- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

موانع اجتماعی و حقوقی پیش‌روی زنان هزاره افغانستان

اگر زنی قادر به عبور از مرزهای اجتماعی شود آنوقت می‌بایست با خود قانون روبرو شود. قانون مدون افغانستان کاملاً برای زنان ناعادلانه است.

افغانستان



مدار شرقی، گلناز سعیدی: بنیانگذار نظریه(Kimberle Crenshaw) بخشی از هویت های دوگانه اظهار داشت: “وقتی نامی برای مشکلی وجود ندارد، نمی توانید مشکلی را ببینید و وقتی نمی توانید مشکلی را ببینید. به هیچ وجه نمی توانید آن را حل کنید.» هزاره ها ، تنها به دلیل نژاد خود یکی از اقلیت هایی هستند که در افغانستان مورد بدترین آزار و اذیتها قرار می‌گیرند. زنان ، در اکثر جوامع مردسالار، از طریق اشکال مختلف خشونت و استثمار مورد ستم واقع می شوند. به طور کلی، زنان افغان بخاطر نژاد و جنسیت خود مظلوم ستم هستند. این مقاله با تجزیه و تحلیل قوانین ارثی و رمزگذاری شده در افغانستان ، استدلال می کند که زنان هزاره از نظر حقوقی و اجتماعی از حق مالکیت برابر محروم هستند و همچنین به شرح ظلم و ستم های زنان افغان به دلیل قانون مدنی افغانستان می پردازیم و سپس جزئیات ظلم و ستم های فرقه هزاره در افغانستان را شرح می دهیم.



قوانین وراثت در افغانستان



قوانین وراثت در افغانستان، قوانینی مدون و عرفی است. قانون اساسی افغانستان که در سال ۲۰۰۴ توسط این کشور به عنوان محصول کنفرانس سازمان ملل پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ تصویب شد ، متن رمزگذاری شده ای است که به عنوان قانون مشروع در کشور شناخته می شود. قانون مدنی افغانستان از طریق ۳۲۷ بند بر حقوق مالکیت در افغانستان حاکم است. این حقوق مالکیت در قالب ۱۰۰۰ بخشنامه است اما به طرز جالبی مستثنی هستند. در افغانستان تنها برای زنان ، قوانین عرف به همراه آیین نامه اعمال می شود. با توجه به روند بسیاری از کشورهای مسلمان ، قانون شریعت افغانستان نیز به عنوان قانون عرفی انحصاری شناخته می شود. بنابراین خود قانون، از نظر قضایی به عنوان ترکیبی از شریعت و قانون مدون تفسیر می شود. تجزیه و تحلیل هر دو نوع قانون نشان می دهد که آنها بسیار مغرضانه هستند و زنان را به طور کلی مغرضانه می دانند. اولا ، قانون مدنی، بر چهار اصل خود پایه دارد: کودکان ، والدین و همسران از حق وراثت برخوردار هستند، اما مرد سهم بیشتری نسبت به زن در وراثت دارد. علاوه بر این، زنان از املاکی که پس از پرداخت متوفی باقی می‌ماند تنها نیمی از اموالی را که مردان دریافت می‌کنند دریافت می کنند. توجیه رسمی برای ماهیت بسیار تند و تیز این قوانین مفهوم بسیار مردسالارانه است که مرد باید از خانواده مراقبت کند. بنابراین ، جای تعجب ندارد که قوانین خودش را به عنوان پیشرو در نظر می گیرد.

