بررسی اقتصاد افغانستان؛ از شوروی تا طالبان
شاید معروفترین همسایه ایران که نیروی کار ارزان آن را در جایجای کشور دیدهایم، افغانستان باشد. افغانستانیها جزو لاینفک نیروی کار ایران در دههها اخیر بودهاند، همسایگانی که بعضا به دلیل ناامنی، جنگ و فقر به کشور ما پناهنده شدهاند. افغانستان کشوری است که جنگ و گروههای تروریستی چهره آن را کاملا مخدوش کرده و […]
شاید معروفترین همسایه ایران که نیروی کار ارزان آن را در جایجای کشور دیدهایم، افغانستان باشد. افغانستانیها جزو لاینفک نیروی کار ایران در دههها اخیر بودهاند، همسایگانی که بعضا به دلیل ناامنی، جنگ و فقر به کشور ما پناهنده شدهاند. افغانستان کشوری است که جنگ و گروههای تروریستی چهره آن را کاملا مخدوش کرده و چیزی جز ویرانی، بیکاری و فقر در این کشور بر جای نگذاشته است.

به گزارش مدار شرقی، اقتصاد افغانستان همواره آبستن حوادث مختلف تاریخی بوده است و گروهها تروریستی چون طالبان و داعش روند رشد و توسعه آن را بهکلی با مشکل روبهرو کردهاند. در این مقاله میکوشیم اقتصاد افغانستان را از نزدیک رصد و سیر تغییر و تحولات اقتصادی- سیاسی این کشور را بررسی کنیم.
کشوری که پیشتر از ما بود
افغانستان زمانی تحت سلطنت حکومت هخامنشیان بود و جز خاک ایران بهحساب میآمد. به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، این کشور به مکانی برای پیوند تمدنهای بزرگ جهان تبدیلشده بود و یکی از مهمترین مراکز بازرگانی عصر باستان بود.
افغانستان به لحاظ قدمت تاریخی یکی از کهنترین کشورهای جهان است و تاریخ و هنری غنی دارد. همانطور که گفتیم این کشور زمانی جزئی از خاک ایران بود. به همین دلیل شاهد حکومتهایی چون هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، امویان، عباسیان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان مغول، تیموریان، گورکانیان، صفویه و افشاریه بود و آثار این دوران همچنان بر پیکره هنر و تاریخ و فرهنگ این کشور به چشم میخورد.
تاریخ پر از جنگ افغانستان
میتوان چنین بیان کرد که تاریخ سیاسی افغانستان مدرن از ابتدای قرن هجدهم شروع میشود. در سال ۱۷۰۹ سلسله هوتکیان در قندهار حکومت مرکزی ایجاد کردند اما استقلال افغانستان مدت زیادی طول نکشید و مستعمره شد و شیره جان این کشور اقتصاد انگلستان را تغذیه کرد.
افغانستانیها در طول تاریخ پر فراز و نشیب کشورشان برای آزادی در مقابل قدرتهای زیادی ایستاده و جنگیدهاند. انگلستان نیز جز کشورهایی بوده که برای تصرف افغانستان تلاشهایی فراوانی کرد.

نتیجه این تلاشها جنگ اول افغانستان-انگلیس در سالهای ۱۲۲۱-۱۲۱۷، جنگ دوم در سال ۱۲۵۷ و جنگ سوم در سال ۱۲۹۸ شمسی بوده است. بعد از پایان جنگ سوم، افغانستانیها توانستند از استعمار انگلیسیها خلاص شوند.
افغانستان بعد از استقلال تا زمان سقوط رژیم محمد داوود در سال ۱۳۵۷ با وجود بینظمیها و هرجومرجهای موجود، در حال پیشرفت آرام و مداومی بود.
اما در سال ۱۳۵۷ احزاب طرفدار شوروی رژیم را سرنگون کردند و این شروع جنگ و ناامنی در این کشور بود.
ظهور طالبان و شومیهای بعدازآن
نیروهاى مجهز طرفدار شوروی با وسایل پیشرفته اتحاد جماهیر شوروى به افغانستان حمله کردند، اما مردم افغانستان در مقابل آنها ایستادگى کرده و به مبارزه پرداختند. این مبارزات تا سال ۱۳۶۷ ادامه داشت تا اینکه مردم موفق شدند نیروهای متجاوز را از افغانستان بیرون کنند.
تعداد دقیق تلفات ناشی از تجاوز شوروی به افغانستان مشخص نیست اما این درگیریها باعث مهاجرت میلیونها نفر از کشور، کشته شدن هزاران نفر و از بین رفتن زیربناهای افغانستان شد.

