تهران
کد خبر:37056
پ

تهران به چه امیدی به روسیه پهپاد داده است؟

محسن جلیلوند در گفت وگویی تصریح کرد: اساسا توان دفاعی و نظامی ایران مبتنی بر بازدارندگی با اتکا به توان موشکی و پهپادی است. یعنی توان بازدارندگی نظامی و دفاعی ایران بر نیروی هوایی و جنگنده استوار نیست، چون طی چند دهه اخیر بعد از جنگ تحمیلی، ایران به واسطه نبود جنگنده‌های پیشرفته و عدم […]

محسن جلیلوند در گفت وگویی تصریح کرد: اساسا توان دفاعی و نظامی ایران مبتنی بر بازدارندگی با اتکا به توان موشکی و پهپادی است. یعنی توان بازدارندگی نظامی و دفاعی ایران بر نیروی هوایی و جنگنده استوار نیست، چون طی چند دهه اخیر بعد از جنگ تحمیلی، ایران به واسطه نبود جنگنده‌های پیشرفته و عدم توان ساخت آن سعی کرده است برای ایجاد موازنه و پر کردن این خلاء عملا توان موشکی و پهپادی خود را ارتقا دهد. بنابراین اساسا بودن یا نبودن جنگنده‌های پیشرفته نقطه عطفی در توان بازدارندگی دفاعی ایران نیست.

 

به گزارش مدار شرقی، اخیرا در محافل سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای مسئله استفاده روسیه از پهپادهای ایرانی در جنگ اوکراین بسیار داغ شده است؛ اتفاقی که کاهش سطح روابط دیپلماتیک کی یف با تهران را رقم زد. در همین رابطه یکی از سناریوهای محتمل در خصوص احتمال فروش پهپادها از سوی ایران به روسیه با هدف به‌کارگیری در جنگ اوکراین ناظر به تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خرید جنگنده سوخو – ۳۵ است. در این میان گفته‌های امیر سرتیپ حمید واحدی، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این خصوص (خرید سوخو – ۳۵) برخی واکنش‌ها را به دنبال داشته است. وبگاه آمریکایی «فوربز» نوشت: «پس از اینکه تهران اولین جنگنده‌های سوخو- -۳۵ خود را از روسیه خریداری کند، ممکن است قصد داشته باشد بیش از ۳۰ جنگنده دیگر را در داخل تولید کند تا نیاز نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران برای دستکم ۶۰ جنگنده جدید را برآورده نماید.» به نوشته فوربز، ایران به عنوان بخشی از افزایش همکاری دفاعی خود با روسیه، خواستار ارتقاء جنگنده‌های میگ -۲۹ فالکروم قدیمی خود به میگ-۲۹ اس ام تی است که می‌تواند آنها را قادر سازد تا چند سال دیگر به عملیات خود ادامه دهند.اما تا چه اندازه می‌توان این ادعاها را نزدیک به واقعیت دانست؟ با توجه به تجربه تلخ فروش سامانه موشکی اس – ۳۰۰ از طرف روس‌ها به ایران آیا می‌توان به خرید سوخو – ۳۵ از مسکو امید داشت؟ آیا روسیه با در اختیار گرفتن پهپادهای ایرانی حاضر به دادن جنگنده سوخو – ۳۵ به تهران خواهد شد؟ پاسخ به این سؤالات و پرسش‌هایی از این دست، محور گفت‌وگویی با محسن جلیلوند است. آنچه در ادامه می‌خوانید ماحصل گپ و گفت با این استاد روابط بین‌الملل است.

 

*** قبل از ورود به بحث اصلی گفت‌وگو با شما به ادعای اخیر ترکیه برای خرید سوخو – ۳۵ روسیه بپردازیم. در همین راستا اسماعیل دمیر، رئیس آژانس صنایع دفاعی ترکیه ۲۴ سپتامبر/ ۲ مهر به CNN گفت که ترکیه ممکن است خرید جنگنده سوخو –۳۵ روسیه را در صورت شکست قرارداد خرید اف- ۱۶ ساخت آمریکا در نظر بگیرد. حال با توجه به ساختار نظامی ارتش ترکیه که بر اساس اقتضائات ناتو چیدمان یافته و شکل گرفته است اساسا خرید سوخو – ۳۵ تا چه اندازه می‌تواند به تقویت و چالاکی نیروی هوایی ارتش ترکیه کمک کند؟

 

