تهران
کد خبر:23453
پ

نقش اروپایی‌ها در سیاست و روابط خارجی خلیج فارس

سرزمین پهناور ایران به ویژه خلیج فارس از دیرباز مورد توجه کشورها و دول اروپایی بوده است این موضوع از دوران تمدن یونان باستان و سپس سده های میانه و دوره معاصر قابل بررسی بوده است جغرافی نگاران و مورخان بسیاری در جهان این دریا را به نامهای دریای پارس، خلیج فارس و یا خلیج […]

سرزمین پهناور ایران به ویژه خلیج فارس از دیرباز مورد توجه کشورها و دول اروپایی بوده است این موضوع از دوران تمدن یونان باستان و سپس سده های میانه و دوره معاصر قابل بررسی بوده است جغرافی نگاران و مورخان بسیاری در جهان این دریا را به نامهای دریای پارس، خلیج فارس و یا خلیج العجم یاد کرده اند.

مدار شرقی؛ دکتر گلناز سعیدی:  در کتیبه ای  که از داریوش بزرگ پادشاه هخامنش در تنگه مولز یافته اند، در عبارت درایه تیه هچا پارسا آیی تی یعنی دریایی که از پارس می رود یا سر می گیرد، نام دریای پارس آمده است.

یونانیها نخستین مردمی بودند که با این دریا، نام پرس و به سرزمین ایران، پارسه، پرسای، پرسپولیس یعنی، شهر یا مملکت پارسیان داده اند.

در واقع ایران را به نام خلیج فارس می شناختند و تمام این انگیزه ها مهمترین گرایش اروپائیها برای حضور آنها در این منطقه بوده است با بررسی تاریخ روابط خارجی و سیاست خلیج فارس به این نکته دست می یابیم که اولین حضور رسمی اروپایی ها به عنوان برقراری روابط تجاری و در واقع با اهداف سیاسی، دوران حکومت صفوی را در کتابها و سفرنامه های باقی مانده در ذهن ما تدامی می کند. در این دوران (روی کار آمدن سلسله صفوی) مساعی زمامداران ایران بیشتر در راه حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور در برابر مهاجمین بیگانه بکار می رفت. رسمی شناختن مذهب شیعه پس از متجاوز از صدوبیست سال جنگهای متناوب با ترکهای سنی مذهب در نهایت منجر به عهدنامه قصرشیرین در سال ۱۶۳۹ میلادی با دولت عثمانی شد که مرزهای بین دو کشور را تثبیت نمود و صلحی بوجود آوردند که تا حدود یک قرن بعد دوام داشت. از همین زمان سیل پیشنهادات و تلاش برای برقراری روابط خارجی و سیاسی کشورهای چون پرتغال، انگلیس، آلمان، هلند، فرانسه و روسیه با ایران آغاز گردید که ایران به ویژه خلیج فارس را دستخوش تحولات بسیار سیاسی و اقتصادی نموده سعی دارم در این پژوهش به چگونگی غلبه و تسلط اروپائیها از ابتدای قدرت صفوی تا انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم خاک ایران توسط آنها بپردازم و نتایج آن را مورد تجزیه و تحلیه قرار دهم.

پیشینه تاریخی خلیج فارس

جغرافی نگاران و مورخان جهان، چه در دوران باستان، و چه در سده های میانه و دوره معاصر، از این دریا به نامهای دریای پارس، خلیج فارس و یا خلیج العجم یاد کرده اند و جز آنها نامی نمی شناسند.

کهن ترین قومی که بررسی زمین را آغاز کرد، بابلیان بودند. آنان در آثاری که از ۲۵۰۰ سال پیش باقی مانده است، زمین را صفحه مسطحی فرض کردند، محاط در رودخانه آب شور (خلیج فارس) که آشوریان آن را در کتیبه های خود نارمرتو (رود تلخ) یاد کرده اند و این کهن ترین نامی است که از خلیج فارس بر جای مانده است.

بنا به نوشته تاریخ و جغرافیا نگاران یونانی، که پیش از میلاد مسیح می زیسته اند چون هرودوت (۴۸۴-۴۲۵پ.م) کتزیاس (۴۴۵-۳۸۰پ.م)، گزنفون (۴۳۰-۳۵۲پ.م)، استراین (۶۳-۲۴پ.م.) یونانیها نخستین مردمی هستند که با این دریا، نام پرس و به سرزمین ایران، پارسه، پرسای، پرسپولیس یعنی، شهر یا مملکت پارسیان داده اند.

