تقسیمبندی و چشمانداز اقتصاد کشورهای خاورمیانه
اقتصاد کنونی ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس در هر حال پویا نیست. منظره نا امنی که در این منطقه ایجاد شده ایران و عربستان را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نامناسب کرده است به گزارش مدار شرقی، کشورهای گوناگون منطقه خاورمیانه با وجود تفاوت های بی شمار دارای ویژگی ها و مشخصات ویژه ای هم هستند. متن […]
اقتصاد کنونی ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس در هر حال پویا نیست. منظره نا امنی که در این منطقه ایجاد شده ایران و عربستان را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نامناسب کرده است

به گزارش مدار شرقی، کشورهای گوناگون منطقه خاورمیانه با وجود تفاوت های بی شمار دارای ویژگی ها و مشخصات ویژه ای هم هستند. متن زیر گفتگوی دکتر حمید زنگنه، استاد اقتصاد با مرکز بینالمللی مطالعات صلح برای بررسی تقسیم بندی و چشم انداز اقتصاد های منطقه خاورمیانه است.
اقتصادهای منطقه خاورمیانه به چند دسته کلی تقسیم میشوند و مشخصات آنها چیست؟
این بستگی به به تعریفی که ما از منطقه خاورمیانه داریم. من فکر نمیکنم که ایران در خاورمیانه باشد. من فکر میکنم خاورمیانه حداکثر عراق را در بر میگیرد، ولی همیشه میخواهند که ایران را با دیگران در یک کاسه بریزند و با یک چوب برانند که من کلا مخالف آن هستم. علی ای حال میتوان گفت که مصر، اردن، اسرائیل، سوریه، قبرس و ترکیه در یک گروه و عراق، ایران، و شیخ نشینهای خلیج فارس در گروه دوم که تولید کننده و صادر کننده نفت هستند میتوانند باشند. بدلیلی بعضی ها یمن و عمان را نیز در منطقه خاور میانه میگذارند . بعضی ها سعی میکنند که حتی افغانستان و پاکستان را نیز در این تعریف بگنجانند که تعریفی خارج از ذهن میشود.
اقتصاد این کشورها را میتوان در سه یا چند گروه تقسیم کرد. اسرائیل برای خود یک گروه است. اسرائیل کشوری پیشرفته صنعتی در سطح بالا است. این کشور میتواند بطور مستقل با دنیا مراوده و رقابت کند. صنایع اسرائیل خود کفا هستند و مهمتر از آن، اسرائیل تولید کننده تکنولوژی مورد احتیاج جهان امروز است. البته باید هشدار بود که اسرائیل بدون سوبسیدهای دولتی امریکا و کمکهای خصوصی کلیمیان و مسیحیان زایونیست نمی تواند این سطح درامد فعلی را داشته باشد. ولی به هر حال کشوری متمول و پیشرفته در سطح جهانی است.
کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت را نیز میتوان به گروههای مختلف تقسیم کرد. ایران نیز برای خود یک گروه است. در عین حال که ایران مملکتی متکی به درآمد و تولید نفت و گاز و فرآورده های نفت و گاز است، ولی کشور ی که مانند ایستگاه نفت که نفت پمپ کند و زندگی مردم را اداره کند نیست. ایران دارای یک اقتصاد نسبتا پویائی است که در چهار دهه گذشته دچار پستی و بلندیهای گوناگونی بوده است. ایران در تمام طول حیات جمهوری اسلامی متحمل هجمات متعدد خودکرده و تحمیل شده بوده است که شواهد آنها را در میان مصیبتهای اجتماعی، فرصتهای از دست رفته داخلی و خارجی، و رکودهای اقتصادی مستمر و سنگین قیمت برای اکثریت شهروندان مملکت بوده اند میتوان دید. ولی اگر مسائل سیاسی خود را با دنیا، بخصوص با امریکا، حل کند و سیاستهای صحیحی در اقتصاد در پیش گیرد میتواند در ظرف یکی دو دهه ترقی مبسوطی در جهت بهبودی اقتصادی مملکت داشته باشد و با کشورهای رده پائین کشورهای پیشرفته رقابت کند.
گروه دیگری را که میتوان از دیگران متمایز کرد شیخ نشینهای امارات هستند. این شیخ نشینها از آب گل آلود ایران استفاده وسیعی کرده اند و این استفاده ادامه خواهد داشت و شاید هم در آینده نزدیک که تحریمهای امریکا بیشتر و بیشتر تحمیل شوند گسترش بیابند. این شیخ نشینها در حوزه اقتصاد خود را تبدیل به نقاط بانکی، تجارتی، و توریستی منطقه خلیج فارس کرده و آنچه مردم ایران، عربستان، کویت، بحرین، وعراق در کشورهای خود از آنها محرومند تولید و عرضه میکنند و سالها دهها ملیارد دلار درآمد باد آورده بدست می آورند. نفت میتواند برای آنها در دراز مدت درآمدی مارجینال و یا حتی ناچیز شود اگر بانکها و شرکتهای بیمه و نظیر اینها در سطوح جهانی قدرتمند و پولساز بشوند. در این بین کشورهائی مانند عراق، عربستان، کویت، بحرین، را میتوان در حال حاضر به پمپ بنزینها تشابه کرد. بدون درآمد نفت فرو خواهند پاشید و دلیل وجودی خود را از دست خواهند داد.