همان طور که به درستی عنوان داشتید ساختار ارتش ترکیه بر مبنای چارچوب غربی با محوریت ناتو شکل گرفته است. از این همین حیث ترکیه یکی از مهم‌ترین اعضای پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو است. با در نظر گرفتن این نکته کلیدی به نظر من انطباق و تنظیم ارتش ترکیه و نیروی هوایی این کشور با سیستم شرقی و به‌کارگیری جنگنده‌های روسی چه سوخو – ۳۵ و چه دیگر جنگنده‌ها قدری مشکل است. البته این اقدام غیرممکن نیست، ولی آداپته شدن ارتش ترکیه و نیروی هوایی این کشور با جنگنده‌های روسی به زمان و هزینه بالایی نیاز دارد.

 

*** پس به همین دلیل است که ترکیه حتی پس از اقدام سال ۲۰۱۹ ایالات متحده مبنی بر کنار گذاشتن این کشور از برنامه ساخت اف – ۳۵ به دلیل خرید سامانه‌های دفاع هوایی اس -۴۰۰ از روسیه، حتی پیشنهاد واشنگتن را در خصوص خرید نسل چهارم جنگنده‌های اف – ۱۶ به جای جنگنده‌های نسل پنجم اف – ۳۵ پذیرفت، هر چند که اواسط ژوئیه مجلس نمایندگان آمریکا متممی را برای قانون مجوز دفاعی ملی تصویب کرد که انتقال قریب‌الوقوع جنگنده‌های اف -۱۶ به ترکیه را هم محدود می‌کند؟

 

در پاسخ به سؤال نخست عنوان داشتم با توجه به شرایطی که برای ارتش ترکیه وجود دارد، این ارتش در طول این سال‌ها خود را با جنگ‌افزارها و ساختار غربی تنظیم کرده است. لذا بهترین و ایده‌آل‌ترین سناریو استفاده از جنگنده‌های اروپایی و به‌خصوص آمریکایی است. به همین دلیل اخیرا ترکیه دوباره مسئله خرید تسلیحات از آلمان و سوئد را هم پیش برده است و در کنار آن علیرغم کنار گذاشته شدن از پرونده ساخت مشترک جنگنده نسل پنجم اف-۳۵، حتی به خرید جنگنده‌های نسل چهارم اف – ۱۶ قناعت کرده است. اما با این وجود اگر ترکیه به دلیل متمم مجلس نمایندگان از خرید جنگنده‌های اف – ۱۶ هم محروم شود مجبور است به سمت خرید سوخو – ۳۵ پیش برود که در این صورت باید حتی سیستم آموزشی خلبانان و لباس فرم آنها را هم تغییر دهد که این مستلزم هزینه و زمان زیادی است. ضمن اینکه لجستیک و پشتیبانی نیروی هوایی ترکیه بر همان مبنای جنگنده‌های اروپایی و آمریکایی تنظیم شده است. بنابراین ترکیه مشکل مضاعف دیگری هم در خصوص به‌کارگیری لجستیک و پشتیبانی از این جنگنده‌های روسی را هم دارد. البته مشابه همین وضعیت در خصوص مسئله پدافند ترکیه هم وجود دارد.

 

*** منظورتان سامانه موشکی اس – ۴۰۰ است؟

 

دقیقا. ببینید زمانی که ترکیه سامانه موشکی اس – ۴۰۰ را از روسیه خرید نتوانست آن را در سیستم یکپارچه پدافند ناتو بگنجاند، چرا که آمریکا مخالف به‌کارگیری سامانه موشکی اس – ۴۰۰ در کنار سامانه موشکی پاتریوت به عنوان سامانه پدافند یکپارچه ناتو بود. به هر حال سامانه پدافند ناتو یکپارچه عمل می‌کند. لذا احتمالا مشابه همین مخالفت آمریکا درخصوص به‌کارگیری سامانه لجستیک و پشتیبانی از جنگنده‌های روسیه برای ترکیه وجود دارد. پس حتی اگر روسیه بتواند این جنگنده‌ها را به ترکیه بفروشد و ترکیه هم آنها را خریداری بکند به نظر من ارتش ترکیه و نیروی هوایی این کشور مجبور است این جنگنده‌ها را خارج از ساختار ناتو به کار ببرد. اگر هم زمانی برای این جنگنده‌ها مشکلی پیش بیاید قطعا ناتو به دنبال پشتیبانی و لجستیک از آنها نخواهد بود. در نتیجه ترکیه یا به تنهایی یا با کمک روسیه مجبور به تعمیرات، پشتیبانی و لجستیک این جنگنده‌ها خواهد بود. این در حالی است که اکنون خود روسیه هم درگیر جنگ اوکراین است و به نظر من با اقدام پوتین برای الحاق چهار منطقه از خاک اوکراین که در مجموع ۱۵ درصد از خاک کشور را شامل می‌شود، عملا روسیه فضا را برای اوج گیری جنگ فراهم کرد. این مسئله باعث خواهد شد که روسیه نتواند به شکل تمام و کمال سیستم لجستیک و پشتیبانی از جنگنده‌های خود پیش ببرد.