در کتیبه ای که از داریوش بزرگ پادشاه هخامنش در تنگه سوئز یافته اند، در عبارت درایه تیه هچا پارسا آیی تی(۲) یعنی دریایی که از پارس می رود یا سر می گیرد، نام دریای پارس آمده است نئارخوس، سردار مقدونی موجب ناموری خلیج فارس شده است. وی در سال ۳۲۶پ.م. به دستور اسکندر مقدونی، دریای پارس را با کشتی دور زد و از رود سند گذشت و تا دهانه آن پیش رفت.

در زمانی ساسانیان نیز خلیج فارس را دریای پارس می گفتند. تاریخ نگار یونانی فلاویوس آریاتوس(۳) که در سده ۲م. می زیست، در کتاب معروف خود انابازیس یا تاریخ سفرهای جنگی اسکندر، ضمن شرح دریا نوردی نئارخوس(۴) که به امر اسکندر مأموریت یافته بود، از رود سند به دریای

۱- nar marratv

۲- drayatya hacha parsa aity

۳- flavius arrianus

۴- nearchus

در برسی های به عمل آمده از کتابهای تاریخی گذشته به این نتیجه می رسیم که هیچ دریایی به اندازه خلیج فارس توجه دانشمندان زمین شناسی، کارشناسان عتیقه، تاریخ نگاران، جغرافیا نویسان، سیاستمداران و جنگجویان را به خود معطوف ساخته باشد. سرگذشت رویدادهای خلیج فارس به قدیمی ترین دوره های تاریخی می رسد و ذکر آن در تاریخ بشری، مقدم به تمام دریاهای دیگر آمده است. جایگاه مرکزی آن در یکی از مهمترین جاده های بین خاور باختر از ابتدای آغاز تاریخ، اهمیت ویژه ای به آن داده شده است. در حالی که هنوز آبهای دریای مدیترانه با حرکت کشتی ها شیار نشده بود، رویدادهای بزرگی در پهنه خلیج فارس روی می داد، که در مسیر تکاملی نژاد بشر اهمیت زیادی داشت.

تاریخ پیشین خلیج فارس و پیرامون آن کاملاً روشن نیست و آن چه در این باره گفته می شود از دایره فرض و گمان بیرون نیست. مآخذ بسیاری از اساطیر و افسانه های قدیم و آثار تاریخی، چون تو راه و کتیبه های میخی اطلاعات خوبی را در مورد خلیج فارس به ما داده است و همچنین دانشمندان انسان شناس از جمجمه و استخوانهای نژادهای گوناگون قدیم و جدید هم به پدیده های مهمی دست یافته اند با بررسی اسناد و مدارک مشخص می شود که قدر مسلمی بابلی ها دارای نیروی دریایی بوده و هم در دریا و هم در رودخانه کشتی رانی می کرده اند.

بابل در نزدیکی خلیج فارس و کنار رودهای بزرگ دجله و فرات واقع شده و به این جهت مرکز ارتباطات دریاهای هند، اسود و خلیج فارس به شمار می رفته و این دریاها به ویژه خلیج فارس مهد تاریخ و فرهنگ و تمدن غنی بشر بوده است.

اروپایی ها در خلیج فارس:

اروپا همواره برای یافتن راهی به هند در نیمه دوم سده پانزدهم میلادی تلاشی ناایستا را آغاز کرد. این تلاش به یافتن راهی از جنوب آفریقا به اقیانوس هند در ۱۴۸۶ میلادی، یافتن قاره آمریکا در ۱۴۹۲ میلادی و رسیدن و اسکودوگاما به هند در سال ۱۴۹۸ میلادی انجامید. رسیدن دوگاما به هند همزمان با روی کار آمدن سلسله شاهان صفوی و یکپارچگی سیاسی ایران شد. یکپارچگی ایران هر چند شاید جلوی چیرگی گسترش جویان اروپایی به این سوی جهان را می گرفت. ولی از سوی دیگر زمینه چیرگی سیاستی را که می توانست گفتگو گرانه و زیرکانه ره جویی کند، فراهم می آورد.

بعد از راه یابی پرتقالی ها به هند در سالهایی که هنوز شاه اسماعیل صفوی نتوانسته بود بر همه آن چه ایران بود دست یابد، دریانوردی به نام آلفونسودوآلبوکرک در سال ۱۵۰۷ به جزیره مرمز لشگر کشید و از امیر آن جزیره که تنها دوازده سال داشت خواست تا سر به فرمانی از شاه پرتقال را بپذیرد، ولی وی نپذیرفت و از  آن رو دو آلبوکرک به آن جزیره حمله کرد و بر آن غلبه یافت و امیر خردسال آن را خراج گزارشاه پرتقال نمود.

