تغییر دستور کار سیاست خارجی ترکیه
ترامپ، نه تنها ترکیه که حتی جهان و به ویژه کشورهای اروپایی، را به خشم آورده است. اما به هر روی پادزهر ایالات متحده اتحادیۀ اروپا است، اما آشکار است که شکاف سیاسی میان ترکیه و اتحادیۀ اروپا نیز در سال های اخیر گسترده تر شده است. به گزارش مدار شرقی، ترکیه در […]
ترامپ، نه تنها ترکیه که حتی جهان و به ویژه کشورهای اروپایی، را به خشم آورده است. اما به هر روی پادزهر ایالات متحده اتحادیۀ اروپا است، اما آشکار است که شکاف سیاسی میان ترکیه و اتحادیۀ اروپا نیز در سال های اخیر گسترده تر شده است.

به گزارش مدار شرقی، ترکیه در سایه توسعه معیارهای دموکراتیک و بهبود روابط خود با اتحادیۀ اروپا در فاصلۀ سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹، توانست نفوذ خود را در جغرافیای بزرگ تری گسترش دهد، که با جهان عرب آغاز شد.
«دنیز زیرک» در روزنامه حریت ترکیه مینویسد: ، میزان صادرات در بازارهای جدید و تعداد گردشگران در آناتولی به سرعت در حال افزایش بود. علی رغم بحران اقتصادی جهانی که در سال ۲۰۰۸ به اوج خود رسید، ترکیه جای مطلوبی برای سرمایه گذاران خارجی باقی ماند.
در چنین فضایی وزارت خارجۀ ترکیه کنفرانس سفیران خود را در جولای ۲۰۰۸ برگزار کرد. این کنفرانس نخستین یا آخرین کنفرانس نبود.
دهمین کنفرانس سفرا هفتۀ گذشته در آنکارا برگزار شد. محمود اوچوم و یاووز آتار، مشاوران رئیس جمهور، و همچنین هولوسی آکار وزیر دفاع و سلیمان سویلو وزیر کشور ترکیه از سخنرانان این کنفرانس بودند.
همۀ بازرگانان و دیپلمات هایی که هنگام نهار با آنها گفتگو کردم، یک دستور کار اصلی داشتند: بحران با ایالات متحده و عواقب آن. همه از سیاست غیر عاقلانه ای که اینک دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده دنبال می کند، گله و شکایت داشتند.
ما دربارۀ نمونه های متعددی بحث کردیم که ترامپ چگونه ترکیه و حتی جهان را، به ویژه کشورهای اروپایی را به خشم آورده است. همۀ ما متفق القول بودیم که پادزهر ایالات متحده اتحادیۀ اروپا است، اما آشکار است که شکاف سیاسی میان ترکیه و اتحادیۀ اروپا نیز در سال های اخیر گسترده تر شده است.
تنها مقایسۀ گفتگوهای ما با گفتگوهایی که در کنفرانس ۱۰ سال پیش داشتیم کافی است تا تغییر بزرگ سیاست خارجی ترکیه را درک کنیم. بدون تردید تحولات منفی بسیاری روی داده اند، از جمله فروپاشی بهار عربی و جنگ داخلی سوریه.
در نتیجه، سیاست خارجی ترکیه که عمدتاً بر شعار مثبت «چاره یابی و دیالوگ» مبتنی بود، جای خود را به دستور کار منفی «قدرت نمایی» داد.
برخی از مسائل دربارۀ حقوق و آزادی های اساسی که فکر می کردیم در گذشته و در جریان مذاکرات عضویت ترکیه در اتحادیۀ اروپا پشت سر گذاشته ایم، یک بار دیگر در بحث های ما دربارۀ دیپلماسی خود را نشان دادند.
در مقابل هتلی که کنفرانس سفرا در آن برگزار می شد، تعداد زیادی جیپ سیاه رنگ توقف کرده بودند. همۀ آنها متعلق به تیم های امنیتی برخی از سخنرانان کنفرانس بودند.
چون می دانستم این خودروهای عظیم الجثه ساخت آمریکا هستند، فوراً به خاطرم آمد که در رسانه های اجتماعی تصاویر ویدیویی زیادی منتشر شده بود که مردم تلفن های همراه خود را می شکستند یا به آنها تیراندازی می کردند.
آرزو کردم شخصی که دارای عقل سلیم است برای آنها توضیح دهد که این تلفن ها چون لیر ترکیه در ازای آنها پرداخت شده دیگر به ثروت ملی این کشور تعلق دارند و به جای این که آنها را بشکنیم باید بدون این که تلفن های جدید بخریم مدت بیشتری از آنها استفاده کنیم.
هیچ کس از آن اقدامات حمایت نکرد. اما می توانستیم گام های عاقلانه تری برداریم. تنها در یک هفته دو سرباز یونانی، یک مدافع حقوق بشر و دانشجویان دانشگاه فنی خارومیانه از زندان آزاد شدند. پس از این اقدامات پیام هایی که از جانب اروپا می رسید ملایم تر شد و حتی به اعلام حمایت تبدیل شد.
اگر در پرونده های انیس بربر اوغلو نمایندۀ حزب جمهوری خواه خلق (CHP) و عثمان کاوالا نیز، که سیاستمداران اروپایی و فعالان حقوق بشر آنها را از نزدیک دنبال می کنند، گام های مشابهی برداشته شود، ممکن است حمایت اتحادیۀ اروپا از ترکیه در مقابل ایالات متحده به نحو غیر منتظره ای افزایش یابد.
