- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

آقای حاتمی کیا، دقیقا به چه کسی اعتراض داشتید ؟

 

آقای حاتمی کیا حتما به یاد دارد که وقتی فیلم «ارتفاع پست» اکران می شد، مورد انتقاد عده ای تندرو قرار گرفته بود اما محبوب مردم شده بود. در آن روزها کمتر بغض داشت، عصبانی نبود و لازم نمی دید که فریاد بزند که من فیلم ساز وابسته به نظام هستم؛ آن روزها با دیالوگ های ماندگار شخصیت اصلی فیلم که از درد و رنج جنگ زده های جنوبی می گفت، شده بود فیلم ساز مردمی.

اعظم محبی ـ خالق آژانس شیشه ای باز هم اعتراض داشت اما نه آنقدر شفاف و شیشه ای به مانند گذشته؛ اینبار گویی بغضی قدیمی داشت در پس حرفهای دو پهلو.

سیمرغ بلورین را به دست گرفته بود و با صدایی که سعی می کرد نلرزد اما عصبانیت بر آن چیره شده به رشیدپور و امثال وی اعتراض می کرد؛ از شبکه سوم سیما به خدا شکایت می کرد و فریاد می زد که فیلم ساز وابسته به نظام است.

آخر چرا باید سینماگر وابسته به نظام بودن فریاد داشته باشد ؟ باید پرسید آقای حاتمی کیا با چه کسی حرف میزدی ؟ دقیقا به چه چیزی اعتراض داشتی ؟ به تلویزیونی که آن هم وابسته به نظام است ؟

این همه عصبانیت از کجا بود؟ اگر خالق «به وقت شام» واقعا به توجه افراد مهم نظام مانند سردار سلیمانی افتخار می کند، چرا باید از انتقاد مجری، کارشناس تلویزیون یا به قول خود امثال آنها انقدر عصبانی باشد ؟

مگر فیلم ساختن بی دغدغه برای ارزش ها و آنچه به آن اعتقاد دارد، کافی نیست تا وقتی بر روی سن می رود که تقدیر شود، خوشحال باشد ؟

کافی نیست؛ فیلم ساز وابسته بودن، برای ارزش ها فیلم ساختن و …. به تنهایی کافی نیست و ظاهرا چیزی کم دارد که این روزها ابراهیم سینمای ایران خوب آن را فهمیده است.

آقای حاتمی کیا حتما به یاد دارد که وقتی فیلم «ارتفاع پست» اکران می شد، مورد انتقاد عده ای تندرو قرار گرفته بود اما محبوب مردم شده بود. در آن روزها کمتر بغض داشت، عصبانی نبود و لازم نمی دید که فریاد بزند که من فیلم ساز وابسته به نظام هستم؛ آن روزها با دیالوگ های ماندگار شخصیت اصلی فیلم که از درد و رنج جنگ زده های جنوبی می گفت، شده بود فیلم ساز مردمی.

اما «به وقت شام» اثری که بیشتر شبیه آثار آخر این فیلم ساز بود تا فیلمی چون «ارتفاع پست» چرا باید تا این اندازه عصبانیت پنهان سینماگر کهنه کار ما را آشکار کند ؟

حاتمی کیا این دفعه به سراغ موضوعی رفته است که هنوز پذیرش آن در جامعه بطور کامل صورت نگرفته، هنوز جزء موضوعاتی است که در جناح بندی های سیاسی بیشتر خود را نشان می دهد تا دغدغه های اجتماعی .

اینکه چرا مسئله مدافعان حرم، همچنان موضوع حساسی و با نگاه سیاسی در جامعه است، باید به نوع و شکل مطرح شده این مسئله نگاه کنیم.

وقتی یک جریان سیاسی مسئله نیروهای نظامی ایرانی در سوریه را در انحصار ارزش های خود می داند، با آن تبلیغ می کند و اجازه هیچ نوع اظهار نظرو سخنی به دیگران نمی دهد، مسلما تا همیشه این موضوع در چارچوب جناج بندی ها می ماند و وقتی موضوعی رنگ سیاست به خود می گیرد در محاق حساسیت ها و باید هایی قرار می گیرد که  دیگرنمی توان نگاهی  اجتماعی به آن داشت.

شاید به همین علت است که جنگ زده جنوبی که برای نجات خانواده اش از مشکلات اقتصادی اقدام به هواپیما ربایی کرده بود، بیشتر مورد قبول و توجه مردم قرار گرفته بود و حتی حاج کاظم « آژانس شیشه ای » که از زمین و زمان عصبانی بود هم بیشتر پذیرفته شده بود و این واقعیت را خود حاتمی کیا بهتر آن را حس کرده اما ظاهرا هنوز با آن کنار نیامده است.

هرچند که مدافعان حرم، جوانان همین ایران هستند که جان خود را برای منفعت کشور به خطر می اندازند اما مسئله اینجاست که واژه «ارزشی» بیشتر از واژه «منفعت» و «مصلحت» برای حضور آنها در سوریه بکار رفته است و حالا یک کارگردان، حتی حاتمی کیای بزرگ هم نمی تواند با یک فیلم در همان چارچوب «ارزشی» بودن صرف، این موضوع را در دغدغه های اجتماعی جامعه بگنجاند.

این از گناه حاتمی کیا نیست که مسئله مدافعان حرم انقدر سیاسی و پیچیده است اما نکته اینجاست که حاتمی کیا هم به این موضوع با همان شکل و نوعی که وجود دارد، پرداخته است اما توقع کمترین حساسیت و انتقاد را هم ندارد.

در حقیقت حاتمی کیای «ارتفاع پست» این فیلم را نساخت و باید گفت حاتمی کیایی که در سالهای اخیر مسیر خود را کامل انتخاب کرده بود، «به وقت شام» را ساخت.

هر چند که هر فیلم سازی برای انتخاب نگاه و مسیر خود آزاد است اما این واقعیت را هم در نظر بگیرد که افراد در جامعه هم حق دارد مسیر و نگاه خود را داشته باشد؛ ممکن هم هست از نظر برخی ها آثار جدی آنها «کمدی» به نظر بیاید، دیگر نباید از زمین و زمان شکایت به آسمان برد.

حاتمی کیا کارگردان پرطرفدار است، هنوز بسیاری فیلم های دهه قبل وی را فراموش نکردند و بسیاری هم آثار اخیر وی را می ستایند اما ظاهرا آنچه که از حامیان خود توقع دارد با آنچه که در واقعیت است چندان مورد رضایت وی نیست و سالهاست در درون با جمع اضدادی درگیر است.