با چیرگی پرتقالی ها بر هرمز، کالاهای بازرگانی پرتقال از پرداخت عوارض در خلیج فارس آزاد گشت و بازرگانی کشتی های دیگر کشورها، به آن که پرتقال بخواهد بازداشت شد. دو آلبوکرک دژی در جزیره هرمز بر پا داشت و به گسترش بازرگانی پرتقال در خلیج فارس کمر بست.

شاه اسماعیل سر به فرمانی امیر هرمز به شاه پرتقال را در برابر کمک نیروی دریایی پرتقال به ایران در لشکر کشی به بحرین ورویارویی با عثمانی پذیرفت و پرتقال را فرصت به دست آمده سود برد و توانست پس از چندی بندر گمبرون را در دست داتش. تا آن که در آن سال شاه عباس صفوی این بندر را باز پس گرفت.

از نیمه دوم سده شانزدهم میلادی سروکله انگلیسی ها و کمپانی هند شرقی نیز در دهانه خلیج فارس پیدا شد.

آنها تلاش می کردند تا با ایران پیوندهای اقتصادی برقرار کنند و به خلیج فارس راه یابند و در برابر پرتقالی ها می کوشیدند راه انگلیسی ها را برای رسیدن به خلیج فارس ببندند.

انگلیس در راه دست یابی به خواست خود در اسل ۱۶۱۶ میلادی یکی از کارگزاران کمپانی هند شرقی به نام جان کروثر را به دربار شاه عباس فرستاد و از شاه صفوی خواست تا دست آنها را در فروش پارچه های پشمی انگلیسی باز گذارد. شاه عباس نیز برای بستن راه بازرگانی عثمانی در خلیج فارس فرمانی داد که به موجب آن انگلیسی ها اجازه یافتند در هر جایی از خلیج فارس که بخواهند بتوانند به برپایی بندر و کارهای بازرگانی بپردازند. پس از بسته شدن پیمان صلح میان ایران و عثمانی در سال ۱۶۱۸ میلادی، شاه عباس که از دست اندازی های عثمانی به مرزهای باختری ایران آسوده گشته بود بر آن شد تا دگر باره بر جزیره ها و بندرها و کرانه های جنوبی ایران دست یابد و از آن رو دژ پرتقالی ها در جزیره قشم را در میان گرفت و در پی آن بر رأس النجمیه که در دست امیر نافرمان هرمز بود دست یافت و به دنبال آن کوشید پرتقالی ها را از خلیج فارس براند و هرمز را به ایران باز گرداند و برای دست یابی به این خواسته خود خواهان کمک انگلیسی ها شد.

در زمان شاه عباس و به منظور کمک از انگلیس، اجازه ورود بازرگانان به بندر جاسک صادر شد. تلاش انگلیسی ها برای بهره جویی از امتیازی که شاه عباس به آنها داده بود سودی نداشت، زیرا ناوهای انگلیسی در مبارزه با پرتقالی ها شکست خوردند و عقب نشینی کردند و پرتقال در واکنش به رفتار ایران به قشم تاخت و بر آن جزیره چیره شد.

عملکرد پرتقال، ایران و انگلیس را به همکاری بیشتر و تلاش های هم سو برانگیخت. نتیجه گفتگوی هماهنگ امامقلی خان فرمانروای فارس و ادوارد موناکس نماینده کمپانی هند شرقی، دست یابی انگلیس به بهره هایی چون شریک شدن در گرداندن کار جزیره هرمز و بهره های عوارض گمرکی آن جزیره و معاف شدن کالاهای انگلیسی از پرداخت حقوق بندری و گمرکی بود.

هم پیمانان ایران و انگلیسی در دسامبر سال ۱۶۲۱ میلادی جزیره قشم را در آوریل سال ۱۶۲۲ میلادی جزیره هرمز را از دست پرتقالی ها بیرون آوردند و پس از صد سال به چیرگی پرتقال به هرمز پایان داده شد.

تلاش انگلیسی ها برای بهره جویی های بازرگانی در سده های هفدهم و هیجدهم میلادی نیز پی گرفته شد و بر آن پایه ستیزه های سنتی از سوی آنان با اسپانیایی ها و پرتقالی ها و هلندی ها و فرانسوی ها در خلیج فارس انجام گرفت. در نیمه دوم سده هیجدهم میلادی، انگلیس بزرگی و برتری ویژه ای در بازرگانی دریایی خلیج فارس به دست آورد و از نفوذ سیاسی خاصی در میان کشورهای کرانه ای خلیج فارس برخوردار شد.

