابل توجهی از نمایندگان، به تنها چیزی که بها نمیدهند، تلاش برای آباد کردن کشور زخمخورده و بیمارشان، عراق است.
نابسامانی احزاب شیعی و آینده عراق
تا دیروز شرایط عراق به گونهای بود که بسیاری از تحلیلگران وطنی ما با خاطری آسوده میتوانستند خطر استقلالطلبی احزاب کُرد و توجه عمیق جریانات اهل سنت به عربستان سعودی، ترکیه و دیگران را به عنوان خطرات مهم عراق تلقی کنند…
و جریانات شیعی را اصلیترین سرمایه و داشته «جریان مقاومت» بنامند. اما حالا میبینیم که چنین نیست و اتفاقا اختلافات داخلی، نابسامانی، منفعتطلبی، عدم پایبندی اخلاقی به منشور و اخلاق حزبی و بسیاری از رفتارهای عملگرایانه محض گروه کثیری از سیاستمداران شیعه عراقی، آنان را به جریانی تبدیل کرده که خطر آنان برای آینده عراق، بسیار بیشتر از جریانات استقلالطلب کُرد است! چراکه کُردها، در شرایطی هستند که دستکم با اعمال فشار اقتصادی و ایجاد انشقاق در صفوف مختلفشان، میتوان به نوعی آنها را کنترل کرد اما احزاب مقتدر شیعی، حالا و با داشتن دنیایی از پول، سلاح، امکانات و حمایتهای گسترده، به هیچ قدرتی حساب پس نمیدهند و برای دستیبابی به قدرت، تشکیل کابینه، کنار زدن رقبا و کسب امتیازات و رانتهای بزرگ، حاضرند قواعد و اصول اخلاقی را نیز کنار بگذارند. به عنوان مثال، بیش از پنجاه نماینده از احزاب مختلف شیعی، در یک زمان کوتاه و چند ساعت مانده به انتخابات، از حزب خود به حزبی دیگر رفتند و سران جریانات مختلف، با لابیگری و پخش امتیاز، به دنبال تشکیل ائتلاف بزرگتر بودند. این در حالی بود که به عنوان مثال انتظار میرفت حزب شبهنظامی نوپایی همچون حشد شعبی که هویت خود را ذیل مبارزه با ترور و لبیک گفتن به فرمان جهاد مرجعیت تعریف کرده، در مجلس و در تشکیل کابینه، اخلاقمندتر از دیگران عمل کند. اما چنین نشد و همچنان که میبینیم، تنها چیزی که همه گروهها به آن میاندیشند، قدرت است و نه چیزی دیگر؛ قدت بلامنازعی که با ثروتها و رانتهای بزرگ نفتی، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی عراق را ژرفتر و پیچیدهتر میکند و در این میان، مردم مظلوم و درمانده عراق، غیر از تظاهرات و نفرین کردن، کار دیگری از دستشان برنمیآید.
محمد علی دستمالی