دوماً، قوانین عرفی در افغانستان وجود دارد که بر حقوق مالکیت زنان افغانی سنگینی می کند. اگرچه شرع به عنوان یک قانون رسمی عرفی افغانستان در نظر گرفته می شود ، اما در سایر مشروعیت اجتماعی هنوز قوانین قانونی نامشروع وجود دارد که تقریباً زنان را از حق وراثت مرد منع می‌کند. واقعیت اساسی ناشی از اعمال این قوانین عرفی که به طور قانونی غیرقابل مجازات نیستند این است که فقط مردان ارث می برند. هنگام فوت شوهر این برادر متوفی است که مال را به دست می آورد. اگر بیوه می‌خواهد سهم دارایی را مطالبه کند ، باید با برادر شوهرش ازدواج کند. البته، او اجازه دارد در ملک شوهر زندگی کند، اما حق ندارد این ملکی که قانون برای او فراهم کرده را مال خود کند. سرانجام ، طبق قانون شرع، زنان مجاز به ادعای حقوق مالکیت در مورد طلاق است، اما به دلیل ترس از تبعیض اجتماعی به سختی طلاق می‌گیرند. تخمین زده می‌شود که حدود یک میلیون بیوه در افغانستان وجود داشته باشد و ۹۰٪ از آنها به طور متوسط ​​بیش از چهار فرزند دارند. دلیل این محرومیت از حقوق بشر می تواند در دو دلیل خلاصه شود: اولاً، هنوز هم سازماندهی زیرساخت ها برای استفاده صحیح از قانون مدنی وجود ندارد و اگر زنان به حقوق خود نزدیک شوند، وجهه عمومی آنها خدشه دار می شود. ثانیا اکثر زنان افغان بیسواد هستند و از این رو از قوانین مدون آگاهی ندارند. از آنجا که شهروندان این کشور پس از جنگ در وضعیت آزادی قرار گرفته اند، در یک حباب اجتماعی فرو رفته اند ، دولت باید مکانیسم ساختاری خود را برای دستیابی به بیشتر مردم توسعه دهد.

هزاره‌ها چه کسانی هستند؟



از نظر سرزمین وحقوق بشر، هزاره ها افرادی هستند که با هویت بسیار مظلومی در بین مردم افغانستان زندگی می کنند. هزاره ها حدود ۱۰ الی ۲۰درصد از کل جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند. تقسیم بندی قبیله ای مهمی در اکوسیستم افغانستان وجود دارد که هزاره ها پست‌ترین قبیله محسوب می شوند، در حالی که پشتون ها قبیله ای برتر هستند. نظریه های بسیاری در مورد خاستگاه هزاره ها وجود دارد و هیچکدام از آنها تاکنون به طور رسمی تأیید نشده اند. اما با این وجود ، هزاره ها از اواخر دهه ۱۸۹۰ تا به امروز مورد تبعیض قرار گرفته اند. شاید خشن ترین ظلمی که برای نخستین بار با آنها روبرو شد توسط حاکم بدنام عبد الرحمان خان بود که ظلم خود را بر اساس این واقعیت که هزاره ها متعلق به گروه شیعیان در سال ۱۸۹۲ بودند ، توجیه می کند. این امر منجر به نسل کشی گسترده ۵۰ تا ۶۰ درصد از جمعیت هزاره ها در افغانستان شد.در این زمان هزاره ها شروع به مهاجرت از افغانستان کردند. هدف نهایی عبدالرحمان این بود که حداکثر زمین های هزاره ها را تحت کنترل خود درآورد. در نتیجه مهاجرت هزاره ها باعث شد تا مالکیت زمین از آنها گرفته شود. پادشاهان دیگری همچون نادرخان هم دستور قتل هزاره ها را داد تا سرزمین های آنها مصادره شود. تنها با تهاجم ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ و معرفی قانون اساسی افغانستان ۲۰۰۴ ، هزاره ها دارای حقوق برابر شدند. زندگی زنان هزاره از سال ۲۰۰۱ به طرز چشمگیری بهبود یافته است و تحصیلات و اوضاع سیاسی مردم هزاره به شدت بهبود یافته است. البته این دستاوردها در صورتی افزایش می یابد که طالبان بر سر قدرت نباشند.

سرکوب هویت دوگانه زنان هزاره



با توجه به اطلاعات فوق در مورد اعمال قوانین وراثت زنان افغانستان و حقوق گذشته مالکیت هزاره ها ، از طریق تئوری هویت دوگانه بررسی خواهیم کرد که چگونه زنان هزاره افغانی در دو مرحله مظلوم واقع می شوند : اول ، از طریق قانون وراثت رمزگذاری شده و دوم از طریق قوانین وراثت عادی.

در مرحله اول از آنجایی که زنان هزاره به طور احتمال به خانواده هایی تعلق دارند که دارای زمین کمی می باشند. جای تعجب است که هزاره ها با وجود آنکه در قبیله پست قرار دارند، با سوادترین گروه‌ها در افغانستان محسوب می شوند. با این حال ، آنها فقط ۱۸٪ ازکرسی های کابینه را تشکیل می‌دهند. از نظر اجتماعی ، آنها باید مراقب باشند، زیرا آنها متعلق به گروه شیعه هستند و گروههای خارجی مانند طالبان با شیعیان مخالف هستند. این موضوع باعث می شود تا در ذهن زنان هزاره سوالاتی درخصوص حقوق مالکیت بوجود آید. حال این وضعیت را در نظر بگیرید که چگونه یک زن هزاره، تحت لایحه کدگذاری قانون مدنی افغانستان با وضعیت وراثت می تواند روبرو شود. آموزش و پرورش بخش مهمی از احیاء هزاره پس از سال ۲۰۰۱ است. همچنین باید به خاطر داشته باشید که اکثر مردمان هزاره که در مناطق باقی ماندند به خاطر حملات تا اواخر قرن بیستم فقیر شده اند. از این رو ، گرچه آنها ممکن است سواد بیشتری نسبت به بقیه گروههای تشکیل دهنده افغانستان داشته باشند ، اما آنها هنوز از نظر اقتصادی فقیر هستند.

اگر زنی از طریق قانون مدنی افغانستان به دادگاه مراجعه کند تا ادعای وراث خود را در مورد مرگ همسر یا پدرشان مطرح کند، دو چالش وجود دارد که باید بر آنها غلبه کند: اجتماعی و حقوقی. همانطور که قبلاً گفته شد، بیشتر زنان افغانی از ترس اینکه نسبت به آنها شورش کنند به دادگاه نزدیک نمی شوند. در اینجا ، هزاره به طور کلی چندین دهه است که مورد آزار و اذیت اجتماعی قرار گرفته اند. یکی از شواهد وحشتناک این واقعیت در سناریوی کنونی این است که دولت سریع می تواند یک تروریست را به عنوان هزاره بداند، درحالی که اکثر افغان‌ها می دانند که آنها پشتون هستند. از این رو، نزدیک شدن به دادگاه ها و سیستم حقوقی، خود یک ریسک است. با این حال، فرض کنید که زنی قادر به عبور از مرزهای اجتماعی شود آنوقت می بایست با خود قانون روبرو شود. همانطور که قبلاً توضیح داده شد، قانون مدون افغانستان کاملاً برای زنان ناعادلانه است. در اینجا دو بی عدالتی اساسی وجود دارد که اکنون او با آن روبرو خواهد شد: اولاً، سهم ارث او نسبت به مرد کمتر است. این بدان معنی است که او در حال حاضر بخاطر قانونی که بیان می دارد مرد سرپرست خانواده محسوب می شود با محدودیت روبرو می‌شود. همچنین ، زن به عنوان همسر ، اگرچه می‌تواند مهریه را به عنوان بخشی از تعهدات شوهر دریافت کند، اما فقط یک هشتم آنرا دریافت می کند و به عنوان دختر هم تنها یک چهارم آن را دریافت خواهد کرد.

نقش زنان در قوانین ارث، جدا از شیعه، کاملاً مشروع است. اما در مذهب شیعه زنان نسبت به وراثت متمایز هستند و معمولاً فقط مردها هستند که هرگونه اموالی را دریافت می کنند. در افغانستان اگر زنی بیوه باشد و در مورد مال ادعایی داشته باشد تنها در صورت ازدواج با برادر متوفی می تواند درخواست مال کند. اگرچه افغانستان به طور خاص هرگونه برخورد متضاد با شریعت را ممنوع کرده است، اما آنها همچنان در این وضعیت باقی مانده اند.