انگلیس برای حفظ این برتری بازرگانی دریایی، بر آن شد که بازرگانی برون مرزی بندرها و جزیره های خلیج فارس را تنها ویژه خود ساز و از آن رو در سال های آغازین سده نوزدهم میلادی به فرستادن سه دسته نظامی برای سرکوبی دزدان دریایی و پیدایش امنیت بازرگان و رویارویی با بی نظمی و ناامنی پدید آمده از سوی قبیله های نافرمان عرب به ویژه عرب های عمائی و قاسمی دست زد.

بیشتر دزدان دریایی از عرب های قاسمی بودند. آنان پیرامون شیخ نشین ابوظبی می زیستند و پی در پی به کشتی های انگلیسی می تاختند و خلیج فارس را ناآرام کرده و آسیب های سختی به درآمدهای بازرگانی ایران وارد می آوردند و ایران از آن جا که نیروی دریایی نداشت نمی توانست آنان را سرکوب و خلیج فارس را آرام کند. در سال های ۱۸۰۸ و ۱۸۱۰ میلادی، نیروی دریایی انگلیس حملاتی برای سرکوبی دزدان دریایی انجام داد ولی پیروزی های بدست آمده موقتی بود. در سال ۱۸۱۹ میلادی بار دیگر نیروی دریایی و زمینی انگلیس به فرماندهی ژنرال سرویلیام کی یر از بمبئی راهی خلیج فارس شد. پس از نیروی بزرگ رأس الخیمه به چنگ آنان افتاد و آن سرزمین و ایران و کشتی دزدان دریایی به آتش کشیده شد.

در ژانویه سال ۱۸۲۰ میلادی پیمانی به نام ((پیمان همگانی صلح با عشیره های عرب)) با شیخ های کرانه جنوبی خلیج فارس بسته شد و شیخ ها پذیرفتند که بر کشتی ها برگ ویژه و اجازه نامه ای که در بندر صادر شده باشد و شیخ آن بندر، آن اجازه نامه را به همراه داشته باشند که هرگاه کشتی های نیروی دریایی انگلیس راه آنها را ببندند هویت آنها آشکار باشد. بر اساس این پیمان، انگلستان برقراری امنیت در خلیج فارس را در دست گرفت.

در سال ۱۸۲۰ میلادی انگلستان با بستن زنجیره ای از این پیمان ها با شیخ های خلیج فارس نفوذ سیاسی خود را گسترش داد و نماینده سیاسی انگلیس در بوشهر اعتبار یافت و بوشهر کانون حل مشکلات سیاسی میان دولت انگلیس و شیخ های عرب شد. تا آن جا که به نماینده سیاسی انگلیس در بوشهر شاه بی تاج و تخت خلیج فارس می گفتند و به آرامشی که برآیند آن همه تلاش زیرکانه بود عنوان صلح بریتانیایی داده شد. این پیمان تا سال ۱۹۱۷ میلادی چیرگی انگلیس بر خلیج فارس را تأمین کرد.

ولی از غلبه انگلستان بر شیوخ کرانه های جنوبی خلیج فارس، انگلیس بر آن شد که بر بخشی از کرانه های شمالی نیز تسلط یابد.

هنگامی که در سال ۱۸۰۱ میلادی سرجان ملکم به ایران آمده بود تلاش کرد فتحعلی شاه قاجار را به واگذاری جزیره های قشم و هنگام به انگلیس که پایگاه های دریایی در آنجا تأسیس کند. و همین امر نشانه تن دادن انگلیس به مالکیت ایران بر آن جزیره ها بود.

انگلیسی ها سه سال در قشم ماندند و چون هوای آنجا را بسیار نامساعد دیدند نیروی خود را از قشم به جزیره باسعید و که انگلیسی ها آن را با سادو می نامیدند، بردند و آن جزیره را تا سال ۱۸۷۹ به صورت پایگاه مرکزی و اسکادران نیروی دریای انگلیس در خلیج فارس نگهداری کردند و از آن پس تا سالها آن را به عنوان ایستگاه زغال گیری خود حفظ کردند و پرچم خود را بر فراز خاک آن جزیره برافراشته نگه داشتند. بعدها این ایستگاه (سال ۱۹۱۱م) به جزیره هنگام منتقل شد.

