آیا کریدور زنگزور جمهوری آذربایجان را به شرق گرایی می کشاند؟
پیوستن آذربایجان به بریکس و ارتقای جایگاه این کشور در سازمان همکاری شانگهای، تعامل اقتصادی و سیاسی باکو با چین، روسیه و دیگر بازیگران اوراسیا را افزایش خواهد داد
به گزارش مدار شرقی، احسان موحدیان در یادداشتی در خصوص مواضع سیاسی جمهوری آذربایجان در مورد کریدور زنگزور نوشت: در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۴، در جریان برگزاری مجمع پارلمانی بریکس در سن پترزبورگ، صاحب گافارووا، رئیس پارلمان آذربایجان اعلام کرد آذربایجان علاقمند به عضویت کامل در بریکس است.
این اقدام، همانطور که در توافقنامه اعلامیه مشترک چین و آذربایجان ذکر شده، مورد حمایت پکن قرار گرفت و پوتین نیز اخیرا از این امر حمایت کرده است.
می توان چندین نتیجه گرفت که بر تحولات قفقاز جنوبی تاثیرگذار است. پیوستن آذربایجان به بریکس و ارتقای جایگاه این کشور در سازمان همکاری شانگهای، تعامل اقتصادی و سیاسی باکو با چین، روسیه و دیگر بازیگران اوراسیا را افزایش خواهد داد.
علاوه بر این، علاقه فزاینده چین به کریدور میانی به عنوان تنها مسیر زمینی به سمت اروپا، ممکن است آذربایجان را به افزایش فشار بر ارمنستان در مورد ایجاد کریدور زنگزور سوق دهد.
این فشار از سوی چین نیز مورد حمایت است، زیرا چین با توجه به عدم اطمینان از آینده سیاسی منطقه اوراسیا، قصد دارد مسیری جایگزین و کوتاهتر به اروپا از طریق قفقاز جنوبی داشته باشد.
همچنین ممکن است با اتصال کریدور میانه به کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب در جنوب ارمنستان، همکاری روسیه، چین و ترکیه در منطقه تقویت شود تا نگرانی ایران از اشغال سیونیک و قطع مرز دو کشور و از کارافتادن کریدور شمال – جنوب خنثی شود. این تحولات در صورت عملیاتی شدن، نفوذ غرب در منطقه قفقاز جنوبی را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.
در نهایت، تلاش باکو برای پیگیری یک سیاست خارجی متوازن و منعطف در قبال شرق و غرب، در کوتاه مدت اهمیت ژئواکونومیک این کشور را برای قدرت های منطقه ای و جهانی افزایش می دهد.
صرف نظر از سوابق حقوق بشری بد باکو، سرکوب شدید مخالفان سیاسی و دینداران توسط دولت این کشور و پاکسازی قومی ارامنه در قراباغ در تابستان سال ۲۰۲۳، غرب همچنان برای آذربایجان به دلیل منابع انرژی آن و نقش ترانزیت شرق به غرب این کشور ارزش قائل است.
به همین دلیل است که اختلاف نظرها بین برخی کشورهای اروپایی و آمریکا با آذربایجان همیشه موقتی بوده است. اهمیت باکو برای محور شرق هم عمدتاً مربوط به کریدورهای اقتصادی است. این انعطافپذیری به آذربایجان اجازه میدهد تا برای کسب حمایت منطقهای و بینالمللی از طرحهای خود در ارتباط با کریدور زنگزور لابی کند.
چنین مواضعی در حال حاضر در سطح رسمی در ایالات متحده مطرح شده است، از جمله استدلال هایی مبنی بر اینکه باز کردن مسیرهای تجاری بین ایروان و باکو می تواند تجارت بین آسیای مرکزی و مدیترانه را تسهیل کند.
جیمز اوبراین، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در ژوئن سال جاری در جریان عقد توافقنامه کمک متقابل گمرکی با آمریکا در ایروان ضمن حمایت از صلح ارمنستان با آذربایجان از گسترش فرصت های اقتصادی از آسیای مرکزی تا مدیترانه حمایت کرده و افزوده بود در صورت صلح دو کشور این فرصت ها گسترده تر خواهد شد.
این صحبت ها نشانه ای از علاقه آمریکا به ایجاد کریدور زنگزور بود. با این حال، اختلاف اصلی بین روسیه و غرب بر سر نحوه کنترل مسیرهایی است که از جنوب ارمنستان عبور می کنند، زیرا ایالات متحده مخالف کنترل این مسیرهای استراتژیک توسط روسیه است و روسیه نیز خود می خواهد این مسیرها را کنترل کند.
در درازمدت و در بحبوحه فشار فزاینده قدرتهای منطقه اوراسیا، توازن قدرت منطقهای ممکن است به طور کامل از دست بازیگران غربی خارج شود و آذربایجان ممکن است خود را برای ایجاد تعادل بین غرب و چین و روسیه در موقعیت دشواری بیابد.
از سویی منافع هند، چین، روسیه و ایران در زمینههای مختلف در قفقاز متفاوت است و ممکن است آذربایجان درگیر اختلافات آنها شده و برای تامین منافع و اهداف خود دچار مشکل شود.
در این شرایط ارمنستان هم گزینه هایی برای انتخاب در اختیار دارد. رفع انسداد مسیرهای ارتباطی بین باکو و ایروان در حال حاضر به دلیل کنترل قراباغ توسط آذربایجان و نگرش تهاجمی آن نسبت به ارمنستان ( اطلاق عنوان آذربایجان غربی به کل کشور ارمنستان)، دور از دسترس است. در عوض، ایروان باید به حمایت از کریدور دریای سیاه تا خلیج فارس ادامه دهد.
با انجام این کار، ایروان هم فرصت تعامل خود با غرب را حفظ می کند و هم خود را به عنوان یک مرکز ترانزیت مهم بین اروپا و هند و کریدوری که روسیه را از طریق ایران به خاورمیانه متصل می کند، تثبیت می کند. چنین اقدامی ممکن است چالش های خاصی را از طرف غرب به همراه داشته باشد، اما پیشبرد یک دیپلماسی فعال و متوازن از طرف ارمنستان ممکن است فشارهای قدرت های جهانی رقیب و به خصوص محور غرب را دفع کند.
اتصال اقتصادی نقاط مختلف قفقاز جنوبی بسیار مهم است، زیرا می تواند سرمایه گذاری خارجی و ثبات را به همراه داشته باشد. از نظر سیاسی، تسهیل تجارت در امتداد کریدور شمال – جنوب، هم نفوذ روسیه را در قفقاز جنوبی و هم موقعیت ایران را به عنوان پلی بین قفقاز و خلیج فارس تحکیم خواهد کرد. در همین حال، منطقی است کشورهای کوچک یا متوسط برای حفظ موقعیت استراتژیک خود در منطقه، به ایجاد توازن در قالب ائتلاف ها و پیوستن به گروه های اقتصادی منطقه ادامه دهند.
منبع: ایران دیپلماسی
