- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

آیا دمشق در آستانه یک صلح بزرگ است؟

مدار شرقی-  روزنامه شرق نوشت: حران سوریه و تحولات اخیر در این کشور که در مسیر پیروزی‌های متوالی و برنامه‌ریزی‌شده دولت دمشق حرکت می‌کند، در عرصه نظامی و سیاسی معادلات جدیدی را موجب شده است. بعد از اینکه ارتش سوریه به کمک متحدان خود روسیه، ایران و حزب‌الله لبنان توانست مناطق «غوطه شرقی»،  «قنیطره» و استان «درعا» را با جنگ و مذاکرات سیاسی با گروه‌های شورشی برای تسلیم و انتقال به «ادلب» آزاد کند، وضعیت جدیدی رقم خورد که تقریبا کار گروهای شورشی مخالف و گروه‌های تروریست اسلامی را تقریبا به سرانجام رساند و مناطق سوق‌الجیشی و مهم کشور را به زیر حاکمیت دولت مرکزی کشاند. براساس یک توافق نانوشته، فعلا همه گروه‌های شورشی درهم‌پاشیده طبق مذاکرات صلح در میادین جنگ، به ادلب منتقل می‌شوند و این استان هم‌جوار ترکیه را می‌توان تنها منطقه مهمی در سوریه به حساب آورد که در دست مخالفان رنگارنگ است. این طیف از مخالفان اصلی «بشار اسد» در واقع در یک نوع تبعید اجباری در جایی قرار گرفته‌اند که عرصه عمل و توان جنگیدن از آنان سلب شده است و از یک طرف با نیروهای ترکیه محصور شده‌اند و از طرف دیگر از چند سو در محاصره ارتش سوریه و متحدان آن قرار دارند. در چنین شرایطی چنانچه یک تحول پیش‌بینی نشده در عرصه منطقه و بین‌المللی اتفاق نیفتد، بدون تردید می‌توان این گروه‌های مسلح شورشی را فاقد انسجام و قدرت تأثیرگذاری بر تحولات آینده سوریه دانست.

آنچه هم‌اکنون برای دولت سوریه از اهمیت بسیاری برخوردار شده است، بازگرداندن مناطق شمالی کشور  شامل کانتون‌های خودمختار کردنشین و مناطق تصرفی آنان در حومه‌های «دیرالزور» و «رقه» است. این مناطق که با پیشروی «یگان‌های مدافع خلق» هم‌اکنون در تصرف آنان است، زیر چتر دولت مرکزی قرار دارد. موضوع روابط دولت مرکزی دمشق با نیروهای کردی که از حمایت کج‌دار و مریز آمریکا برخوردارند، البته با دیگر مخالفان شورشی و بنیادگرایان اسلام‌گرا کاملا متفاوت است. در طول هفت سال گذشته به‌غیر از موارد نادری از برخوردهای مسلحانه کوتاه‌مدت که معمولا با میانجیگری روس‌ها خیلی زود ختم‌به‌خیر شده، تقریبا این دو نیروی اصلی نقش‌آفرین در سوریه امروز در چارچوب «صلح سرد» قرار داشته‌اند.

خبرهایی که از هفته‌ها قبل با سفر هیئت‌های سوری و روسی به مناطق کردنشین برای مذاکره و به‌تازگی بعد از چند روز نشست و رایزنی‌های سیاسی – نظامی بین نمایندگان روژاوا و دولت مرکزی که در دمشق جریان داشت، ظاهرا نشان می‌دهد که دوطرف به یک مصالحه مرضی‌الطرفین دست یافته‌اند. هرچند رئوس مقدماتی این توافق از طرف نمایندگان کرد تأیید شده است، اما هنوز درباره  اصلی‌ترین مسائل اجرائی باید مذاکرات زیادی انجام شود. در این میان دو نگاه و رویکرد متفاوت وجود دارد که به صورت جدی و اساسی باید دوطرف حول آن به یک توافق برسند. از یک طرف خواست قبلی رهبران روژاوا برای ایجاد یک منطقه کاملا خودمختار مثل منطقه «اقلیم کردستان عراق» است که با توجه به معادلات جدید که در تحولات سوریه رقم خورده است، تحت هیچ عنوانی از سوی دمشق پذیرفته نمی‌شود. از طرف دیگر  راهی منطقی و قابل قبول وجود دارد که در قالب «فدرالیسم» یا «کنفدرالیسم» در چارچوب یک سوریه واحد و پذیرش حق حاکمیت ملی دولت مرکزی می‌تواند طرح شود و مورد مصالحه قرار گیرد و دولت دمشق هم باید بداند که اعمال حاکمیت به صورت گذشته انجام‌شدنی نیست. تحولات جدید و نگاه منطقی و پراگماتیست رهبران روژاوا در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که آنان به‌درستی به سمت گزینه دوم که امکان توافق را فراهم می‌کند، تغییر جهت داده‌اند. طبق گزارش‌ها، ظاهرا «بریت ماک گروک»، نماینده آمریکا، قبل از مذاکرات دمشق در دیدار با رهبران «شورای سوریه دموکراتیک» نه‌تنها با مذاکره این گروه با دولت مرکزی مخالفت نکرده، بلکه خواستار بازگشت مؤسسات دولتی مانند نهادهای مسئول خدمات برق، آب و تأمین حمل‌ونقل به دولت سوریه شده است.

این پالس آمریکایی که هم‌اکنون در منگنه بین نیروهای کردی و متحد بزرگ «ناتویی» خود به‌سختی گرفتار شده است و این اواخر ترجیحا ترکیه را انتخاب کرد، هم نشان می‌دهد که واشنگتن دیگر نمی‌خواهد به خاطر کردها هزینه تقابل با آنکارا را متحمل شود و هم اینکه کردها نیز دریافتند وضعیت عینی منطقه نشان می‌دهد که نباید  روی این حمایت آمریکا حساب ویژه باز کنند. از طرف دیگر اظهارات «صالح مسلم»، از رهبران اصلی شورای سوریه دموکراتیک، مبنی بر اینکه «شرط شورا برای آغاز هرگونه توافق با رژیم سوریه، تعهد و ضمانت یک طرف بین‌المللی برای این مذاکرات خواهد بود»،  با توجه به نقشی که روسیه در این‌باره بازی می‌کند، از قبل تأمین‌شده خواهد بود. اگر در ادامه مذاکرات بین رهبران کرد و دولت دمشق حول حق حاکمیت دولت مرکزی بر این مناطق در چارچوب پذیرش یک فدرالیسم یا کنفدرالیسم دموکراتیک که گویا دمشق نیز مستعد پذیرش عدم تمرکزگرایی به شیوه گذشته است توافقات اصولی انجام بگیرد، تا حدودی می‌توان گفت که بحران سوریه به سمت پایان (البته به مفهوم جنگ هفت‌ساله و منازعات داخلی ویرانگر) حرکت کرده و به تعبیری «صلح  بر جنگ» پیروز شده است.