یکی از اقدامات مهم انگلستان در جهت تسلط بر اوضاع بازرگانی و سیاسی در خلیج فارس این بود که قانون خرید و فروش برده را از میان برداشت و از آنجایی که این مسئله به پهنه امپراتوری انگلستان لطمه وارد ساخت برای افزایش اعتبار خود به خلیج فارس شروع به بستن زنجیره ای از پیمان ها درباره ممنوعیت خرید و فروش برده با شیخ های مسقط و عمال و بحرین و کویت و دولت های ایران و عثمانی پرداخت و در سالهای ۱۸۶۴ میلادی به بعد برتری چشمگیری در خلیج فارس به دست آوردند که تا ورود کشتی های روسی و آلمانی این برتری در آبهای خلیج فارس همچنان ادامه داشت.

فعالیت آلمانیها در خلیج فارس

زمامداران امپراتوری آلمان در سالهای آخر قرن نوزدهم متوجه اهمیت خاورمیانه شده و درصد یافتن راهی به این منطقه و استقرار پایگاهی در خلیج فارس بر آمدند تا در منطقه ای که انگلیسی ها بدون رقیب به شمار می رفتند برای خود پایگاهی به دست آورند.

در سال ۱۸۹۶ یک شرکت آلمانی به نام وتک هاوس نمایندگی خود را در بندر لنگه تأسیس کرد و شروع به معاملات صدف و مروارید کرد. سال بعد کنسولگری آلمان در بوشهر افتتاح شد و در اکتبر ۱۸۹۸ ویلهلم دوم یک سفر رسمی به استانبول کرد و مورد استقبال و پذیرایی مجلل سلطان عبدالحمید دوم و رجال دولت عثمانی قرار گرفت سیاست انگلستان از ابتدای قرن نوزدهم بر اساس حمایت از دولت عثمانی و دور نگاه داشتن روسها از بغازهای سبفروداردانل قرار داشت. به همین جهت در طول قرن ۱۹ انگلستان در موارد متعدد به نفع امپراتوری عثمانی دخالت کرد که مهم تر از همه جنگ کریمه و کنگره برلن بود. با پیروی از این سیاست انگلیسی ها توانستند تا مدتی دیگر حیات ((مرد بیمار اروپا)) را تضمین کنند. اما از سال ۱۸۹۴ به بعد تغییراتی در سیاست انگلیس نسبت به خاورمیانه به وجود آمد و فکر تقسیم کشورهای این منطقه از جمله ایران و عثمانی به مناطق نفوذ را دنبال کردند.

آلمانیها از این موقعیت استفاده کرده و سیاست نزدیکی با دولت عثمانی را پیش گرفتند. در سال ۱۹۰۰ یک هیأت آلمانی برای معاینه و بررسیهای مقدماتی اتصال راه آهن استانبول – بغداد به کویت به آن شیخ نشین مسافرت کرد و عده هایی به شیخ کویت داد. اما شیخ کویت که تحت الحمایه انگلستان بود زیر بار نرفت. آلمانیها دولت عثمانی را تشویق کردند که به کویت نیرو بفرستد و شیخ را گوشمالی دهد اما دولت انگلیس با اعزام کشتیهای جنگی خود به ساحل کویت نقشه آنها را از بین بردند.

در سال ۱۹۰۱ شرکت ونک هاوس که از دولت آلمان کمک مالی می گرفت و دامنه عملیاتش توسعه یافته بود مرکز نمایندگی خود را به بحرین انتقال داد و شعباتی هم در بصره و بندرعباس دایر نمود. سال بعد نخستین خط کشتیرانی بین هامبورگ و بنا در خلیج فارس دایر گردید و آلمانیها فعال برای به دست آوردن نفوذ در ایران شروع به اقدام نمودند. به موازات انعقاد پیمان اتحاد نظامی بین آلمان و عثمانی نمایندگان سیاسی آن کشور سعی به جلب محبت ایرانیان نمودند و توانستند حیثیت و نفوذ معنوی زیادی بین میهن پرستان ایرانی که از دخالتهای دو دولت بزرگ همسایه به شدت ناراضی بودند به دست آورند. این اقدامات زمانی انجام شد که انگلیسی ها گرفتار جنگ با بوئرها شدند، توانستند به مسئله نفوذ آلمان در خلیج فارس بپردازند. در زمستان ۱۹۰۳ لرد کرزن نایب السلطنه هند در حالی که ناوگان جنگی عظیمی او را همراهی می کرد. به خلیج فارس مسافرت کرد.

این سفر که توأم با قدرت نمایی بود تأثیر فراوانی در تحکیم موقعیت سیاسی انگلیسی در این منطقه نمود پس از خاتمه آن لرد لانسدون وزیر امور خارجه انگلیس در مجلس لردهای آن کشور اعلام کرد:

« ما تأسیس پایگاه دریایی و تأسیسات بندری را در خلیج فارس به وسیله هر دولتی باشد یک تهدید جدی به منافع بریتانیا می دانیم و به وسایل ممکنه ای که در دست داریم از وقوع آن جلوگیری خواهیم کرد.»  پس از این دولت انگلستان یک هیأت بازرگانی به ایالات جنوبی ایران فرستاد تا تجارت با آن نواحی را تقویت کند و با تأسیس کنسولگریهای جدید و فرستادن ناوگان جنگی به بنادر خلیج فارس توانست تا حدودی از فعالیتهای روز افزون آلمانیها جلوگیری کند.

روسها هم که از نفوذ آلمان در خاورمیانه به هراس افتاده بودند اقداماتی برای تحکیم موقعیت خود در ایالات شمالی ایران کردند و به بهانه کافی نبودن قوای داخلی ایران برای حفظ نمایندگیهای سیاسی و کنسولی و انفاع خود عده ای قزاق روسی را به ایران آورده گارد مسلح تشکیل دادن. انگلستان هم بلافاصله برای مقابله با این حرکت عده ای سرباز هندی به عنوان محافظت سفارت و کنسولگریهای خود وارد ایران کرد.

نخستین حضور روسها در خلیج فارس در تابستان ۱۸۹۹ صورت گرفت. در چهارم ژوئن ۱۸۹۹م پرنس دابیژاکنسول روسیه در اصفهان همراه دو قزاق از شیراز راهی بوشهر شد. نماینده سیاسی انگلیس در بوشهر به هاردینگ سفیر انگلیس در تهران در تلگرافی خبر داد که هدف دابیژا تفحص در جزیره هرمز است تا جایی مناسب برای برپایی ایستگاه زغال گیری بیابد.

بنا بر باور هاردینگ، سفر دابیژا پیش در آمد یک نیروی نظامی پر خطر دشمن به شمار می رفت و از آن رو در پاسخ نوشت که: باید مراقب رفتار او و دیگر فرانس روس ها در بندرها… باشید.  یقین داشته باشید که روسیه و فرانسه در کارشان هماهنگ اند.

اشاره هاردینگ به فرانسه از آن جهت بود که فرانسه و روسیه در برابر آلمان متحد شده و فرانسه هم در سال ۱۸۹۴ میلادی در مسقط کنسولگری بر پا کرده بود.

دابیژاهم در بازگشت به خرمشهر به بهانه اینکه بوشهر شهری طاعون زده است و او دارنده میکروب آن بیماری است پس از چند روز نگهداری در قرنطینه با احترام به دیدار شیخ خزعلی حاکم خرمشهر رفت و عنوان کرد که روسیه در نظر دارد تا بندری در خلیج فارس داشته باشد.

پس از چند روز در روزنامه های روسیه درخواست شد که بهتر است روسیه هر چند زودتر بندری در خلیج فارس به دست آورد و هر چه بهتر که آن بندر، بندرعباس است.

این نوشته ها در روزنامه های روسیه، انگلیس را سخت نگران کرد، زیرا انگلیس مقیم هند خلیج فارس را دریای خودمان می نامیدند و از دست اندازی و حضور هر دولتی در آن ناراضی بودند.

فریزر نوشته است:

ما سیصد سال است که در سراسر دریاهای تنگ و باریک خاورمیانه درخش و پرچم خود را به اهتزاز در آوردیم و قربانی های زیادی داریم و این حق را به راحتی از دست نمی دهیم. ما این حق را سه چندان به دست آورده ایم که برتری خود را به گونه دست نخورده و خدشه ناپذیر حفظ می کنیم.

در همین زمان انگلستان که درگیر جنگ بوئرها بود روسها فرصت یافتند تا به درون خلیج فارس بخزند. در ۱۴ فوریه سال ۱۹۰۰ اولین ناو روسی گیلیاک به آرامی در بندرعباس لنگر انداخت.

ناو گیلیاک نتوانست سیصد تن زغال را که به سفارش روس ها از بمبئی به بندرعباس آورده شده بود، بار زدند و از آن رو ۲۵ تن آن را بر جای نهاد و از حاکم بندرعباس خواست تا بازگشت دوباره آنها را نگهداری کند، در واقع از این طریق و با این شیوه آن جا را به ایستگاه زغال گیری روسیه تبدیل کرد و لرد کرزن پس از این رویداد در کتابش نوشت ((مثل این که میخ خود را کوفته اند.)) اصولاً روسها نگاهی ژرف به خلیج فارس داشتند و از آن رو یکی از بزرگترین چهره های سیاسی خود را راهی کنسولگری خود در بصره کردند. آداموف، سیاستمدار کهنه کار در امور خاورمیانه بود و قبل از آن اداره امور آسیایی در وزارت امورخارجه روسیه و سفیر روسیه در تهران بود.

شایان ذکر است که روسیه زمانی نفوذ خود را در بنادر و جزایر جنوب و خلیج فارس کم کرد که در سالهای ۱۹۰۳ میلادی به بعد در شمال ایران نفوذ پیدا کرد. البته اقداماتی از قبیل ساختن راه آهن بغداد توسط آلمان ها و هم چنین احداث راه آهن توسط انگلیس ها با بین کیتاونومسکی کاملاً مطمح نظر دولت روسیه بوده و در واقع این دو خط روزی سبب خواهد شد که دولت روسیه بتواند به محیط هندوستان دسترسی پیدا کند.

اینجا بود که دولت روسیه برای رفع این مشکل صلاح دانست که در بغداد و محمره، بصره و بوشهر کنسول گری ایجاد نماید و در ضمن کمک نقدی به یک کمپانی بحری داده تا راه تجارت را ما بین بحر سیاه و خلیج فارس باز کند.

لرد کرزن که در سال ۱۹۰۳ میلادی از چشم روم بوشهر افتاده بود آنهم به دلیل مسالمت با شیخ نشین ها و ایجاد تفرقه در سیاست تجاری و بازرگانی و حفظ منافع انگلستان بود، نهایتاً منجر به ترک بوشهر شد. و همین مسائل موجب شد تا با روسیه به توافق شوم برسد و قرارداد ۱۹۰۷ میلادی و تقسیم خاک ایران به مناطق نفوذ روسیه و انگلیس در شمال و جنوب سرزمین ما بینجامد.

نتیجه گیری

خلیج فارس از دیر باز به دلیل اهمیت استراتژیک آبراههای آن و وجود منابع نفتی از سالیان گذشته تا کنون همواره به عنوان یک واحد ژنو پلتیک کم نظیر در دنیا مطرح می باشد .

در این پژوهش به پیشینه تاریخی خلیج فارس و چگونگی تسلط دول استعمارگر از ابتدا تا قرن بیستم پرداخته شده است . در این دوره ی سیصد ساله روابط ایران با کشور های ارو پایی اصولاً بر اساس احترام متقابل مبادلات تجاری بوده است و با اینکه در این امر بین دول مذبور مخصوصاً انگلستان و هلند روسیه و فرانسه رقابت وجود داشت اما به طور اجمالی به اهداف این تسلط به ویژه انگلستان وروسیه در پژوهش حاضر پرداخته شده است .

دولت انگلستان که از پیشروی روسها به سوی خلیج فارس و سرحدات هند نگران شده بود پس از آنکه توانست نظیر امتیازات روسها را در ایران بدست آورده و هرات و بلوچستان را منتزع نماید سیاست خود را بر این مبنا قرار داد که ایران به صورت یک دولت ضعیف و دست نشانده و حصاری برای حفظ سر حدات هند در آورد. به این جهت در سراسر قرن نوزدهم ایران صحنه ی رقابتهای دو دولت استعمار گر شده بود تا اینکه در برابر خطر امپراتوری آلمان دو دولت مزبور در سال ۱۹۰۷ با یکدیگر کنار آمده و ایران را به مناطق نفوذ تقسیم کردند .

انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و سقوط دولت روسیه تزاری خلئی در صحنه ی سیاست ایران به وجود آورد که انگلیسی ها سعی کردند آنرا با قراردادی نظیر تحت الحمایگی که در آن زمان با سایر دول آسیایی و آفریقایی منعقد کرده بودند پر کنند .

در حقیقت خلیج فارس نقطه عطفی بود برای توجه دول استعمار گر بویژه اروپایی ها که با نقشه های متعدد سعی در تسلط برآن داشتند، به هر حال این توطئه ها و تحریکات، ریشه جهانی و فراماسونری داشته و در موقعیت حساس هوشیاری و توجه شدید و مستمر ملت رشید و اصیل ایران را برای عقیم گذاشتن این تحریکات طلب می کند می کرد.

رویداد های سالهای اخیر نشان داده که کشور های این منطقه به تنهایی تا چه اندازه در برابر سیاستها و اقدامات قدرتهای بزرگ جهانی آسیب پذیر هستند .

مشکلات داخلی این کشور ها و از همه مهمتر اتکای بیش از حد به صادارات نفت آن چنان تار پود حکومتی این کشور ها را در هم تنیده که این کشور ها از این بیم دارند که با در خطر قرار گرفتن این منبع حیاتی و عدم امنیت آبراههای این منطقه با مشکل جدی مواجه گردند، به همین دلیل تامین امنیت در منطقه برای این کشور ها بسیار حیاتی می باشد و چون خود را قادر به تامین چنین مسئولیتی نمی ببینند به جست و جوی امنیت در پناه کشور های پر قدرت و خرید سلاح و انبار کردن آنها مشغول هستند. حتی ساختار های دفاعی و امنیتی موجود در منطقه به دلایل مختلف به ویژه عدم شرکت کلیه کشور های خلیج فارس در آن ، هرگز نتوانسته اند توفیقی در عمل پیدا کنند .

در خاتمه امید است خلیج همیشه فارس کما کان مظهر تمدن و همزیستی مسالمت آمیز همسایگان ایران عزیز باشد. رویداد های اخیر خلیج فارس نشان داده است که قدرتهای بزرگ استعمار گر دنیا سعی دارند با تبلیغات منفی و پنهان داشتن واقعیات، خلیج فارس را به محل چالش کشور های منطقه تبدیل کنند تا از این طریق دفاعی و امنیتی منطقه را ضعیف کرده و همبستگی جهان اسلام را به خطر اندازند که با توجه به به مرور تاریخ این موضوع جدیدی نبوده و همواره خلیج همیشه فارس دستخوش این فعالیتها بوده است .

تاریخ ، گاه تکرار زشت رویداد های پلید است . خواندن آن چه پیش تر روی داده است می تواند باز دارنده ی تکرار همسان رویداد های پیشین باشد .

فهرست منابع و ماخذ

۱- دریا نوردی ایرانیان ، اسماعیل رایین ، جلد اول

۲- ایرج افشار سیستانی ، جغرافیایی تاریخ دریای پارس

۳- فام خلیج فارس در طول تاریخ ، محمد جواد مشکور ، وزارت اطلاعات و جهانگردی .

۴-صنعت ماهی در خلیج ، محمد علی جلالی ، تهران ۱۳۳۹

۵- حفاظت محیط زیست در خلیج فارس ، مجموعه مقالات سمینار بررسی مسائل خلیج فارس ، رضا حسن میرزا طاهری

۶- ایرافشار سیستانی ، جزیره هند رابی و دریای پارس و نگاهی به جزایر فارور و فاروگان دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی تهران ۱۳۷۱

۷- اقبال یغمایی ، خلیج فارس ، انتشارات کل نگرش وزارت فرهنگ و هنر تهران

۸- محسن شاملو ، خلیج فارس ، تهران خرداد ۱۳۴۷

۹- روزنامه کیهان شماره ۱۶۰۵۴، ۲۰ مهر ۱۳۷۶

۱۰- محمد صادق ، رضایی شوشتری ، خلیج فارس از نظر تاریخی ، مجموعه مقالات سمینار بررسی مسایل خلیج فارس ، مرکز مطالعات سیاسی بین امللی ، ۱۳۸۶

۱۱- فصل نامه سیاسی – اقتصادی اطلاعات شماره           و          سالهای ۱۳۸۱، ۱۳۸۲

۱۲- محمد علی جناب ، خلیج فارس ، انتشارات           سال ۱۳۶۷

۱۳- تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم ، عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، ۱۳۷۵ ، انتشارات امیر کبیر ، تهران

۱۴ – سر پرسی سایکس ،تاریخ ایران ، جلد دوم ، ترجمه سید محمد تقی فخر داعی گیلانی ، تهران ، علمی ، ۱۳۵۵

۱۵-فیروز کاظم زاده روس و انگلیس در ایران ، ترجمه دکتر جواد صدر ، تهران ، سپهر ،۱۳۲۲

۱۶- ابولقاسم طاهری ، تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی انگلیس و ایران ، انتشارات انجمن آثار ملی ، ۱۳۵۴

۱۷ –  ایرج ذوقی ، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرت های بزرگ ، تهران پاژنگ ، ۱۳۶۸

۱۸- ادوارد براون ، یکسال در میان ایرانیان ، ترجمه ذبیح الله منصوری ، تهران ، کانون معرفت سال ۱۳۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید