تراژدی تنهاییهای جمعی!
کمیل روحانی ـ این روزها به هر مکان اجتماعی (از کوچک تا بزرگ) که قدم میگذارم، ناخودآگاه به یاد فیلم «او» ساخته اسپایک جونز با بازی درخشان خواکین فینیکس میافتم، مخصوصا سکانسی که در آن لانگشات انسانهایی را نشان میداد که با وجود درکنارهمبودن، در دنیای مجازی (و نه حتی فردی) خودشان غرق بودند و […]
کمیل روحانی ـ این روزها به هر مکان اجتماعی (از کوچک تا بزرگ) که قدم میگذارم، ناخودآگاه به یاد فیلم «او» ساخته اسپایک جونز با بازی درخشان خواکین فینیکس میافتم، مخصوصا سکانسی که در آن لانگشات انسانهایی را نشان میداد که با وجود درکنارهمبودن، در دنیای مجازی (و نه حتی فردی) خودشان غرق بودند و گویی هر فرد در دنیای مجازی خودش محاصره شده بود.
البته اسپایک جونز به نظر، سالهای نسبتا دورتری را متصور شده بود اما پیشبینی او به نظر زودتر از موعد مقرر در حال تحقق است. در این فیلم، سیستمعاملهای شخصی هوشمند نهتنها پیشنهاددهنده مسائل روزانه بودند که حتی گاه به جای آدمی تصمیم هم میگرفتند و روابط انسان با انسانهای دیگر را محدودتر میکردند.
درست است که هنوز کاملا تخیل تراژیک این فیلم تحقق پیدا نکرده ولی این روزها در مترو، میهمانیهای خانوادگی و خلاصه همه مکانهای جمعی سعی میکنم قاب باز انسانهایی را از بالا ببینم که روزبهروز از هم دور و دورتر و تنها و تنهاتر میشوند.
چند روز پیش که به اتفاق همسرم، دختر سهسالهمان را به محل بازی سرپوشیدهای برده بودیم، صحنه غمانگیزی نظرم را جلب کرد. صحنهای که البته این روزها دیگر عجیب و ناهنجار نیست و با تغییر در شکل و فرم برای همه ما آشناست. بچههایی را میدیدم که برای خودشان بازی میکردند و والدینی را که چه با هم و چه بیهم، غرق در دنیای مجازی موبایل یا آیفونشان بودند.
صحنه بسیار غمانگیزی بود… ناخودآگاه آینده کودکانی که بیدغدغه مشغول بازی بودند را متصور شدم. آنها دیگر چقدر تنها خواهند بود؟ بسیاری از بچهها را میدیدم که به سمت مادر و پدر میرفتند و باید لباسشان را میکشیدند تا توسط آنها دیده شوند. کودکانی را میدیدم که سعی داشتند توجه مادر یا پدرشان را به خود جلب کنند اما حداکثر نیمی از حواس والدین به آنها جلب میشد و این تصویر به علاوه پیشبینی آینده این کودکان و آینده فرزندان این کودکان، حالم را بد و بدتر کرد. آنها دیگر چقدر تنها خواهند بود…؟!
منبع: شرق