 

*** با کنار گذاشتن ترکیه از تفاهم‌نامه مشترک ساخت اف- ۳۵ اکنون هفت شریک (انگلیس، هلند، ایتالیا، استرالیا، دانمارک، کانادا و نروژ) در ساخت این جنگنده نسل پنجم باقی مانده اند؟

 

بله. اما پیرو سؤال‌های قبلی شما رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه متعاقبا اعلام کرد که آمریکا، آنکارا را به خرید جنگنده‌هایی دیگر اما از نسل چهارم همچون جنگنده‌های اف-۱۶ دعوت کرده است. از این رو قرار است کنگره آمریکا با این مسئله موافقت کند و وزارت امور خارجه آمریکا نیز برای تحقق این قرار داد در حال لابی کردن است تا قانون‌گذاران را متقاعد سازد که این توافق به نفع واشنگتن است.

 

*** از همین رهیافت وارد مسئله اصلی گفت‌وگو با شما پیرامون احتمال خرید جنگنده سوخو – ۳۵ توسط ایران شویم. در این رابطه این گزاره احتمالی وجود دارد که تهران با پذیرش هزینه‌های دیپلماتیک و امنیتی فروش پهپاد به روسیه برای به‌کارگیری در جنگ اوکراین و مشخصا ارسال پهپادهای نوع شاهد – ۱۳۶، مهاجر ۶، کرار و … به دنبال متقاعد کردن مسکو برای فروش جنگنده سوخو – ۳۵ بوده است. حال باید پرسید که آیا روسیه به دلیل به‌کارگیری پهپادهای ایران در جنگ اوکراین خود را موظف به فروش جنگنده سوخو – ۳۵ به ایران می‌داند؟

 

ببینید اینجام مسئله توازن بین این دو جنگ افزار است. اساسا پهپاد یک ابزار جنگی تاکتیکی است و در مقابل آن جنگنده‌ها، هواپیماهای شکاری و بمب افکن‌ها سلاح‌های راهبردی ارتش در قوای دفاعی هر کشوری به شما می‌روند. از این منظر وزن دهی به این دو مسئله کاملا اشتباه است. بنابراین به نظر نمی‌رسد که روسیه به دلیل استفاده از پهپادهای جنگی ایران خود را موظف بداند که جنگنده سوخو – ۳۵ را به ایران بفروشد و یا حتی اگر مقامات ایران چنین تصوری دارند که می‌توانند با فروش و ارسال پهپاد، روسیه را متقاعد به دادن جنگنده به ایران کنند، کاملا در اشتباه هستند.

 

*** دلیل یا دلایل شما برای این ارزیابی‌تان چیست؟

 

اولا که ما تجربه فروش سامانه موشکی اس – ۳۰۰ توسط روسیه را داریم و دیدیم که مسکو چه بازی‌های سیاسی و منتهایی را برای فروش این سامانه موشکی بر سر ایران پیاده کرد. ضمن آنکه مسئله خرید پهپاد از ایران برای به‌کارگیری در جنگ اوکراین هدفی کاملا متفاوت دارد.

 

*** چه هدفی؛ کاهش هزینه‌ها برای روسیه؟

 

