تهران
کد خبر:41050
پ

جنگ قدرتها در معادلاتی فراتر از نفت

تحلیلگران معتقدند واشنگتن بیش از آنکه به منابع انرژی بیندیشد، به دنبال حذف یا مهار بازیگرانی است که می‌توانند در آینده تهدیدی برای منافع آمریکا باشند. ونزوئلا با روابط نزدیک با روسیه و چین، و ایران با شبکه‌های منطقه‌ای خود از جمله حزب‌الله، در این چارچوب قرار می‌گیرند.

مینا علی اسلام

در دنیای امروز منابع نفتی دیگر ملاک هدف گذاری های تاکتیکی و استراتژیکی نیستند و توجیه گر قادری برای برنامه ریزی ها و اقدامات نظامی نخواهند بود.

برخلاف جنگ‌های کلاسیک قرن بیستم که اغلب با انگیزه‌های نفتی و منابع انرژی توجیه می‌شدند، شرایط امروز متفاوت است. آمریکا خود یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان است و نیاز حیاتی به نفت ونزوئلا یا ایران ندارد. در عین حال که جهان امروز با انرژی های پاک و تجدیدپذیر آشتی کرده است. بنابراین، هزینه‌های سنگین عملیات نظامی علیه این کشورها با منطق صرفاً اقتصادی قابل توجیه نیست.

 تهدیدات بالقوه امنیتی:

تحلیلگران معتقدند واشنگتن بیش از آنکه به منابع انرژی بیندیشد، به دنبال حذف یا مهار بازیگرانی است که می‌توانند در آینده تهدیدی برای منافع آمریکا باشند. ونزوئلا با روابط نزدیک با روسیه و چین، و ایران با شبکه‌های منطقه‌ای خود از جمله حزب‌الله، در این چارچوب قرار می‌گیرند.

ادامه تحرکات راه به کجا می برد؟

جایگاه ژئوپلیتیک ایران در خلیج فارس و توانایی آن در کنترل مسیرهای انرژی جهانی، همواره نگرانی آمریکا را برانگیخته است. علاوه بر این، برنامه‌های موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران، آن را به یک بازیگر غیرقابل پیش‌بینی در نگاه واشنگتن تبدیل کرده است.

در عین حال به‌عنوان یکی از قدرتمندترین گروه‌های غیردولتی در خاورمیانه، حزب‌الله نه تنها در لبنان بلکه در معادلات امنیتی سوریه و عراق نیز نقش‌آفرین است. نزدیکی این گروه به ایران و توانایی آن در ایجاد فشار بر اسرائیل، باعث شده که در نگاه آمریکا یک تهدید بالقوه محسوب شود.

 مهار تهدیدات پیش‌دستانه:

آمریکا با حمله به ونزوئلا پیامی روشن ارسال کرده است: حذف تهدیدات بالقوه پیش از آنکه به تهدید بالفعل تبدیل شوند. این راهبرد، مشابه سیاست‌های پیش‌دستانه‌ای است که در دو دهه گذشته در خاورمیانه دنبال شده است.

نمایش قدرت و بازدارندگی:  

اقدام نظامی علیه ونزوئلا همچنین می‌تواند به‌عنوان نمایش قدرت برای سایر بازیگران منطقه‌ای تلقی شود؛ هشداری به ایران و متحدانش که واشنگتن آماده است هزینه‌های سنگین نظامی را برای حفظ برتری خود بپردازد.

چشم‌انداز آتی نشان می‌دهد که حمله آمریکا به ونزوئلا بخشی از راهبرد گسترده‌تر واشنگتن برای مهار ایران و متحدانش است؛ در این شرایط، ایران ناگزیر است راهبردی چندلایه شامل دیپلماسی فعال، تقویت بازدارندگی نظامی و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اتخاذ کند تا فشارها را مدیریت و تهدیدات را مهار نماید.

اما آنچه در کاراکس گذشته چه دنباله ای در خارج از خاک ونزوئلا دارد؟ به نظر می رسد دنباله فشارهای بر ونزوئلا بر ایران قابل رصد است. انتظار ترکیب فشارهای مالی، حقوقی، رسانه‌ای و امنیتی با دامنه‌ای سیال بر ایران دور نیست. هدف، فرسایش تدریجی ظرفیت پاسخ تهران است.

هر نمایش قدرت در تنگه‌ها و آبراه‌های حیاتی می‌تواند به‌سرعت به بحران تبدیل شود؛ مدیریت سیگنال‌ها و قواعد درگیری ضروری است.

در این شرایط همسایگان و شرکای ایران ممکن است در برابر فشار خارجی، سیاست‌های متفاوتی اتخاذ کنند؛ انسجام شبکه‌ای باید فعالانه بازسازی و حفظ شود.

گزینه‌های راهبردی ایران

دیپلماسی فعال و چندمسیره با هدف کاهش فشار سیستماتیک و جلوگیری از جبهه‌سازی گسترده.

تقویت کانال‌های موضوع‌محور با اروپا و کشورهای کلیدی منطقه؛ استفاده از میانجی‌گری‌های قابل اعتماد؛ پیوند دادن امنیت انرژی و ثبات منطقه‌ای به گفت‌وگوهای عملیاتی از دیگر راهبردهای احتمالی ایران خواهد بود.

محتمل‌ترین مسیر ۶ تا ۱۸ ماه آینده «مهار کنترل‌شده» با نوسان‌های دوره‌ای است؛ راهبرد بهینه ایران، ترکیب دیپلماسی فعال، بازدارندگی کالیبره، تاب‌آوری اقتصادی و روایت‌سازی داده‌محور است.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید