تهران
کد خبر:2478
پ

زنی که دست هایش را به صحن پارلمان ترکیه قفل کرد، که بود ؟

یک تحلیلگر سیاسی ترکیه در مورد زنی نوشت که در زمان بررسی اصلاح قانون اساسی این کشور دست هایش را به جایگاه نطق نمایندگان در صحن پارلمان قفل کرده بود. به گزارش مدار شرقی، «بکر جوشکن» در یادداشتی که روزنامه سوزجو منتشر کرد، نوشت: وقتی گفته شد که یکی از دوستانمان عکس «آتاتورک» را از […]

ترکیه  مدار شرقی
درگیری در پارلمان ترکیه

یک تحلیلگر سیاسی ترکیه در مورد زنی نوشت که در زمان بررسی اصلاح قانون اساسی این کشور دست هایش را به جایگاه نطق نمایندگان در صحن پارلمان قفل کرده بود.
به گزارش مدار شرقی، «بکر جوشکن» در یادداشتی که روزنامه سوزجو منتشر کرد، نوشت: وقتی گفته شد که یکی از دوستانمان عکس «آتاتورک» را از دیوار اتاقش برداشته است، آن دوست سیاستمدار را نتوانستند پیدا کنند اما در عوض یکی از اعضای حزب جمهوری خواه خلق (CHP) را از حزب اخراج کردند.
اعضای حزب وقتی عمارت آتاتورک که از پنجره ی حزب دیده می شد را تخریب کردند، هیچ نگفتند اما به خاطر یک قاب عکس، سبب اخراج «آیلین نازلی کایا» از حزب شدند.
مخفیانه اخراجش کردند، مانند دختری بی گناه که از طرف پدرش دیگر خواسته نمی شود؛ اما او گفت که من دختر این خانواده ام و به فعالیت های خود ادامه داد.
او از هر جوانی که شکایتی داشت حمایت می کرد، در هر حادثه ای حضور داشت، در هر تظاهرات دموکراتیکی در صف اول حضور داشت.
اما حالا نوبت به تخریب مجلس ترکیه که میراث بزرگ جمهوریت است ، رسیده بود.
در میان تظاهراتهای حزب جمهوری خواه خلق که همگی نامی دارد مانند «همگی بنشینیم»، «همگی بلند شویم»، «همگی برویم»، «بیاییم»، «روی برگردانیم» و در آخر هم حتما میرسند به « حالا همگی دیگر چه کنیم؟» این زن به صحنه آمد و دستبندی که در دست داشت را به منبر مجلس زد و گویی در یک لحظه ترکیه را به مجلس قفل کرد.
«نازلی کایا» که بدون عنوان جمهوری خواه خلق به مجلس راه یافته بود به عنوان نماینده مستقل به لایحه تغییر قانون اساسی اعتراض کرد و در یک لحظه همه توجه ها را به مجلس معطوف کرد.
اما به یک باره مورد حمله نمایندگان زن حزب عدالت و توسعه «حزب حاکم» قرار گرفت. همان زنانی که قبل از جمهوریت، حق رای نداشتند و حتی در شمارش جمعیت شمرده هم نمی شدند.
کتکش زدند، لگدش زدند، اما او یک ساعت و نیم در جایگاه سخنرانی ماند و حرفهایش را زد.
وی با جمله «میدانم که وجدانتان آرام نیست» به «دولت باغچلی»،
با جمله «چون سختی ها، گرسنگی ها، تشنگی ها را به جان خریده ام الان اینجا هستم» به حزب CHP،
با جمله «من مدیون جمهوریت هستم » هم به مردان این مملکت که از ترس مقامشان ساکت هستند،
درسی بزرگ آموخت !
و من همیشه می گویم که نابودی ات به دست زنان خواهد بود .
ترکیه در غم و اندوه، تلاشهای «آیلین نازلی کایا» و «شافاک پاوی» را برای جنگیدن در راه جمهوریت تماشا کرد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید