موازنه قدرت ایران و اسرائیل
تحولات اخیر نشان میدهد که خاورمیانه وارد مرحلهای تازه از رقابتهای نظامی و دیپلماتیک شده است.
مینا علی اسلام
ایران در حال تقویت توان دفاعی خود با خرید جنگندههای مدرن و سامانههای پدافند هوایی است؛ آنچه به نظر می آید موازنه قوا میان تهران و تل آویو بسیار شکننده است.
در ادامه نگاهی به تدارکات نظامی دو طرف داشته باشیم تا چشم انداز روشن تر شود.
۱. تحرکات نظامی ایران
– خرید جنگندههای سوخو-۳۵ و بالگردهای میل-۲۸ از روسیه، بزرگترین قرارداد تسلیحاتی ایران در سه دهه اخیر محسوب میشود. بخشی از این جنگندهها تحویل داده شده و نیروی هوایی ایران پس از سالها فرسودگی، در حال بازسازی است.
– ایران همچنین در مذاکرات پیشرفته با چین برای خرید سامانههای پدافند هوایی و جنگندههای جدید قرار دارد. این اقدام نشاندهنده تلاش تهران برای ایجاد یک سپر دفاعی چندلایه در برابر تهدیدات اسرائیل و آمریکا است.
ایران طی دو دهه اخیر زرادخانهای متنوع از موشکهای بالستیک و کروز توسعه داده است؛ از جمله شهاب ۳، قدر، سجیل، عماد، خرمشهر، حاج قاسم و خیبرشکن با بردهایی تا ۲۰۰۰ کیلومتر.
_ موشکهای جدید ایران مانند «حاج قاسم» و «عماد» دارای دقت اصابت زیر ۱۰ متر هستند و برخی مدلها قابلیت مانور در فاز نهایی دارند.
– دکترین موشکی ایران بر بازدارندگی نامتقارن و تاکتیک «اشباع سامانههای دفاعی دشمن» با حجم بالای پرتابهها استوار است. حملات گسترده با صدها موشک و پهپاد، حتی اگر بیشترشان رهگیری شوند، میتواند فشار سنگینی بر دفاع اسرائیل وارد کند.
– مقامهای ایرانی تاکید کردهاند که برنامه هستهای متوقف نخواهد شد و هرگونه حمله اسرائیل با پاسخ سخت و هدف قرار دادن مناطق مرکزی اسرائیل مواجه خواهد شد.
۲.تحرکات اسرائیل
– اسرائیل با سامانههای دفاعی چندلایه مانند «پیکان/Arrow» توان بالایی در رهگیری موشکها دارد. سامانه دفاع موشکی پیکان (Arrow) یکی از پیشرفتهترین سامانههای ضد موشک در جهان است که با همکاری آمریکا توسعه یافته و قابلیت رهگیری موشکهای بالستیک در جو فوقانی و حتی فضا را دارد.
_ صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) اعلام کرده که این سامانه پس از هر حمله ایران ارتقا یافته و در آخرین درگیری توانسته بیش از ۹۰ درصد پرتابههای ایرانی را رهگیری کند.
_اسرائیل علاوه بر پیکان، سامانههای گنبد آهنین و فلاخن داوود را نیز در اختیار دارد که یک شبکه دفاعی چندلایه ایجاد کرده است.
سوی دیگر تغییرات در معادلات منطقهای
– خلع سلاح حزبالله – اگرچه هنوز در سطح گمانهزنی است – میتواند یکی از بزرگترین تغییرات امنیتی در لبنان و مرزهای شمالی اسرائیل باشد. این تحول، فشار مستقیم بر ایران وارد میکند زیرا حزبالله همواره بازوی راهبردی تهران در مقابله با اسرائیل بوده است. نقشآفرینی عربستان سعودی بهعنوان میانجی میان ایران و آمریکا هم نشاندهنده تغییر رویکرد ریاض از تقابل به مدیریت بحران است. این نقش جدید میتواند زمینهساز کاهش تنش یا بالعکس، تثبیت صفبندیهای تازه در منطقه باشد.
حالا چشم انداز کمی مشخص تر است؛
شرایط موجود را میتوان یک بازدارندگی شکننده دانست؛ هر دو طرف در حال آمادهسازی برای سناریوی درگیری هستند، اما هیچکدام تمایل ندارند آغازگر جنگ باشند. با این حال، احتمال حمله پیشدستانه اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران همچنان مطرح است. در مقابل، ایران نیز برنامهریزی برای پاسخ غافلگیرکننده را در دستور کار دارد. اگر حزبالله تضعیف شود و عربستان بتواند میانجیگری مؤثر انجام دهد، ممکن است ایران بیش از پیش به توان مستقیم نظامی خود متکی شود؛ این امر خطر برخورد مستقیم با اسرائیل را افزایش میدهد.
اسرائیل برتری تکنولوژیک دفاعی دارد؛ سامانههای چندلایهاش توانستهاند در چندین درگیری اخیر بخش بزرگی از حملات ایران را خنثی کنند.
البته باید گفت ایران برتری کمی و تنوع موشکی دارد؛ توانایی تولید و پرتاب صدها موشک و پهپاد در یک بازه کوتاه، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشود.
تحولات اخیر نشان میدهد که خاورمیانه وارد مرحلهای تازه از رقابتهای نظامی و دیپلماتیک شده است. به نظر میرسد منطقه بر روی بشکه باروتی قرار گرفته که هر لحظه امکان انفجار دارد. هرچند هیچیک از طرفین خواهان جنگ تمامعیار نیستند، اما یک اشتباه محاسباتی یا حمله محدود میتواند به رویارویی گسترده ایران و اسرائیل منجر شود.
