تهران
کد خبر:34179
پ

روانشناسی تاریخی روابط فلسطین و الجزایر

به گزارش مدار شرقی، تاریخ گواه آن است که مردم الجزایر در دفاع از مساله فلسطین با همه توان و ظرفیت های خویش پیشگام بوده‌اند. خاصه زمانی متوجه این مقوله خواهیم شد که به ریشه تاریخی این همبستگی پی ببریم. شیخ شعیب بومیدن الغوث در سال ۱۱۸۷ میلادی به همراه ۱۴ هزار جنگجو به سوی فلسطین رهسپار […]

به گزارش مدار شرقی، تاریخ گواه آن است که مردم الجزایر در دفاع از مساله فلسطین با همه توان و ظرفیت های خویش پیشگام بوده‌اند. خاصه زمانی متوجه این مقوله خواهیم شد که به ریشه تاریخی این همبستگی پی ببریم. شیخ شعیب بومیدن الغوث در سال ۱۱۸۷ میلادی به همراه ۱۴ هزار جنگجو به سوی فلسطین رهسپار شد تا در نبرد آزادسازی بیت‌المقدس (حطین) از چنگ صلیبی‌ها به فرماندهی صلاح الدین ایوبی شرکت کند. در این نبرد شیخ بومدین دست راست خود را از دست داد و آن را برای همیشه در قدس به یادگار گذاشت. صلاح الدین ایوبی هم به پاس همیاری برادران الجزایری در نبرد حطین، محله مغاربه را به ایشان هبه کرد. اما در سال ۱۹۶۷ پس از اشغال قدس شرقی، رژیم صهیونیستی با هدف گسستن پیوندهای عربی- اسلامی در قدس شریف، این محله تاریخی را تخریب کرد.

در گذشته، مسجد الاقصی پس از مسجد الحرام، دومین عبادتگاه اصلی الجزایری ها به شمار می‌آمد؛ چراکه ایشان یک نماز در مسجد الاقصی را معادل ۵۰۰ نماز می‌دانستند. هنگام سفر به قدس نیز محله مغاربه را برای اقامت برمی‌گزیدند.

روان‌شناسی تمایز روابط فلسطین و الجزایر

همانطور که می‌دانیم، الجزایر در سال ۱۸۳۱ به اشغال فرانسه درآمد و مردم الجزایر شنیع‌ترین مدل استعمارگری را در عصر جدید تجربه کردند. استعمار فرانسوی بدترین جنایت‌های انسانی را در حق مردم الجزایر روا داشت؛ مردمی که در برابر این قوای اشغالگر ایستادگی کرده و تلاش کردند تا از قتل و بردگی خود به دست اشغالگران، جان سالم به در برند.

دولت فرانسه فرمانی را موسوم به «کریمیو» صادر کرد که به موجب آن یهودیان الجزایر (۳۵ هزار یهودی) با جامعه یهودیان فرانسوی، ادغام شدند؛ رویدادی که درهای نفرت و کینه را میان یهودیان فرانسوی و صاحبان راستین سرزمین الجزایر (یهودیان الجزایری)، گشود. با این همه، تمایز روان شناسی تاریخی روابط فلسطین و الجزایر تصادفی نیست!

رهبر نامدار الجزایر «مصالی الحاج» در سال ۱۹۳۱ با رهبر جنبش ملی فلسطین «شیخ امین الحسینی» تماس گرفت و طی آن بر حمایت بی حد و مرز مردم الجزایر از مردم فلسطین تأکید کرد. همچنین گروه بلندپایه‌ای را برای شرکت در کنفرانس عمومی اسلامی در شهر قدس (۱۹۳۲)، روانه این دیار کرد. در این بین، مواضع انجمن علمای مسلمان و حزب مردم الجزایر را که کمپین های پشتیبانی و کمک های مالی را سازماندهی می‌کردند، نمی‌توان فراموش کرد. همینطور در پایتخت الجزایر یک جشنواره مردمی تحت اشراف مصالی الحاج برگزار شد که طی آن مردم خواهان پایان قتل عام مردم فلسطین، مقاومت در برابر جنبش مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین و تجهیز مجاهدین فلسطینی با پول و اسلحه بودند. از دلِ این همایش شورایی با نام «شورای الجزایر برای حمایت از فلسطین عربی» تأسیس شد. حزب مردم الجزایر (به ریاست مصالی الحاج) نیز کمک‌های مادی مردمی را به ارزش پنج هزار و چهارصد و چهل و شش فرانک فرانسوی، برای مردم فلسطین ارسال کرد. کمک‌هایی که در اثناء جنگ ۴۸ نیز قطع نشد.

