عربستان در حال پوست اندازی در ساختار سیاسی است
یک کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است؛ عربستان نیاز به یک پوستاندازی جدید در ساختار سیاسی دارد تا مورد پذیرش نگاه بینالمللی قرار بگیرد. به گزارش مدار شرقی، «احمد دستمالچیان» سفیر سابق ایران در اردن و کارشناس خاورمیانه وزارت خارجه در یادداشتی برای اعتمادآنلاین در مورد سیاست های عربستان نوشت: عربستان دارای چالشهای درونی و بیرونی […]
یک کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است؛ عربستان نیاز به یک پوستاندازی جدید در ساختار سیاسی دارد تا مورد پذیرش نگاه بینالمللی قرار بگیرد.
به گزارش مدار شرقی، «احمد دستمالچیان» سفیر سابق ایران در اردن و کارشناس خاورمیانه وزارت خارجه در یادداشتی برای اعتمادآنلاین در مورد سیاست های عربستان نوشت: عربستان دارای چالشهای درونی و بیرونی است که این دو چالش عربستان را تحت فشار قرار میدهد.
چالش درونی این کشور مربوط به نزاع قدرت در درون خاندان حاکم است که بین نسل اول، دوم و سوم درگیری بر سر تصاحب قدرت در آینده درگیریها بالا گرفته است. به هر حال باید گفت که شاهزادگان مطرح سعودی به این روند انتقال قدرت اعتراض دارند و معتقدند که بدون در نظر گرفتن عرفهای دیرینه و سابق انتقال قدرت در حال انجام است. چرا که در عربستان همواره یک شورای بیعت و یک شورای حل و عقل برای تعیین پادشاه وجود داشته است. بطور معمول هر یک از فرزندان «ملک عبدالعزیز» که فوت میکردند در آن شورا تصویب میشد که چه کسی جانشین شود و آقای «سلمان» این عرف را از بین برد و پسرش «محمد بن سلمان» را جانشین خود کرد. این اقدام بدون در نظرگرفتن سنتهای قبلی بود.
بنابراین باید گفت که در داخل خاندان درگیریها بر سر تصاحب قدرت بسیار زیاد است و از علایم آن نیز دستگیری های گسترده ای بود که «محمد بن سلمان» چندی پیش انجام داد؛ این درگیریها سه پایه اصلی عربستان سعودی را مورد هدف قرار داد.
بخش نظامی «متعب بن عبدالله»، رییس گارد ملی سعودی بود که پایهگذاری آن توسط پدر ایشان بود «ملک عبدالله» انجام شد. وی را نهتنها به راحتی کنار گذاشتند بلکه او را دستگیر کردند. در بعد اقتصادی نیز «ولید بن طلال» سرمایهدار بزرگ جهان عرب به همراه تعداد کثیری از افرادی که در اقتصاد عربستان نقش داشتند را دستگیر کردند. در بعد سیاسی هم فشارهایی روی سایر شاهزادهها برای تمکین گذاشت و حتی متعرض به «بندر بن سلطان» و «محمد بن نایف» نیز شد.
مجموعه شرایط نشان میدهد که یک نزاع قدرت در داخل خاندان آل سعود وجود دارد که بسیار شدید است و طبیعی بود که اتفاقاتی اینچنینی رخ دهد؛ در بعد داخلی چالش بسیار عمده دیگری که وجود دارد، چالش میان مدرنیته کردن عربستان و سنتگرایی سلفیها بود که در بنیادهای مذهبی در دست داشتند.
این در حالی است که پایه پادشاهی سعودی به این شکل تشکیل شد که میان «محمد بن عبدالوهاب» و «عبدالعزیز آل سعود» تفاهمنامه به امضا رسید که در آن تاکید شد بعد مذهبی عربستان را »آلشیخ» و بعد سیاسی را آلسعود در دست داشته باشند، از آن زمان تاکنون بنیادهای مذهبی دست سلفیها بود و نفوذ بسیار گستردهای داشتند.
در دوره ملک سلمان این نفوذ رو به کاهش نهاده است و هم در لایههای اجتماعی نیز به دلیل آنکه بخش زیادی از جوانان و شاهزادگان سعودی به خارج از کشور سفر کردند و برگشتند خواستار اصلاحات هستند و قصد دارند از آن لاک قدیمی، سنتی و تعصبگرای سلفی خارج شوند.
در حال حاضر نیز شاهد چالش سنت و مدرنیزه در عربستان سعودی هستیم و آثار آن را نیز مشاهده میکنیم؛ با اقداماتی که «محمد بن سلمان» در حال انجام است، عربستان بالاجبار تن به این کار میدهد، زیرا عربستان نیاز به یک پوستاندازی جدید در ساختار سیاسی برای مورد پذیرش قرار گرفتن از نگاه بینالمللی دارد، اصولا این نظامهای قدیمی و فرسوده در کشورهای حاشیه خلیجفارس عمرشان به پایان رسیده است و باید گفت که تمامی کشورها به سمت دموکراتیزه شدن پیش میروند و دیگر مردم این نظامها را بر نمیتابند از همین رو تن به اصلاحات دادهاند و قصد پوستاندازی دارند.
اما در بعد بیرونی بعد از درگذشت «ملک عبدالله»، عربستان خیز ناشیانهای برای اینکه اقدامات خود در کل منطقه را گسترش دهد و با سیاستهای صهیونیستی و آمریکایی و جنگهای نیابتی را در سوریه و عراق به راه انداخت و تکفیریها را مسلح کرد به امید اینکه از این طریق بتوانند در منطقه مسلط شوند اما عربستانیها به دلیل شکستهای پی در پی که در عراق، سوریه و یمن خوردند بهشدت سرخورده شدند، به خصوص یمن که تبدیل به باتلاقی برای حیثیت و آبروی عربستان سعودی شد. این موارد چالشهای مهمی است که عربستان سعودی با آن مواجه شده است؛ در نتیجه این دو چالش مثل دو سنگ آسیاب، عربستان فرتوت و پیر را اذیت میکنند.
ضمن اینکه اشتباهات عمدهای را «محمد بن سلمان» انجام داد و خود را به شکلی تمام عیار در مقابل قدرت بلامنازع منطقهای ایران درگیر کرد و هر آنچه را که گام برداشتند، شکست خوردند؛ از همین رو امروز عربستان دچار التهاب روز افزونی است برای اینکه وضعیت به سمت ثبات و آرامش سوق پیدا کند آقای «سلمان» دست به اقدامات و تغییرات گسترده اخیر زد بلکه بتواند عربستان را از تنش و اضطرابی که در درون ساختار قدرت وجود دارد نجات دهد؛ از طرفی برخی خبرها حاکی از آن است که «ملک سلمان» از فرزندش «محمد بن سلمان» نسبت به عملکردش با کشورهای عربی بهشدت ناراحت است و ایشان را از دخالت در امور کشورهای عربی منع کرده است و اقدامات او را در عالم سیاست محدود کرده و پیشبینی میشود که باز هم در آینده شاهد چنین تغییراتی باشیم.