اقتصادهای رانتیر منطقه خاورمیانه چه شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند؟
اقتصاد ایران اقتصادی رانتی است. بدین معنی که دولت با اهدای انحصارات به نزدیکان و یا هم پیمانان خود به آنها اجازه میدهد که سود غیر متعارف برای خود تخصیص دهند. در این نوع سیستمها، رانتیرها باید در “بازار” باشند و در اقتصاد مملکت فعال باشند. کالائی تولید و یا خرید و فروش میکنند و در این راه چون انحصاری هستند میتوانند یک رانت یا سود ناموزون و یا نا متعارف به قیمت خود اضافه کنند. این نوع سوء استفاده های مرسوم در ایران است. این نوع انحصارات و در نتیجه رانتخواری پویائی اقتصاد را از بین میبرد و یا حداقل شدیدا کاهش میدهد چون رقابت و کارآفرینی از خصوصیات آنها نیست .
در عربستان، کویت، بحرین، و امارات علاوه بر سیستم رانت خواری یک سیستم پاترونیج سیاسی/اقتصادی وجود دارد که در کشورهای غربی مانند امریکا و کانادا نیز وجود دارد و برخ جاها در امریکا و کانادا قانون هستند. در این سیستم، شیوخ وابستها به “پرینس یا شاه” یک مستمری دریافت میکنند و در قبال آن هم لزوما کاری انجام نمیدهند. این نوع بذل و بخششها بطور کلی منابع مالی مملکت را تلف میکنند و چیزی به دولت و ملت نمیرسد. کلا این پرداختها در قبال وابستگی و وفاداری به پرینس یا شاه مملکت است و بستگی به قدرت و نفوذ شخص است.
مهمترین چالشهای مهم پیش روی اقتصادهای منطقه خاورمیانه چیست؟
مهمترین و خطرناکترین چالش ها در منطقه جنگ، فساد، و عدم وجود یک فرهنگ سالم سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی است . هر سه این چالش ها در هم تنیدهاند و باید نظام های همه ممالک در حل آنها شانه به شانه با یک دیگر در حل آنها همکاری و هماهنگی داشته باشند. ایران بدون کمک دیگران شعله افکنی را نمیتواند خاموش کند و دیگران نیز میدانند که بدون ایران این کار ثمر بخش نخواهد بود. البته دستهائی هستند که نمیخواهند و نمیگذارند که ممالک ناحیه، کاری برای صلحی فراگیر فعالیت کنند ولی آنها بدون همکاری ممالک ناحیه دسیسه بازیشان عبث خواهند ماند. پیاده نظامهای منطقهاند که باید به میدان رزم نروند و امیال خبیث آنها را خنثی نمایند.
نقش متغیرهایی چون جهانی شدن و تاثیرپذیری از بحران های سیاسی و مالی مناطق دیگر در اقتصاد های منطقه خاورمیانه چیست؟
من حقیقتا فکر نمیکنم که اگر دولتمردان منطقه از خواب غفلت بیدار شوند مسائل کلان دیگران مهم باشند. در این دوره و زمانه که اطلاعات مانند رعد و برق بین مردم رد و بدل میشوند و همه از همه چیز دائما با خبرند و بحرانها مانند لوله های مرتبط به همه جا سرایت میکنند نمیتوان از این در گیریها مصون ماند. ولی چون کشورهای منطقه در صف جلوی این نوسانات نیستند اثراتشان را در دراز مدت میتوان دید ولی همانطوری که مثل است، هر موقع فیلها به مصاف یکدیگر میروند علفها از ریشه کنده میشوند.
چشم انداز اقتصادهای منطقه خاورمیانه را چگونه میبینید؟
در هر حال وضعیت اقتصاد کنونی ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس نوید اقتصادهای پویا نمیدهد. منظره نا امنی که در این منطقه ایجاد شده ایران و عربستان را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نامناسب کرده است. بنابراین فرار سرمایه به مناطق امن، حتی با بازده کمتر، تشدید خواهد شد و کارآفرینی فقط از طریق فعالیتهای دولتی خواهد بود که مسئله رانتخواری و در نتیجه فرار سرمایه های خصوصی را تشدید میکند. در مقایسه ایران و اعراب میتوان گفت که ایران ذخیره های بسیار کمتری دارد و پشتیبانی غربیها را ندارد که نتیجه آن رکود عمیق تری خواهد بود. عربستان همانطوری که در دو سه سال گذشته دیدهایم از سرمایه های ذخیره خود در خارج برای مخارج جاری دولت استفاده میکند که در نهایت به ضعیفتر شدن اقتصاد خود کمک میکند. ممکن است که ترکیه از این بی سروسامانی منفعت کند و ایرانیانی که میخواهد در نزدیکی ایران باشند در ترکیه بیشتر فعالیت کنند. دلیل اینکه اردوغان اعلان کرده است که از تحریمها تبعیت نمیکند نیز جلب و جذب همین سرمایههای سرگردان میتواند باشند.
با این حال من همیشه خوشبین بوده ام و فکر میکنم که همه انسانها در نهایت خوبند، ولی بدلایلی تصمیمات نا پسندی با عواقب نا میمون میگیرند. ولی طینت آنها بالفطره بد نیست. این است که فکر میکنم که بالاخره ایرانیها و اعراب ، بالخص عربستانیها، براه راست هدایت خواهند شد و از تصمیمات مخرب، خود را خلاص خواهند نمود.
