- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

کتابی برای واکاوی هویت زنانه در جامعه مردسالار

نویسنده رمان «ملت عشق» مجموعه مقالاتی در واکاوی هویت زن در جامعه مردسالار در کتابی با نام « شمسپاره » منتاشر کرد که به تازگی از زبان ترکی به فارسی ترجمه شده و روانه بازار نشر ایران شد.

به گزارش مدار شرقی [1] به نقل از ایرنا، «الیف شافاک» نویسنده رمان پر فروش «ملت عشق» کتابی با عنوان « شمسپاره» منتشر کرده است که مباحثی در خصوص مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه در برقراری توازن میان تفاوت‌های جنسیتی، قومی و مذهبی را دارا است و در این کتاب نگاه مردم به موضوع ادبیات و در مجموع مسائل اجتماعی، زن، خانواده، ادبیات و سیاست را در قالب ۶۵ مقاله در شمسپاره به رشته تحریر درآمده است.
بر اساس این گزارش، مقاله‌های «الیف شافاک» نویسنده آرمان‌گرای ترک که نزاع‌های قومی و مذهبی را مورد نکوهش قرار می‌دهد؛ پیشتر در روزنامه «خبر تورک» منتشر شده بود.
در واقع «شمسپاره» لایه‌های پنهانی زندگی یک رمان نویس و عقاید یک زن نویسنده یا نویسنده زن را مانند « تکه‌های خورشید » مقابل چشمان خواننده باز می کند.
این کتاب ترجمه «صابر حسینی» در ۲۶۱ صفحه توسط انتشارات مروارید به چاپ رسید.
خالق «مبت عشق و «شمسپاره» در سال ۱۹۷۱ میلادی در استراسبورگ فرانسه متولد شد، کودکی‌اش را بخاطر شغل مادری که دیپلمات بود در شهرهای کشورهای مختلف گذراند. از دانشگاه فنی و مهندسی خاورمیانه در شهر آنکارا در رشته روابط بین الملل مدرک کارشناسی گرفت و سپس موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مطالعات زنان و دکترای علوم سیاسی شد.
اولین رمان وی به نام «پنهان» در سال ۱۹۹۸ شایسته دریافت جایزه بزرگ مولانا شناخته شد، به دنبال این موفقت کتاب « آینده های شهر» و «محرم» را نیز نوشت که این کتاب توانست جایزه بهترین رمان سال ۲۰۰۰ کانون نویسندگان ترکیه را از آن خود کند.
پس از آن دو کتاب «شپش پالاس» و «برزخ» را منتشر کرد و نیز «ملت عشق» را نوشت که یکی از رمان‎های پرطرفدار این نویسنده است که رکورد پرفروش‌ترین رمان ترکیه را از آن خود کرد.
در رمان «اسکندر» داستان زندگی خانواده ای ترک را که به انگلیس مهاجرت کرده بودند به رشته تحریر درآورد و در سال ۲۰۱۳ رمان «من و استادم» را منتشر کرد.
در بخشی از این رمان آمده است : «دیکتاتوری درون زن‌ها خانه کرده است، دیکتاتوری که در اولین نگاه آشکار نمی‌شود و در بیغوله‌ای پنهان شده است به راحتی بیرون نمی‌آید؛ بی‌رنگ و صدا منتظر می‌ماند، قوام می آید.
کلکسیونر است مثل کسی که تمبر جمع می‌کند، مثل فردی که لای صفحات کتاب، برگ‌های گل خشکیده جمع می‌کند، او هم خاطره جمع می‌کند، کجا، کی چه اتفاقی افتاده…کی و چه کسی به دیگری حرفی زده است…
مثل یک وقایع نویس، همه جزئیات را توی دفتری ضخیم می‌نویسد.کلیدهایش فقط دست خودش است، این دیکتاتور زن، زندگی اش را پنهان می‌کند، پر می‌کند توی کشوها. پس انداز می‌کند، ماه‌های گذشته را قطعه قطعه می‌کند و از آن ها ستاره می‌سازد…»