طالبان از سال ۱۳۷۳ با شعار حفظ ارزشهای اسلامی و از بین بردن بینظمیهای موجود در کشور، فعالیت خودش را آغاز کرد و تا سال ۱۳۷۵ تعداد زیادی از ولایتهای افغانستان و همچنین کابل را تصرف کرد.
درگیریها و اقدامات طالبان موضوع این مقاله نیست اما خرابیها و ویرانیهای این گروه باعث آسیب به بدنه اقتصاد افغانستان شد و چنان فضای نااطمینانی و ناامنی را در این کشور به وجود آورد که آثار آن در این اقتصاد باقیمانده و خواهد ماند.
چالشهای زیستمحیطی که افغانستان را تصرف کرده است
افغانستان دارای منابع طبیعی چون گاز، نفت، زغالسنگ، مس، کرومیت، سولفات باریم، گوگرد، سرب، روی، آهن، سنگهای قیمتی و اورانیوم است. دشتهای شمالی این کشور عمدتا زراعی هستند اما فلات جنوب غربی این کشور آب و هوایی نیمهخشک و بیابانی دارد.
متاسفانه قطع درختان جنگلهای این کشور توسط قاچاقچیان موجب از بین رفتن بیش از ۷۰ درصد جنگلهای افغانستان شده است. یکی از مهمترین مشکلات و خطرات زیستمحیطی این کشور از بین رفتن و نابودی گونههای جانوری چون پلنگ برفی، بزهای کوهی، سمور، غزالهای وحشی و قوچ است.

این حیوانات با اهدافی چون استفاده از پوست و شاخ توسط شکارچیان غیرمجاز کشته میشوند. از سوی دیگر محدودیت دسترسی به منابع آب، چرای بیشازحد دام، آلودگی هوا و آب از چالشهای محیط زیستی این کشور است.
نتیجه سالهای سال جنگ و درگیری
افغانستان یکی از کشورهای فقیر جهان است. سی سال جنگ و خرابی تنها چهرهای دلخراش و ویران از این کشور باقی گذاشته است. فقر در این کشور از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ و همچنین ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ کاهش نداشته است.
بهطور مثال در سال ۲۰۰۹ تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر برابر با ۱۰۰۰ دلار بوده است. از سوی دیگر نرخ بیکاری ۳۵ درصد بوده که بهطور تقریبی موجب قرار گرفتن ۳۶ درصد ساکنین این کشور زیر خط فقر شده است.
اقتصاد این کشور همچنان از حوادث سال ۱۹۷۸ قد علم نکرده و از سوی دیگر چندین دوره خشکسالی از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ وضعیت این کشور را بغرنجتر کرده است.

بهطورکلی کاهش کمکهای بینالمللی، بحران بیکاری و گسترش جنگ از دلایل عمده افزایش فقر در این کشور بوده است. آمریکا در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ با خروج نیروهای خود از خاک این کشور کمکهای خود را به میزان ۳۴ درصد کاهش داد.
از سوی دیگر جنگ و ناامنی در این کشور میزان سرمایهگذاری و توسعه را در اقتصاد افغانستان کاهش داده است. بحران اشتغال در افغانستان باعث بیکاری حدود ۲۶ درصد نیروی کار این کشور شده که بیشتر بیکاران را روستاییانی تشکیل میدهند که سواد و مهارت کافی ندارند.
سهم بخشهای مختلف در اقتصاد افغانستان
جمعیت این کشور تا سال ۲۰۱۶ حدود ۲۹٫۲ میلیون نفر بوده است. حدود ۶٫۹ میلیون نفر از کل جمعیت این کشور شهرنشین هستند. همانطور که جلوتر نیز گفتیم، ۳۹٫۱ درصد از مردم افغانستان زیرخط فقر قرار دارند.
بیشترین سهم در تولید ناخالص داخلی این کشور متعلق به بخش خدمات با رقم ۵۲٫۲۸ درصد است. بعدازآن دو بخش صنعت و کشاورزی تقریبا سهم یکسان و نزدیک به هم دارند و به ترتیب ۲۲٫۱۳ و ۲۲٫۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی افغانستان را به خود اختصاص دادهاند.

نمودار بالا تغییرات نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این کشور را در ۸ سال گذشته نشان میدهد. بهطورکلی تغییرات نرخ رشد در این کشور به میزان زیادی وابسته به تغییرات میزان سرمایهگذاری خصوصی در این کشور که در در نمودار زیر آمده، بوده است.

با مقایسه این دو نمودار میتوان مشاهده کرد که با سقوط سرمایهگذاری خصوصی در سال ۲۰۱۳ نرخ رشد از ۱۰٫۹ به منفی ۱٫۸ در سال ۲۰۱۵ رسیده است. پرواضح است که یکی از جدیترین آسیبهای اقتصاد افغانستان، وابستگی بیشازحد به مصارف و کمکهای خارجی است.
این کمکها باعث شده است که برنامهریزی و تمرکز بر تقویت بنیادهای اقتصاد داخلی کشور از لیست اولویتهای سران این کشور خط بخورد. رشد ناپایدار این کشور با خروج نیروهای نظامی با سقوط مواجه شدند و اقتصاد افغانستان را با مشکل مواجه کرد.
زمانی که امنیت شغلی تبدیل به رویا میشود
کارگران در افغانستان دارای حقوق مشخصی نیستند. بیمه بیکاری، سلامت و عمر وجود ندارد. ضعف حاکمیت قانون باعث پایمال شدن حقوق آنها میشود و خبری از امنیت شغلی نیست. کارفرما هر زمانی که دلش بخواهد بدون دلیل منطقی میتواند کارگر را اخراج کند.
از سوی دیگر جنگ و درگیری ۴۰ سال گذشته در این کشور باعث شده است، بسیاری از تاسیساتی که کارگران در آن مشغول به کار بودهاند از بین بروند و یا بهطورکلی تعطیل شوند.
ناامنی و عدماطمینان موجود در اقتصاد افغانستان باعث شده است که مردم گرفتار فقر شوند و شرایط کار و زندگی برایشان سختتر از پیش شود. به دیگر سخن مردم افغانستان امروزی از اوضاع نابسامان اقتصادی بیشتر از طالبان میترسند.

از یکسو نرخ بیکاری بالا باعث فرار تعداد بسیار زیادی از نیروی کار این کشور به کشورهای همسایه شده است و از سوی دیگر جوانانی که نمیتوانند شغل مناسبی پیدا کنند، به کارهای غیراخلاقی، جرائم جنایی، اعتیاد و پیوستن به گروههای تروریستی سوق مییابند.
همانطور که در نمودار بالا مشخص است نرخ بیکاری این کشور در سالهای اخیر روند صعودی داشته است و این در حال است که برنامه مشخصی از سوی دولت مرکزی برای بهبود این وضعیت وجود ندارد.
نرخ تورم در اقتصاد افغانستان با دارا بودن رقمی برابر با ۱٫۱ درصد یکی از کمترین نرخها تورم منطقه بهحساب میآید.

در سال ۲۰۱۶ ترکیب صادرات در اقتصاد افغانستان به ترتیب زیر بوده است: ۳۱ درصد خشکبار و میوه خشک، ۱۶ درصد قالی، ۱۱ درصد گیاهان دارویی، ۶ درصد میوه تازه، ۲ درصد پوست و ۳۴ درصد سایر اقلام. نشانی از صادرات ماشینآلات و یا کالاهای دانشبر در سبد صادراتی این کشور دیده نمیشود.
از سوی دیگر ترکیب اجناس عمده واردات این کشور نیز در همین سال: ۲۱ درصد مواد نفتی، ۶ درصد فلزات و آهنآلات و ۵ درصد ماشینآلات و تجهیزات بوده است.
سخن آخر
پیشبینی میشود اقتصاد افغانستان تا سال ۲۰۲۰ رشد تدریجی را تجربه کند اما لازمه این رشد فراهم شدن بستر مناسب است. این بستر از طریق امنیت بهتر، ثبات سیاسی و مساعدتهای پایدار بینالمللی فراهم میشود.
از طرف دیگر این کشور در سال ۱۳۹۵ با چالش جدیدی روبهرو شد؛ بیشتر از ۸۰۰ هزار مهاجر افغانستانی از پاکستان و ایران به این کشور عودت داده شدند و این خود نیازمند مدیریت درست و اصولی است. از سوی دیگر افغانستان کشوری با منابع محدود است. همین موضوع باعث شده است که درآمدی بادآورده از محل این منابع و امکانات، عاید این کشور نشود که بتواند این چالش را بهراحتی مدیریت کند.
منبع: تجارت نیوز