بله. روسیه چون خود را درگیر یک جنگ طولانی و فرسایشی در اوکراین می‌بیند سعی دارد با به‌کارگیری دیگر جنگ افزارهای ارزان قیمت ساخت سایر کشورها هزینه‌های این جنگ را حتی‌المقدور برای خود کاهش دهد، به‌خصوص آنکه اکنون روسیه با حجم گسترده‌ای از تحریم‌های جامعه بین‌المللی مواجه است. لذا به‌کارگیری پهپادهای ارزان قیمت ایرانی در جنگ اوکراین یک راهکار برای کاهش هزینه است، نه بده بستانی تسلیحاتی. در همین راستا اخباری هم در خصوص خرید برخی تجهیزات جنگی از کره شمالی توسط روسیه هم رسانه‌ای شده است. به هر حال بودجه نظامی و دفاعی روسیه رقمی بین ۶۵ تا ۷۰ میلیارد دلار است که اساسا با بودجه ۸۰۰ میلیارد دلاری پنتاگون قابل قیاس نیست. پس روسیه خود را موظف نمی‌داند به دلیل استفاده از پهپادهای ایرانی در جنگ اوکراین، جنگنده‌های خود را به ایران بفروشد. مسئله دیگری که نباید فراموش کرد این است که روسیه در شرایط انزوای دیپلماتیک در تلاش است دیگر کشورها را شریک جرم به خود در حمله به خاک اوکراین قرار دهد. در این بین متأسفانه نوع نگاه، تصمیمات و اساسا ارزیابی غلط مقامات ایران در جنگ اوکراین سبب شد که ما شاهد هزینه‌های زیادی برای ایران به واسطه ارسال پهپاد به روسیه با هدف به‌کارگیری در این جنگ باشیم. البته نکته مهم‌تری که نباید ناگفته بماند این است که اساسا فروش و ارسال پهپاد یک قرارداد راهبردی و استراتژیک در معادلات جنگی نیست، در صورتی که فروش جنگنده یک قرارداد راهبردیِ تسلیحاتی تلقی می‌شود. این در حالی است که به باور من روسیه چنین برآوردی از روابط و مناسبات خود با جمهوری اسلامی ایران، حتی در حوزه نظامی و علیرغم همکاری‌های میدانی در سوریه ندارد. یعنی برخلاف ارزیابی مقامات ایران که خود را متحد راهبردی روسیه و چین می‌دانند، مسکو به هیچ عنوان چنین نگاهی به تهران ندارد. به همین دلیل هم اساسا بنایی برای فروش جنگنده‌ها و دیگر سلاح‌های راهبردی به ایران ندارد. اما در مقابل روسیه تمایل زیادی به فروش جنگنده‌های راهبردی و دیگر جنگ افزارهای استراتژیک خود به کشوری مانند هندوستان، ترکیه و… دارد.

 

*** اتفاقا در تأیید جمله آخرتان روسیه علاوه بر فروش اس – ۴۰۰ به ترکیه و تلاش برای فروش اس – ۵۰۰ و سوخو – ۳۵، حتی مسکو خواهان آن است که سوخو – ۵۷ خود را به ترکیه بفروشد؛ جنگنده‌ای که در کنار سه جنگنده «اف ۲۲ رپورتر، اف ۳۵ لایتینیگ و چنگدو جی – ۲۰»، نسل پنجم و پیشرفته ترین جنگنده‌های عملیاتی جهان را تشکیل می‌دهند. حتی روسیه پیشتر نیز از آمادگی خود برای همکاری در توسعه نسل پنجم جنگنده‌های «تی اف – ایکس» یا همان جنگنده چند منظوره ترکیه خبر داده بود. حال با این تفاسیر این سؤال ذهن من را درگیر کرده است که چرا روسیه حاضر به ادامه و حتی تعمیق این همکاری‌های نظامی و فروش تسلیحات راهبردی به ترکیه است، اما چنین همکاری بین مسکو و تهران وجود ندارد؟

 

این سؤال شما بسیار مهم است چون مکمل و موید تحلیل من است. باز هم تکرار می‌کنم که برخلاف ارزیابی مقامات داخلی کشور ما که این تصور را دارند جمهوری اسلامی ایران متحد راهبردی چین و روسیه است است، مسکو به هیچ عنوان چنین برداشتی ندارد. چرا که متأسفانه تهران در طول این سال‌ها به عنوان پازل مکمل در سیاست‌های روسیه عمل کرده است و به دلیل برخی نگاه‌ها در برابر روس‌ها، نقش، نفوذ و جایگاهی توسط روسیه برای تهران در سیاست‌های کلی این کشور وجود ندارد. اما برخلاف اقتضائات ایران، ترکیه به عنوان یکی از مهم‌ترین اعضای ناتو، بازیگر کلیدی در سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای روسیه به شمار می‌رود، از تحولات سوریه گرفته تا قفقاز جنوبی و قره باغ و به خصوص جنگ اوکراین؛ به همین دلیل روسیه همواره سعی کرده است ترکیه را به عنوان یکی از اعضای کلیدی ناتو در کنار خود نگه دارد که از مسیر آنکارا بتواند سیاست‌های مدنظرش را در قبال ناتو و غرب پیش ببرد. لذا علاوه بر سطح عمیقی از مناسبات سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و تجاری، روسیه سعی دارد حتی با وجود اختلافات کلیدی بین آنکارا و مسکو در سوریه، جنگ اوکراین و قفقاز عملا همکاری‌های خود را در حوزه‌های مختلف تسلیحاتی با ترکیه حفظ کند. چرا که روسیه به نقش ترکیه در پیشبرد سیاست‌های خود نیاز دارد.

