فردوسیپور؛ قواره خارج از قاعده ایدئولوژی و جهتگیری صدا و سیما
مردم ایران هم در تقابل با صدا و سیما و هم به خاطر محبوبیت فردوسیپور جذب صفحه afc فارسی شدند. مردم جذب شبکهای میشوند که که محتوای خوب را ارائه کند و سمت و سوی مردمی داشته باشد. سیاست صدا و سیما حقنه کردن جهتگیریهای ایدئولوژیک است. سعید معیدفر عادل فردوسیپور به خاطر برنامه ۹۰ […]
مردم ایران هم در تقابل با صدا و سیما و هم به خاطر محبوبیت فردوسیپور جذب صفحه afc فارسی شدند. مردم جذب شبکهای میشوند که که محتوای خوب را ارائه کند و سمت و سوی مردمی داشته باشد. سیاست صدا و سیما حقنه کردن جهتگیریهای ایدئولوژیک است.
سعید معیدفر
عادل فردوسیپور به خاطر برنامه ۹۰ صدا و سیما اهمیت و شهرت یافت. برنامه عادل فردوسیپور از پرمخاطبترین برنامههای صدا و سیما بود و به محض بیرون آمدن ایشان از برنامه نود، شبکه یکباره با سقوط جدی در شمار مخاطبان مواجه شد. مردم ایران از روز گذشته صفحه afc فارسی را دنبال کردند و این صفحه به بیش دو میلیون نفر دنبال کننده رسید.

این اتفاق تک علتی نیست. مردم ایران هم در تقابل با صدا و سیما و هم به خاطر محبوبیت فردوسیپور جذب صفحه afc فارسی شدند. مردم جذب شبکهای میشوند که که محتوای خوب را ارائه کند و سمت و سوی مردمی داشته باشد؛ نه سمت و سویی دیگری.
متأسفانه صدا و سیمای از خواست مردم که خواست مرجع است، امتناع میکند و خود را به سمت چیزهای میکشاند که مرجع نیستند اما تفکر مدیران آنها را مرجع میپندارد. مردم هیچ کشوری نسبت به رسانهها و مواضعشان منفعل نیستند. مردم از پیش با کسی احد اخوت نبستند. ا
ینکه عدهای میگویند مردم نباید به سمت afc میرفتند چرا که هزینهها آن را کشور سعودی تأمین میکند، صحبتی غیر منطقی است. حقیقتاً اینکه چه چیزی از کجا تأمین مالی میشود، برای مردم اهمیتی ندارد. آنچه مهم است استقبال و خواست حقیقی مردم است.
به نظرم در سالهای اخیر، صدا و سیما به شدت جناحی عمل کرده است. حتی زمانی که افراد به ظاهر بیطرف را به عنوان کارشناس یا مهمان دعوت میکند، در پی این است که از خلال آن مقاصد خود را پیش ببرد. سیاست صدا و سیما حقنه کردن جهتگیریهای ایدئولوژیک است. البته رسانهها ذاتاً بیطرف نیستند و جهتگیریهای خاص خود را دارند اما سعی میکنند ظاهر بیطرف را رعایت کنند.
سیاستهای صدا و سیما به خصوص در چند سال اخیر، منفعل نگه داشتن مخاطبین به هر قیمتی است. بسیاری از رسانههای حرفهای جهتگیریهای خاص خود را دارند اما این جهتگیریها غلیظ نیست. جهتگیریهای صدا و سیما گاهاً مخاطب را خسته میکند.
گویی هر مخاطب صدا و سیما به عنوان یک ابزار یا یک ماشین در نظر گرفته شده است. مخاطبی که انسان نیست و میتوان هر چیزی به او گفت و هر کاری با او کرد. به عبارت دیگر صدا و سیما آشکارا مقاصد و اهداف ایدئولوژیک خود را پیش میبرد.
این جهتگیریهای بیپرده به هویت بسیاری از انسانها توهین میکند چرا که سیاست این است که «هر چه من میگویم درست است. تو باید آنها را بپذیری چرا که چیزی نمیفهمی!» این سیاستها برای مردم تحقیر و رقتآمیز است. شخصیتهایی که در این سیستم خارج از قاعده بازی میکنند، به شدت محبوب میشوند.
به همین علت، شاید اگر فردوسیپور به تلویزیون برگردد، بسیاری از مخاطبان خود را داشته باشد. شاید در کشاکش آراء میام فردوسیپور و صدا و سیما مقداری لجاجت و رقابت مطرح باشد اما اصل ماجرا خواست مردم و تطابق آن با محتوایی ارائه شده از سوی عادل فردوسیپور است.
جامعهشناس