نتیجه گیری


افغانستانیک کشور از نظر قومی متنوع است ، اما پیکربندی فعلی دولت ، آنگونه که در قانون اساسی ۲۰۰۴ به تفصیل آمده است ، به طور عمده نتوانسته است مشارکت ، توسعه و ثبات سیاسی مساوی را برای همه اقوام بویژه هزاره ها ارائه کند. در میان بسیاری از مشکلات دیگر ، قانون اساسی حاضر اختیارات زیادی به دولت مرکزی می دهد و به استان ها و ولسوالی‌ها اجازه نمی‌دهد که مقامات محلی خود را انتخاب کنند ، اولویت های توسعه خود را تعیین کنند و بودجه های خود را تهیه کنند.

علاوه بر این ، طرح صلح غنی همچنین هیچ گونه حمایت برای هزاره ها و گروه های دیگر که احتمالاً همچنان پس از پایان رسمی خصومت بین دولت افغانستان و گروه مسلح ، مورد هدف طالبان قرار گیرند ، ارائه نمی دهد.

با توجه به وضعیت زنان بخصوص زنان هزاره در افغانستان، دولت افغانستان باید در چار چوب قانون اساسی، میثاق های بین المللی در حمایت از زنان هزاره و زنان و استراتژی ملی توسعه افغانستان، اقدامات موثر و عملی را جهت بهبود وضعیت حقوقی زنان هزاره و زنان بردارد. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با در نظر داشت مشکلات موجود در عرصه حقوق زنان؛ موارد زیر را جهت بهبود وضعیت زندگی زنان به دولت افغانستان پیشنهاد مینماید.

بالا بردن سطح دانش و افکار عامه نسبت به حقوق و امتیازات اجتماعی و فردی شهروندان به خصوص جایگاه و موقعیت حقوقی زنان در روابط خانوادگی و اجتماعی، بوسیله تدوین و اجرای برنامه‌‏های گسترده و دوامدار آموزشی توسط وزارت‏های؛ معارف، تحصیلات عالی، حج و اوقاف، عدلیه، امور زنان و سایر وزارت‏های سکتوری؛ ایجاد فرصت‏ها و زمینه‌‏های کار درآمد زا برای زنان به هدف تأمین زمینه‏‌های استقلال مالی و از بین بردن وابستگی‏های شدید مالی زنان نسبت به مردان خانواده.ایجاد فرصت‏های اداری برای زنان در سطوح بالای ادارات و نهادهای ملی و خصوصی و سهیم ساختن آنان در تصمیم گیری‏ها و سیاست گذاری‏های کلان ملی، به هدف تأمین ضمانت‏های دایمی حمایت از نقش زنان در زندگی اجتماعی.ایجاد راهکارهای مؤثر برای مبارزه با حاکمیت عرف و تغییر نگرش انها در خصوص خرافات یا ایجاد نگرشی جدید برای دور کردن مردم افغان با خرافات که حقوق بشری زنان را متضرر ساخته و تداوم فرهنگ مردسالاری را حمایت می‏کند.

تأمین ظرفیت‏های سالم، متعهد و متخصص در سیستم عدلی و قضایی کشور به هدف از بین بردن فرهنگ معافیت و مبارزه جدی علیه کسانی که تداوم فرهنگ معافیت را حمایت می‏کنند. و بالاخره ایجاد محکمه فامیلی در تمام ولایات و جبری ساختن ثبت ازدواج و استفاده از نکاحنامه.

اگرچه در حالی که در گذشته کار های برای برطرف ساختن مشکلات زنان در افغانستان انجام یافته اما هنوز هم به تلاش های بیشتری به هدف از میان برداشتن چالش ها و موانع موجود در برابر زنان افغان نیاز است.

منابع:



۱- نگرانی کمیسیون حقوق بشر افغانستان از وضعیت زنان بی سرنوشت،فارسی نیوز،۲۰۱۸.

۲- حمایت از حقوق زنان، کمیسیون  مستقل حقوق بشر افغانستان.

۳- چشم انداز حقوق زنان در افغانستان،روزنامه دیلی افغانستان.

۴-Alizada,Bismellah,(2019),What peace means for afghanistan’s Hazara People

Likes(0)Dislikes(0)