تصور من این است که فضای سیاسی درون عراق، به جو سیاسی درون ایران دامن زد. به هر حال شرایط بعد از انتخابات و رقابت گروههای سیاسی برای تسلط بر دولت، به شایعات و انتقادهای تند گروهها از یکدیگر برای کنار زدن رقیب، کمک کرده است. فضای درون ایران با فضای عراق بسیار متفاوت است. برای رسانهها و گروههای سیاسی و احزاب عراقی، اظهارات حیدر عبادی و دیگر مسائل جاری میان تهران و بغداد، ابزاری برای امتیازگیری سیاسی و کنار زدن رقیب است. باید توجه داشتهباشیم که روابط با تهران یک متغیر جدی و تاثیرگذار در شعارهای گروههای سیاسی عراق و محل نزاع است. هر رویداد مهم یا اظهارات مثبت یا منفی از سوی دولت در مورد رابطه با تهران، بهانهای دست رقبای سیاسی حیدر عبادی میدهد تا در مورد آینده او و رویکرد سیاسی دولت آینده عراق در برابر تهران، جوسازی کنند. بازتاب رسانهای اظهارات عبادی در عراق، از روی خصومت با ملت ایران نبود، بلکه یک فضاسازی برای تفرقهافکنی میان گروههای سیاسی عراق بود، بهصورت مشخص هدف این است که حیدر عبادی از دیگر اعضای حزب خودش، حزب الدعوه که روابط حسنهای با تهران دارد، دور شود. به همین دلیل رقبای سیاسی الدعوه، تمرکز زیادی روی اظهاراتی نشان میدهند که نشان از دوری عبادی از تهران و در نتیجه حزب الدعوه داشتهباشد. اما فضا در تهران متفاوت است، موضوع مورد بحث رسانههای ایرانی، منافع ملی ایران و حسننیت کشورهای خارجی دربرابر جمهوری اسلامی ایران است. به گمان من رویدادهای اخیر، به نوعی رسوخ رقابتهای جناحی درون عراق، به رسانههای ایران است.
در این میان شایعات و خبرسازیها هم در افزایش حساسیت رسانههای ایرانی بر تحولات عراق موثر بود. برای مثال، ادعای آتشسوزی عمدی در تالاب هورالعظیم، از جمله این شایعات حساسیتزا بود. در شرایطی که هیچ یک از مقامهای رسمی دوطرف تاکنون عمدی بودن این آتشسوزی را تایید نکردهاند و به گفته مقامهای انتظامی عراق تاکنون شاهدی بر این مدعا یافت نشده است. ضمن اینکه آتشسوزی تابستانی در هورالعظیم به دلیل خشکی بخش عمده این تالاب و دمای بسیار بالا بین ۵۵ تا ۶٠ درجه سانتیگراد در منطقه، امری غیرعادی و بیسابقه نیست. بسیار بعید است که چنین ادعاهایی ریشهای در واقعیت داشتهباشند.
همزمان خبرهایی در مورد شعارهای ضدایرانی در تظاهرات اعتراضی مردم عراق منتشر شده است. این اتفاق هم بیسابقه نیست. درون عراق، گروهها و احزابی هستند که بهشدت مخالف رابطه دولت بغداد با تهران هستند و همواره از هر فرصتی برای اظهار این نظر خودشان استفاده میکنند. دو سال پیش نیز زمانی که طرفداران تیار الصدری یا جریان مقتدی صدر به منطقه سبز بغداد هجوم بردند، شاهد شعارهای تند ضد ایرانی بودیم. چه در میان گروههای شیعه و چه در میان گروههای سنی و دیگر اقوام، افرادی هستند که مخالف نزدیکی دو کشور با یکدیگر باشند. هرچند، اغلب شهروندان شیعه مذهب و دیگر اقوام عراق در کنار بخش عمده سیاستمداران آگاه کشور، از نزدیکی و صمیمیت در روابط دوجانبه استقبال میکنند. اما مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و شعارهای ضدایرانی، به هیچوجه بیسابقه و جدید نیستند و همانگونه که اشاره کردم، موضوع رابطه با ایران یک موضوع کلیدی در تعیین دولت عراق و محل نزاع مهم گروههای سیاسی است. به اضافه باید توجه کرد که عربستان سعودی هم بهشدت در حال فضاسازی و تحریک فضا در عراق است و افراد و مقاماتی مانند سامر الثبهان، سفیر پیشین عربستان سعودی در بغداد بهشدت برای فضاسازی علیه ایران، حشد الشعبی و گروههای شیعه عراقی تلاش و سرمایهگذاری کردهاند. اختلافهای قومیتی و بازماندگان حزب بعث عراق هم هستند که به چنین مسائلی دامن میزنند. اما این رویکرد در میان اکثریت مردم عراق، به خصوص شیعیان رویکرد غالب نیست، بلکه اقلیتی هستند که به هر تقدیر نظرات خود را در فضای عراق مطرح میکنند.
نهایتا تصور من این است که رویدادهای اخیر درمجموع نمیتواند اثر جدی بر روابط تهران و بغداد داشتهباشد. روابط دو ملت و دو دولت، عمیقتر از آن است که تحتتاثیر فضاسازیها و اظهارنظرهای سیاسی قرار بگیرد به خصوص که اظهارات حیدر عبادی که شاید یکی از اصلیترین موضوعات جاری باشد، اظهاراتی خصومتآمیز نبود و با حسننیت بیان شدهبود. قطعا مقامهای ایرانی هم از نقش امریکا در عراق بیخبر نیستند و شرایط دولت عبادی را درک میکنند. عراق، نیازمند رابطه صمیمانه با همه همسایگان خود است، این برای همه سیاستمداران عراقی روشن شده است، ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و میتواند نقش بسیار برجسته و سازندهای در بازسازی عراق پس از داعش و رشد و توسعه عراق داشتهباشد. قطعا این نقش برجسته ایران، چه از نظر دولت حیدر عبادی و چه از نظر هر دولتی که به جای او روی کار بیاید، پوشیده نخواهد ماند.