- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

طالبان به دنبال سهم خود در حکومت افغانستان است

مذاکره با طالبان سیاست جدید ترامپ درقبال‌افغانستان است.این رویکرد کاخ سفید تغییر چشمگیری در سیاست آمریکا در قبال گفت‌وگوهای صلح در افغانستان است؛ چرا که گروه طالبان تاکید داشته برای حاضر شدن روی میز مذاکره، این گروه می‌خواهد ابتدا مستقیم با آمریکا گفت‌وگو کند.

به گزارش مدار شرقی درهمین زمینه گفت‌وگوی روزنامه قانون با علی اصغر زرگر، کارشناس مسائل خاورمیانه، را می‌خوانیم.

چرا طالبان به دنبال مذاکره با آمریکاست وهیچ گاه طرف گفت و گوی خود را کابل قرار نمی‌دهد؟

با توجه به بیرون رانده شدن طالبان از پایتخت، آن‌ها رییس جمهور قبل یا رییس جمهورجدید و انتخابات پیش رو،همه این‌ها را وابسته به آمریکا می‌دانند وبدون آمریکا نمی توانستند به قدرت برسند؛ بنابراین رییس بزرگ را آمریکا می‌دانند.در عراق هم همین موضوع تا حدودی صادق است.

آمریکا تا حدودی اوضاع را در افغانستان و عراق رها کرده و فکر می‌کند که برآیند اغتشاشات و ناامنی‌ها در نهایت به سود او است و حلال مشکلات در این کشورها آمریکا است.

بنابراین طالبان در مجموع نه تنها آمریکا را مقصر نمی داند، بلکه این نظر را دارد که هر راه‌حلی به نظر آمریکا بستگی دارد.همان‌طور که در طول تاریخ(بعد از جنگ جهانی اول یا دوم) تا حدودی حضور انگلیسی ها در ایران به طوری پررنگ شده بود که هیچ اتفاقی بدون نظر انگلیسی‌ها شدنی نبود و باید آن‌ها نظر موافق داشتند تا کودتا موفق شود یا دولتی تعویض یا سیاستی موفق شود. اکنون هم همین موضوع برای این دو کشور (عراق و افغانستان )صادق است.حضور پررنگ آمریکا به خصوص حضور نظامی آن‌ها در بخش‌هایی از افغانستان این موضوع را در بر دارد که بدون نظر آمریکایی ها کاری شدنی نیست.

به نظر من طالبان با همین معادله ساده و با همین نظر به آمریکایی ها نگاه می کند و خواستار مذاکره با آن‌ها و سهمی از قدرت در دولت کابل است که شدنی نیست.

باتوجه به نزدیکی به برگزاری انتخابات پارلمانیی افغانستان، مذاکره با طالبان تا چه اندازه برآن تاثیرگذار است؟

دولت کابل با توجه به اعلام آتش‌بس‌ها می‌خواهد آرامشی را برقرار کند و درنهایت انتخابات پیش رو به‌رغم تمام خشونت‌ها و بمب‌گذاری ها وکارشکنی ها، در صلح و دوری از آتش بس که نوید مذاکره با طالبان و گروه‌های مختلف که خواهان سهم در دولت کابل هستند، برگزارشود و دولت را مردمی تر کند و نشان دهد که پشتیبان اکثریت مردمانی است که در منطقه آزاد هستند.

در مجموع می‌توان گفت افغانستان راه درازی را در پیش دارد مگر آنکه آمریکایی‌ها انفعالی عمل نکنند و بخواهند افغانستان سر و سامان بگیرد. بنابراین‌این موضوع وجود دارد که آمریکایی‌ها به نمایندگی از افغانستان با طالبان مذاکره کنند و از تاکتیک‌های معروف (وعده دادن و در عین حال تهدید کردن) طالبان را پای میز مذاکره بنشانند و آرامشی را هم برای انتخابات و تشکیل دولت فراگیر و مردمی فراهم کنند.

بحران و ناامنی درافغانستان چه تاثیری برکشورهای همسایه آن دارد؟

همسایگان افغانستان مانند ایران اگرچه روابط خوبی با افغانستان داریم، می دانند که حضور آمریکا در این کشورها پررنگ است.

درست است دولت‌های این کشورها با ایران مذاکره می‌کنند و روابط خارجی دارند ولی در عین حال در مسائل استراتژیک که به حضور و منافع آمریکا در منطقه مربوط است ،بدون نظر آمریکا نمی توانند کاری انجام دهند. بنابراین‌فردی نمی‌تواند در راس دولت افغانستان و عراق قرار بگیرد و کاملا مخالف آمریکا باشد و بر خلاف منافع استراتژیک آمریکا اقدامی کند.

برای مثال، آقای حیدر العبادی زمانی که مساله تحریم‌ها پیش آمد اعلام کرد که ما خواه یا ناخواه مجبور هستیم از سیاست آمریکا پیروی کنیم در عین حال که مخالف این سیاست و تحریم‌ها هستیم.

کما اینکه آقای حیدر العبادی وکشورهای دیگر همسایه از حضور ایران به نفع خود استفاده می کنند و به دولت آمریکا نشان می‌دهند که در هر صورت ما پشتوانه ای مانند ایران داریم که به ما کمک می کند.این کشورها به گونه ای سیاست آمریکا را با حضور و کارت ایران در کشور خود تعدیل می کنند،در عین حال زمانی که با ایران معامله می‌کنند از کارت و پشتیبانی آمریکایی ها استفاده می کنند.قدرت‌هایی که در عراق هستند را در مقابل هم قرار می دهند تا بتوانند خود را در راس قدرت قرار دهند و به سیاست های داخلی خود تداوم بخشند.در افغانستان ناامنی های زیادی وجود دارد که به نفع همسایگان نیست اما دولت‌های برسرکار،برای حفظ خود از حضور و نفوذ همسایگان مانند ایران و پاکستان به نفع خود در مقابل آمریکا استفاده می‌کنند تا بتوانند تا حدی در داخل و در سیاست‌های خارجی خود آزادی عمل داشته باشند.

دلیل حضور آمریکا در افغانستان چیست؟

به نظر من افغانستان دولت شکننده‌ای است و باید نفوذ‌های مختلف را متحمل شود،در عین حال زیرکانه‌از نفوذ قدرت‌های مختلف علیه همدیگر استفاده کند.

این مسائل و موضوعات شکننده‌ای است که خیلی به نفع منطقه نیست وکشوری مانند ایران باید به این امر واقف باشد که در افغانستان پدر بزرگی به نام آمریکا وجود دارد و برای این کشور خطوط قرمز و استراتژیک آمریکا وضع شده که نمی توانند از آن عبور کنند.

این کشورها حتی در سیاست خود هم بدون نظر آمریکا و بدون شخصیت هایی که توسط آمریکایی‌ها شناخته شدند، نمی‌توانند اقداماتی صورت دهند.

شناسایی خطوط قرمزی را که آمریکایی‌ها برای این افراد ترسیم کردند خیلی مشکل نیست اما مجالی می‌طلبد که یک به یک مطرح شوند. آمریکایی‌ها با چه اهدافی وارد افغانستان شدند؟ آیا در تنگنا قرار دادن ایران به صورت گاز انبری است؟ آیا تسلط بر منابع این کشور بوده؟آیا تسلط بر افغانستان به گونه ای تسلط بر هند و چین برای کنترل سیاست این دولت‌ها در آسیای جنوب شرقی می‌دانستند؟ یا بتوانند در کنار ایران باشند تا بتوانند محاصره نظامی و تهدیدکنند یا حضور خود را در این منطقه مستدام کنند یا به منابع نفتی دست پیدا کنند که به گونه‌ای کنترل ژاپن، چین و اروپای غربی را داشته باشند.

اگر تمام مولفه ها را در کنار هم قرار دهیم پی می‌بریم که خواه یا ناخواه آمریکا برای کوتاه مدت به این مناطق (افغانستان و عراق) نیامدند، منتها برنامه درازمدت در نظر دارند و تصور می کند رقیبی نداردو در آینده برآیند های هرج و مرج ها و کشتارها در نهایت به نفع آن‌ها تمام خواهد شد. این موضوع را در مورد سوریه هم انجام دادند؛ یعنی برای مدت طولانی انفعالی برخورد کردند وسپس روسیه و ایران فعالانه وارد سوریه شدند، ولی آمریکایی ها هنوز هم هزینه‌های زیادی در سوریه متقبل نشدند اما خواهان سهم خود در این مناطق هستند. به نظر من موضع آمریکایی ها به این گونه است و اموردر این کشورها (افغانستان و عراق)را پیش می‌برند.