انقلاب ۵۴

بی شک مردم الجزایر در نبردی تلخ و خونین قدم گذاشتند و بهای آن را در طول ۱۳۲ سال با تقدیم هشت میلیون شهید الجزایری، پرداختند. استعمار فرانسوی در طی این سال ها مرتکب قتل عام های هولناکی در الجزایر شد اما ایمان مردم به حق و وطن خویش، بسی قوی تر از اراده اشغالگران فرانسوی بود.

در طول این سال ها انقلابات متعددی همچون انقلاب المقرانی، انقلاب امیر عبدالقادر و… به وقوع پیوست. در نهایت این انقلاب اول نوامبر بود که در زمان قحطی معجزه‌ها، چنان معجزه عظیمی را رقم زد که چون ستاره‌ای نورانی در سپهر جهان عرب همواره می‌درخشد. در طی این انقلاب، الجزایر بر بزرگترین دولت نظامی – استعماری در اروپا فائق آمد و ارتش آن را از کشور خویش بیرون راند. تنها در طی ۷ سال حدود یک میلیون شهید الجزایری در این راه به شهادت رسید. اما در نهایت حق پیروز گشت و باطل شکست خورد. باطلی که گمان می کرد الجزایر بخشی از فرانسه شده است. می گویند هرگاه دنیا بر یاسر عرفات سخت می گرفت، به الجزایر می‌رفت و در خیابان دیدوش‌مراد قدم زنان به سازه‌ها و عمارت‌هایی که فرانسوی‌ها با گمان فرانسوی کردن الجزایر بنا کرده بودند، نظر می‌افکند و ایمانش به پیروزی فلسطین و زوال اسرائیل، بیش از پیش تقویت می‌شد.

جنبش فتح؛ الجزایر، ۱۹۶۵

پیروزی انقلاب الجزایر انگیزه ای قوی در رگ و پی آوارگان و پناهجویان فلسطینی تزریق کرد و چراغ یقین را درون ایشان روشن ساخت و بار دیگر ایده مبارزه مسلحانه را به عنوان تنها راه آزادی، به ایشان یادآوری کرد. از این نقطه بود که جریان رهبری فلسطین تجربه الجزایر را سرلوحه کار خویش قرار داد و اولین دفتر خود را در خیابان دیدوش‌مراد به ریاست شهید خلیل الوزیر بازگشایی کرد. ابوعمار (یاسر عرفات) و ابوجهاد (خلیل الوزیر) پیش از آغاز انقلاب، با فرمانده انقلابی الجزایر خالد هواری بومدین دیدار کردند. در این دیدار یاسر عرفات خطاب به خالد هواری گفت: ما در این فکریم که در مسیر شما و بر خط مشی انقلاب پیروزمندانه شما قدم بگذاریم و پس از آنکه جنبش انقلابی خود یعنی «فتح» را راه‌اندازی کردیم، وارد مبارزه مسلحانه شویم. خالد هواری در جواب او گفت: ابوعمار! برو و اولین گلوله را شلیک کن و به الجزایر بازگرد. در آن هنگام عقول، دل‌ها و انبار مهمّات ما را در تصرف خویش خواهی یافت. بدین ترتیب، یاسر عرفات به فلسطین رفت و انقلاب معاصر فلسطین در تاریخ ۱ ژانویه ۱۹۶۵ با حمایت بی چون و چرا و بی حد و مرزِ سیاسی، معنوی و نظامی الجزایر، طلوع کرد. الجزایر مواضع سیاسی و تاریخی را نیز در قبال مساله فلسطین اتخاذ کرده است. هواری بومدین در سال ۱۹۷۴ در کنفرانس رباط جمله تاریخی و ماندگار خود را بیان کرد: ما با فلسطین خواهیم ماند؛ چه ظالم باشد و چه مظلوم!

الجزایر و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی

سرانجام پاییز عبری جهان عرب را دربرگرفت و تلاش کرد پیوندهای ملی و قومیتی میان دولت های عرب را بگسلاند و جریان صهیونیزم را بر تمامی منطقه حاکم کند. البته این پروژه با شکست مواجه شد و به اهداف خود نرسید اما ملت عرب برای دفاع از موجودیت، تاریخ و ساختار خود بهای سنگینی را پرداخت. در این بین، الجزایر در جبهات مختلف ( جبهه عادی سازی روابط با اسرائیل، عادی سازی از طریق ورزش، پیوستن اسرائیل به اتحادیه آفریقا و…) به مقابله با این پروژه به پاخاست. همچنین سکّان هدایت آگاهی جهان عرب در تغییر تعاملات خود با رژیم صهیونیستی و مبارزه همه جانبه علیه این رژیم را در دست گرفت.

منبع: شعوبا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید