مساله ایران
به نوشته روزنامه اعتماد، اما شاید برای بسیاری از خوانندگان این نکته جالب توجه باشد که این قانون در خصوص ایران چه دیدگاهی دارد. در این قانون نام جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها در کنار روسیه، چین، کره شمالی و سوریه مورد اشاره قرار گرفته است و حتی در بخشهایی که مربوط به ایران است نیز تجدیدنظرهای جدی نسبت به متن اولیه صورت گرفته است. هنگامی که متن این بودجه در مجلس نمایندگان امریکا تایید رسید و به سنا ارسال شد، بندهای ١٢٢۶ تا ١٢٣٠ برای ایران از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود. به خصوص در بند ١٢٣٠که شامل چند بند است و اگرچه بخشهایی از آن به نفع ایران بود اما بخش عمدهای از آن به ضرر ایران تمام میشد.
بند١٢٣٠ اشاره دارد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران نیاز به مجوز کنگره خواهد داشت. این قانون تاکید میکند استفاده از نیروهای مسلح علیه ایران در این قانون یا هر قانون دیگری مجاز نیست. همچنین این بند به چند بخش عمده تقسیم میشد که تاکید داشت هیچچیز قابل تفسیری در قانون وجود ندارد که نیروهای مسلح ایالاتمتحده مجاز به اقدام نظامی علیه ایران بدون مجوز کنگره باشند. در بخش دیگری از این بند کنگره امریکا به بحث فعالیتهای موشکی ایران اشاره و ادعا میکند که برنامه موشک بالستیک ایران خطری جدی برای متحدان ایالات متحده در خاورمیانه، اروپا و نیروهای مسلح مستقر در این مناطق و در نهایت ایالات متحده است. اما در یک نگاه اجمالی به متن نهایی این سند اگرچه بخش مجوز کنگره به نوعی حذف شده اما بحث تهدید موشکی ایران علیه کشورهای خاورمیانه و اروپا نیز حذف شده است. همچنین بخش دیگری که به نظر میرسد در متن نهایی حذف شده به این موضوع اشاره و ادعا میکند که ایران با آزمایش و تولید موشکهای بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هستهای قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را نقض کرده است. بخش دیگر به این موضوع اشاره دارد که ایران در حال حاضر بزرگترین موجودی موشکهای بالستیک در خاورمیانه را نیز در اختیار دارد. در این خصوص به سخنان دان کاتز رییس دانشکده ملی اطلاعات امریکا اشاره شده بود که عنوان کرد موشکهای ایران بهطورذاتی قادر به حمل سلاحهای کشتار جمعی هستند. حتی در این سند تاکید شده بود که ایران به دلیل علاقهمندی برای جلوگیری و بازدارندگی از ایالاتمتحده علاقهمند است موشکهای بالستیک بینقارهای تولید کند. در این سند تاکید شده بود که ایالاتمتحده باید اعمال تحریمهای اولیه و ثانویه علیه هر بخشی از اقتصاد ایران یا هر فرد ایرانی که مستقیم یا غیرمستقیم از برنامه موشکی بالستیک ایران و همچنین هر فرد یا موسسه مالی خارجی را که مشغول معاملات و تجارت از این برنامه هست، تحریم کند.
در سند لایحه اولیه عنوان شده بود که باید وزیر امور خارجه با مشورت رییس دستگاه اطلاعات ملی گزارشی را به کنگره ارایه دهد تا هزینههای ایران در مورد فعالیتهای نظامی را ارایه دهد که تمرکز اصلی آن بر فعالیتهای منطقهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود؛ گزارشی که باید تعیین میکرد ایران تا چه میزان، به حزبالله، حوثیها، حماس و نیروهای وابسته به خود در عراق و سوریه پرداخت و همچنین تا چه میزان برای توسعه فعالیتهای موشکی خود هزینه میکند که اکنون تمام این موضوعها در عمل و در سند نهایی منتفی شده است و در جای دیگری به نحو دیگری بیان میشود.
به نظر میرسد در رویکرد نظامی ایالات متحده در سند نهایی، بیشتر تاکید امریکا بهجای فعالیتهای موشکی ایران معطوف به فعالیتهای منطقهای این کشور شده است. میتوان گفت که در این سند دهها مورد به ایران اشاره شده است که نشان میدهد تنشهای بیسابقهای میان ایران و امریکا وجود دارد. تمرکز این سند بهطورکامل بر پشتیبانی ایران از نیروهای منطقهای است. ولی با این حال گزارشها در این مورد به گزارشهای سالانه پنتاگون معطوف شده است. حتی در بخشی از بند١٢٣٠-اف عنوان شده بود که رییسجمهور باید علیه نیروهای نجبا، عصائب اهل حق در عراق تحریم وضع کند. در این بین بنا بود که افراد بلندپایه این گروهها توسط ایالات متحده مورد تحریم قرار گیرند، طبق قوانین تحریم اتباع خارجی که اموال آنها و معامله با آنها ممنوع میشود اما در نسخه نهایی که در سنا نهایی شد، این اتفاق رخ نداد.
سایت تزاریسم که سایتی روسی است به نوعی درخصوص بحث ایران در لایحه جدید دفاعی امریکا عنوان میکند که تمرکز بر ایران روی فعالیتهای منطقهای این کشور است که این امری منطقی است زیرا نفوذ ایران در عراق، سوریه و لبنان گسترش پیدا کرده است و عملا موقعیت متحدان سنتی ایالات متحده در منطقه را تهدید میکند. بندهای ١٢٣١، ١٢٣٢، ١٢٣٣و ١٢٣۴ کاملا مربوط به پروندههای عراق و سوریه است.
در بند ١٢٣١ عنوان شده است که باید در بحث کمک به اپوزیسیون سوری بازبینی صورت گیرد و در ادامه بر پاسخ به (ادعای جنایت جنگی) در داخل سوریه نیز تاکید شده است.همچنین در ادامه این بندها به فشار روی عدم گسترش داعش در این منطقه تاکید شده است و همچنین در بند ١٢٣۴ محدودیتهایی در کمک به دولت عراق در نظر گرفته شده است. در بند ١٢٣۵ اشاره شده است که باید از طریق دفتر همکاری امنیتی در عراق از عملیاتها و فعالیتها در داخل این کشور حمایت شود و روند گذشته ادامه پیدا کند و در بند ١٢٣۶ تاکید میشود که باید اصلاحاتی درخصوص گزارشهای سالانه در مورد قدرت نظامی ایران صورت گیرد. همچنین در بند ١٢٣٧ بر استراتژی درخصوص فعالیتهای بیثباتکننده ایران تاکید شده است.
این بند برای ایران میتواند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد چرا که وزیر دفاع با موافقت وزیر امورخارجه ممکن است یک استراتژی با شرکای خارجی برای مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران طراحی کند. گفته میشود که باید در این استراتژی کشورهایی که ایران در آنها فعالیت دارد بهطوردقیق شناسایی شود. در این خصوص وزیر دفاع و با همراهی وزیر خارجه موظف به ارایه گزارش به کنگره هستند. این اقدامات میتواند از جنبه دفاعی از نظر سامانه دفاع موشکی و اقدامات اطلاعاتی برای جلوگیری از نفوذ ایران صورت گیرد.
با این حال اگرچه در بخش ١٢٣٠ اشاره شده بود که باید هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مورد تایید کنگره قرار بگیرد اما این بخش عملا از این لایحه حذف شد و در عوض به این موضوع در بند ١٢٩۵ اشاره جدی میشود. در این بند تاکید میشود در هیچ یک از قوانین مربوط به استفاده از نیروی نظامی تفسیری وجود ندارد که ایالات متحده را مجاز به استفاده از زور علیه ایران و کره شمالی کند. در بندهای ١۶۴٢ نیز ایران در کنار روسیه جزیی از تهدیدات سایبری ایالات متحده شناخته میشود.
همچنین ایران در بخش ١۶٨٢ نیز جزو تهدیدات جدی و میهنی ایالات متحده شناخته شده است که در این لایحه تاکید شده است که باید تدابیر بیشتری در راستای حفاظت از قاره امریکا در مقابل تهدیدهای کره شمالی و ایران اقدامات گستردهتری صورت گیرد.همچنین در این سند تاکید شده است که ایران نباید هیچگونه دسترسی به سلاحهای امریکایی در عراق و سوریه داشته باشد. در مجموع اگرچه ایران بخش مهمی از این استراتژی بود اما سایر کشورها همچون چین، روسیه و کره شمالی به همراه ایران بخش عمده دیگری از این سند را به خود اختصاص دادند.