 

*** نکته مهمی که در گفته‌های شما مطرح شد می‌تواند خلاف تحلیل‌تان عمل کند. به این معنا که بعد از اقدام پوتین برای الحاق چهار منطقه لوهانسک، دونتسک، خرسون و زاپوریژیا از اوکراین و احتمال اوج‌گیری جنگ، روسیه به شکل جدی‌تری به متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیاز دارد. لذا این مسئله می‌تواند باعث شود که ایران برای تداوم همکاری‌های خود با روسیه پیش شرط خرید جنگنده سوخو – ۳۵ را مطرح کند؟

 

ما باید شرایط را بر اساس واقعیات بچینیم و آن را مورد تحلیل قرار دهیم. واقعیت آن است که حتی اگر فشارها در جنگ اوکراین به روسیه افزایش پیدا کند بسیار بعید است که مسکو اقدامی در خصوص فروش جنگنده سوخو – ۳۵ به ایران را در پیش گیرد، چرا که این مسئله صرفا به موازنه روسیه با ناتو و آمریکا منجر نمی‌شود؛ بله شاید در یک سطح از تحلیل روسیه بتواند با مسئله فروش جنگنده به ایران یک توازن امنیتی، نظامی و دفاعی را در برابر ناتو و آمریکا شکل دهد، اما در یک سطح دیگر از تحلیل این اقدام باعث گسل برخی کشورها با روسیه خواهد شد.

 

*** کدام کشورها؟

 

منظور مشخص من کشورهای همسایه ایران از ترکیه گرفته تا کشورهای حاشیه خلیج فارس است. این کشورها حتی بعد از جنگ اوکراین روابط عمیقی را با روسیه دارند. یعنی مسکو و حتی چین علاوه بر حوزه‌های دیپلماتیک، سیاسی، اقتصادی و تجاری، همکاری‌های نظامی و دفاعی جدی با این کشورها دارد.

 

*** از چین نام بردید. پیرو گفته شما ما شاهد همکاری نظامی چین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هستیم. در همین رابطه اخیرا چینی‌ها در یک قرارداد تسلیحاتی به دنبال فروش و تولید موشک‌های بالستیک پیشرفته بومی در خاک عربستان و به دنبالش ایجاد شهرهای موشکی برای این کشور هستند. به زعم شما پکن هم مانند مسکو به تهران می‌نگرد؟

 

دقیقا. چین و به خصوص روسیه که محل سؤال شماست تمایلی به برهم زدن این توازن ندارند. لذا اگر روسیه به هر دلیلی بخواهد جنگنده سوخو – ۳۵ را به ایران بفروشد که من بعید می‌دانم، این مهم می‌تواند یک گسل ناخواسته را بین خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کند. در این صورت روسیه دو راه حل بیشتر ندارد یا اینکه برای جبران مافات و جلوگیری از این گسل، جنگنده‌های پیشرفته تر را به این کشورها (حایه خلیج فارس) بفروشد تا موازنه نظامی و امنیتی بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس حفظ شود و یا اینکه اساسا روسیه وارد این بازی نشود و فروش جنگنده به ایران را کلید نزند که به نظر من این سناریو قوی تر از سناریوی قبلی است. چون فروش جنگنده سوخو – ۳۵ توسط روسیه به ایران موازنه تسلیحاتی، امنیتی، دفاعی و اطلاعاتی را در منطقه خاورمیانه دچار چالش خواهد کرد و این سناریویی نیست که روسیه به دنبال آن باشد.

 

*** در راستای تحلیل شما به نظر می‌رسد که همراهی عربستان سعودی و امارات متحده عربی با روسیه در اوپک پلاس برای کاهش تولید ۲ میلیون بشکه نفت در روز سبب شده است که مسکو به نوعی مدیون ریاض و ابوظبی شود. به همین دلیل کرملین در مسیری گام بر نمی‌دارد که نارضایتی این دو بازیگر را به دنبال داشته باشد؟

 

دقیقا این نکته شما هم موید دیگری بر تحلیل من است.

 

*** قبل از اینکه به شکل مشخص روی اقتضائات و توان نیروی هوایی ایران و ویژگی‌های جنگنده سوخو – ۳۵ تمرکز کنیم قدری مسئله فروش و ارسال پهپاد ایرانی به روسیه برای به‌کارگیری در جنگ اوکراین را به بوته نقد و تحلیل بریم، چرا که همین مسئله سبب کاهش روابط ایران و اوکراین شد. اولین نکته به تبعیض پررنگ مشخصا بین ترکیه و ایران باز می‌گردد. اگر چه ترکیه با فروش و ارسال پهپادهای بیرقدار به اوکراین به عنوان طرفی که به دنبال دفاع است عملا هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک فروش تسلیحات را برای خود به صفر رسانده است و در مقابل ایران با حمایت تسلیحاتی از روسیه، هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک را برای خود بیشتر کرده است، اما به هر حال نوعی نابرابری وجود دارد. چون سؤال اینجاست که آیا ایران نباید در حوزه‌های تسلیحاتی که موفق عمل کرده است و یکی از مهم‌ترین آنها حوزه پهپادی است دست به معاملات تسلیحاتی بزند؟

 

این سؤال شما چند نکته مهم داشت که باید به صورت تک به تک مورد ارزیابی قرار‌گیرد. اول آنکه نقطه تفاوت و تبعیض ترکیه و ایران در فروش پهپاد صرفا به طرف خریدار باز نمی‌گردد. چون من تبعیضی در این بین نمی‌بینم. ترکیه هیچ وقت به اوکراین پهپاد نفروخته است.

 

***چطور؟

ببینید برنامه ساخت پهپادهای بیرقدار یک پروژه مشترک بین اسرائیل، ترکیه و اوکراین است که سیستم موتور آن متعلق به ترکیه است، طراحی کلی از آن اسرائیل است و سامانه اپتیک این نوع پهپادها در اختیار اوکراین است. پس اوکراینی‌ها در سایه پروژه مشترک ساخت این نوع پهپادها از آنها استفاده می‌کنند و پهپادی از ترکیه نخرید اند. در خصوص فروش پهپاد ایرانی به روسیه با هدف به‌کارگیری در جنگ اوکراین هم باید به این نکته اشاره کرد که اساسا نوع ارزیابی ما از این جنگ سبب شده است که ما در یک وضعیت بازنده قرار بگیریم تا جایی که که هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک این جنگ برای ما هم به اندازه روسیه شده است؛ بله من هم با بخشی از سؤال شما موافقم که ایران حق دارد از توان تسلیحاتی و دفاعی خود درآمدزایی کند. از این رو کسی مخالف راه‌اندازی کارگاه ساخت و مونتاژ پهپاد در تاجیکستان، سوریه و ونزوئلا نیست، اما زمانی که مسئله جنگ اوکراین پیش می‌آید و شاهد یک جبهه بندی جدی در خصوص دو طرف این منازعه هستیم و بسیاری از کشورهای جهان بر متجاوز بودن روسیه تأکید دارند منطق سیاسی و دیپلماتیکی نمی‌پذیرد که کشوری بخواهد از همان طرف یعنی روسیه حمایت کند.

 

*** در این بین دوگانگی مواضع ایران پیرامون فروش و ارسال پهپاد به روسیه برای به‌کارگیری در جنگ اوکراین تا چه اندازه در افزایش هزینه‌ها موثر می‌دانید تا جایی که این مسئله خود را به مصاحبه ۴ مهرماه المانیتور با حسین امیرعبداللهیان کشاند و حتی گفت‌وگوی تلفنی جمعه گذشته امیر عبداللهیان با پکا هاویستو، وزیر امور خارجه فنلاند هم رساند. به هر حال از یک سو پیش تر وزیر امور خارجه دولت رئیسی در گفت‌وگوی تلفنی ۲۴ تیر/ ۱۵ ژوئیه با دیمیتری کولبا، همتای اوکراینی خود اساسا این ادعا را تکذیب می‌کند، اما طی هفته‌های اخیر کانال‌های رسانه‌ای در داخل ایران و مشخصا ایرنا با انتشار تصاویر و ویدیوهای استفاده از پهپاد شاهد – ۱۳۶ توسط روسیه در جنگ اوکراین به شکل صریحی به این مسئله اعتراف کردند و همین مسئله هم به کاهش روابط دیپلماتیک ایران و اوکراین منجر شد؟

 

اتفاقا چون بین مواضع دیپلماتیک و واکنش مقامات نظامی، دفاعی و امنیتی کشور هماهنگی وجود ندارد هزینه‌ها برای هر گونه اقدام ایران دو چندان می‌شود تا جایی که حتی ادعای میانجی گری ایران در جنگ اوکراین جدی گرفته نمی‌شود و مهم‌تر از آن نهایتا کی یف روابطش با تهران را کاهش داد. چرا که عملا ایران در طول حدود هشت ماهی که از جنگ اوکراین می‌گذرد به نحوی عمل کرده است که تقریبا به عنوان حامی جدی روسیه در حمله به اوکراین تلقی می‌شود، در حالی که جا داشت مشخصا در رابطه با فروش پهپاد به روسیه نوعی هماهنگی بین دستگاه‌ها و مقامات دیپلماتیک و نظامی شکل بگیرد تا شاهد این دوگانگی و تضاد مواضع نباشیم. البته این دوگانگی به ماهیت دستگاه دیپلماسی و دستگاه‌ها و نهادهای امنیتی و نظامی بازمی‌گردد که تنها مختص به ایران نیست. چون عموما وزارت امور خارجه در هر مسئله و چالشی به دنبال مدیریت و نوعی بازی با کلمات است، در صورتی که مقامات نظامی و دفاعی در تضاد با این نوع موضع گیری‌های دیپلماتیک عمل می‌کنند. مشابه همین وضعیت در خصوص آمریکا نیز وجود دارد؛ گاها شاهد تضاد دیدگاه‌های وزارت امور خارجه با پنتاگون و سنتکام هستیم.

 

*** بانک جهانی برآورد کرده که رقم تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران در سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۱۹۲ میلیارد دلار بوده است. بانک جهانی هزینه نظامی ایران را (۲.۲درصد) تولید ناخالص داخلی کشور تخمین زد. در این میان که ایران با ۱۵ کشور همسایه است، درصد نسبت هزینه نظامی این کشورها نسبت به تولید ناخالص داخلی (GDP) از این قرار است: روسیه (۴.۳درصد)، آذربایجان (۵.۴درصد)، ارمنستان (۴.۹درصد)، ترکیه (۲.۸درصد)، عراق (۴.۱درصد)، کویت (۶.۵درصد)، عربستان سعودی (۸.۴درصد)، بحرین (۴.۱درصد)، قطر (۴.۸درصد)، امارات (۵.۶درصد)، عمان (۱۰.۹درصد)، پاکستان (۴درصد)، افغانستان (۱.۴درصد)، ترکمنستان (۲.۹الی ۳.۶درصد) و قزاقستان (۱.۱درصد). این آمارها نشان می‌دهد که فقط نسبت هزینه نظامی به تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور جنگ‌زده افغانستان و کشور محصور در خشکی قزاقستان از ایران کمتر است. نکته جالب آمار فوق هزینه نظامی بیش از حد اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس است. درصدهای فوق درمورد کشورهایی نظیر قطر، عربستان و امارات جدای از هزینه منطقه‌ای این کشورهاست. حال با توجه به بودجه دفاعی و نظامی چند برابری کشورهای حاشیه خلیج فارس در مقام قیاس با ایران، آن هم در شرایطی به مراتب از مساحت جغرافیایی کمتری نسبت به ایران برخوردارند آیا تهران نباید با فروش و ارسال پهپاد روی توان خود مانور سیاسی و دیپلماتیک بدهد. به هر حال کشوری مانند امارات متحده عربی گاه و بیگاه ادعای مالکیت خود را روی جزایر سه‌گانه ایران دارد؟

 

اینکه باید توان بازدارندگی ایران در برابر همسایگان و دیگر کشورهای منطقه حفظ شود جزو نکاتی است که تقریبا هیچ کس روی آن اختلاف نظر ندارد. بنابراین قطعا مانور روی توان موشکی و پهپادی می‌تواند بازدارندگی زیادی را در قبال ادعای برخی کشورها نسبت به ایران ایجاد کند. اما نکته اینجاست که مانور سیاسی و دیپلماتیک روی توان نظامی و دفاعی باید دستاوردی در حوزه بازدارندگی ایجاد کند و سبب شود ضمن احترام به تمامیت ارضی و امنیت ایران، نوعی از روابط متوازن بین تهران با کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را شکل دهد. این در حالی است که متأسفانه عدم هماهنگی بین دستگاه سیاست خارجی کشور و نهادهای نظامی و دفاعی در خصوص فروش پهپاد به روسیه برای به‌کارگیری در جنگ اوکراین و همچنین حمایت از طرف متجاوز این جنگ یعنی روسیه توسط جمهوری اسلامی شرایطی را شکل بدهد که در نهایت توان دفاعی ایران به هزینه دیپلماتیک برای ما در سایه کاهش روابط اوکراین منجر شود. ضمن اینکه نباید فراموش کرد در شرایط کنونی بعد از تجربه جنگ سوریه و یمن، کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر تمایلی به هیچ گونه تنش و اختلافی در منطقه ندارند، آن هم با قدرتی مانند ایران؛ چرا که هرگونه اقدامی در این راستا می‌تواند امنیت کل منطقه خاورمیانه را تحت‌الشعاع قرار دهد. مضافا ادعای امارات درخصوص جزایر سه‌گانه فقط در حد یک موضع‌گیری دیپلماتیک پیش می‌رود، نه چیزی بیشتر از آن.

 

*** با وجود درستی ادعای شما اما احتیاط شرط عقل است و برای عدم تکرار تجربه جنگ ایران و عراق و اقدام صدام حسین در خصوص نادیده‌گرفتن توافق الجزایر و مالکیت بر اروند باید توان بازدارندگی تا جای ممکن تقویت شود؟

 

اولا فضای دهه ۵۰ و ۶۰ هجری شمسی به طور کامل متفاوت از سال ۱۴۰۰و ۱۴۰۱ است. اکنون تقریبا برای همه کشورهای منطقه ثابت شده است که ایران کشوری نیست که بتوان از در جنگ و اختلاف نظامی بتوان اهداف خود را پیش برد. مضافا خاورمیانه در طول سال‌های گذشته و به طور مشخص در یک دهه اخیر تجربه پرهزینه جنگ سوریه و یمن را هم از سر گذرانده که هنوز هم به طور کامل تمام نشده است. بنابراین تمایلی برای تکرار جنگ پرهزینه دیگری، آن هم با ایران وجود ندارد. با این همه من هم معتقدم باید توان بازدارندگی افزایش پیدا کند، اما این توانایی نظامی باید به شکلی معنادار به پیشبرد و تقویت توان دیپلماتیک کمک کند، نه اینکه فضا را به شکل کاملا پررنگی امنیتی کند.

 

*** آنگونه که مطرح شد قرار بود که در سفر ۲۹ دی ۱۴۰۰/ ۱۹ ژانویه ۲۰۲۲ سید ابراهیم رئیسی به روسیه و دیدارش با ولادیمیر پوتین، همتای روسش علاوه بر امضای سند همکاری راهبردی ۲۰ ساله ایران و روسیه، قرارداد تسلیحاتی ۱۰ میلیارد دلاری هم بین تهران و مسکو به امضا برسد. در همین رابطه از روزنامه «نزاویسمایا گازتا» و روزنامه «اوراسیادیلی» چاپ روسیه گرفته تا وبگاه شبکه «تی‌آر‌تی» ترکیه، نشنال اینترست در ایالات متحده، نشریه فوربز، وبگاه آمریکایی «۱۹۴۵» به نقل از وبگاه «اویاسیون‌لاین» و …، اخباری مبنی بر احتمال انعقاد قرارداد نظامی و تسلیحاتی بین جمهوری اسلامی ایران و روسیه در جریان سفر حضور سید ابراهیم رئیسی در مسکو برای فروش ۲۴ فروند جنگنده سوخو – ۳۵ و دو سامانه موشکی اس – ۴۰۰ و یک ماهواره نظامی مطرح کرده‌اند. حتی فوبز ادعا کرده در صورت عقد قرارداد بین ایران و روسیه احتمالا ۱۵ فروند از جنگنده‌های سوخو – ۳۵ در اوایل ۲۰۲۲ به ایران تحویل داده خواهد شد که هیچ کدام از آنها رنگ واقعیت به خود نگرفت. حال با استناد به کدام فکت و دلیل احتمال دارد که ذیل گفته‌های امیر سرتیپ حمید واحدی، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، روسیه حاضر به فروش جنگندههای سوخو – ۳۵ به ما بشود؟

 

به نظر من اساسا مسئله خرید تسلیحاتی، آن هم خرید جنگنده از روسیه کار اشتباهی است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید